من اونجا فهمیدم دوستش دارم که خوب بود میخواستمش ،بد بود میخواستمش، خوشحال بود، غمگین بود، فراری از همه بود باز میخواستمش. خودم رو یادم نمیاومد باز میخواستمش.
اگه با من در ارتباط هستین، بدونین که اگه یه روزی به هر دلیلی دیگه باهم دوست و در ارتباط نبودیم، از من هیچ آسیبی بهتون نمیرسه. تمام حسها، حرفها و لحظههاتون پیش من جاش امنه.
"یه شب دوباره،تورو میبینم و میزنه بهم چشمک ستاره.پیشت میشینم و زل میزنم بهت انگار یه خوابه.بیبی برمیگردم باز یه روزی تهران کنارت،تهران کنارت"
یه بار مهربونی ضربشو زد،دیگه حتی اونا اسمونم بیارن زمین مهربونی و صمیمیت قبل منو ندارن .
فکر میکردم هیچیم نمیشه،فکر میکردم قوی تر از این حرفام.ولی هم یه چیزیم شد ام اونقدرام قوی نبودم.