#دلنوشته
به نام خدا
شب جمعه وقتی همه در خواب ناز بودیم گله ی گرگ ها مالک اشتر را دریدند.
همیشه با آرامش زندگی کردیم راحت خوابیدیم، سرد و گرم نچشیدیم راحت مدرسه آمدیم ،زنگ تفریح ها شادی کردیم، زنگ
خانه جیغ زدیم و هیاهوی کودکانه سر دادیم .
بزرگترین دغدغه ی زندگیمان انتخاب بستنی قیفی یا چوبی بود، و بزرگترین اندوهمان ناتوانی در بستن بند کفشمان و غافل
بودیم،که همه ی این ها را مدیون بزرگ مردانی مثل حاج قاسم سلیمانی هستیم.
حاج قاسمی که توی گرما و سرما در جبهه های ایران سوریه و عراق جنگید مجروح شد ولی خسته نشد.
بچه ها:
شهید حاج قاسم بابای آرامش و امنیت ما بود او مردانه ایستاد، با داعش جنگیدو نگذاشت آنها شهر های ما را مثل لبنان سوریه و
عراق بسوزانند مرد ها را جلوی زن و بچه هایشان بکشند وگوش زنان و دخترکان را برای دزدیدن گوشواره پاره کنند ،همان کاری
که با حضرت رقیه (س) و اسیران کربلا کردند.
حاج قاسم مردانه ایستاد، و برای ما همه بچه ها پدری کرد ، تا نعره ی داعش دل کوچکمان را نلرزاند .
همه ما سریال پایتخت 5 را دیده ایم.
بچه ها:
دشمنان از نام حاج قاسم می ترسیدند، به خاطر همین همیشه برایش نقشه میکشیدند، تا او را بکشند، شغال های ترسو در
میدان جنگ حریف بابای شیر مرد ما نشدند، به خاطر همین شبانه و دزدانه او را بمب باران کردند.
ما هیچ وقت بابای مقاومت را فراموش نمیکنیم، باید قصه ی حاج قاسم را مثل لالایی حفظ کنیم تا وقتی برزگ شدیم، برای
کودکانمان زمزمه کنیم.
دیروز دشمن یک حاج قاسم از ما گرفت،ولی هشتاد حاج میلیون حاج قاسم متولد شد.
روحش شاد و یادش همیشه در قلب هایمان جاوید.
صلوات
#ارسالی_ازاعضا
🇮🇷 @Loveshohada28
کانال شهادت زیباست🍃☝️