هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
و عزیزِ من، ایکاش زخمهایمان که با لبهایی کبود به رنگِ بیخوابیِ آسْمان، تنمان را بوسه زدند، زیبا باشند. چون شیشههای شکستهای که با نور، قوسِ رنگینکمان میآفرینند. چون شکافتن خاک برای رشد درخت. چون ذّرهذره بخار شدن دریا برای ابر، گریهی ابرهای بهار برای زمین. ایکاش اقلاً از شکافِ زخمهایمان جوانه برخاسته و درخت انّار و یا سیبی سرخ قد بگیرد.
هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
من خیلی به مجرمانِ نامرئی فکر میکنم. کسانی که لب روی لب میفشارن و پلک روی پلک، توی گوشهاشون چوبپنبه میذارن که مبادا صدای ظلم، آرامششون رو بههم بزنه. کسانی که در خونهی بغلی ظلمی رو میبینن، امّا پرده رو میکشن و سکوت میکنند. کسانی که سکوت_سکوت میکنند. من فرق چندانی بین اینها با ظالم نمیبینم. من از کسانی که سکوت میکنن و خودشون رو به ندیدن میزنن، خیلی بیشتر از خود ظالم تنفر دارم، چون اگر اینها سکوت نمیکردند، ظالم انقدر قدرت نداشت. ظالم قدرتش از دستِ خاموشیها میرسه؛ از لبهایی که بسته میمونن، چشمهایی که فرو میافتن، و گوشهایی که خودشون رو به نشنیدن میزنن. و اونکسی که ظلم رو دید و چشم بست، چشمِ ظالم شد.
چه بسیار ظلمهایی بوده که با دستِ یک نفر آغاز شد و با سکوتِ هزار نفر دووم آوُرد. سما میگفت ظلم، یه دست داره؛ امّا با هزاران سکوت، دستدراز میشه. سما درست میگفت.
هدایت شده از شبگرد
این که کسی با ادب و احترام صحبت میکنه، برای خودش و طرف مقابلش توی صحبت ارزش قائل هست، و از یهسری واژههای بیخود استفاده نمیکنه، برای مرز خودش و مرز طرف مقابل احترام قائل هست و اونهارو درک میکنه؛ به این میگن احترام و ارزش گذاشتن برای طرف مقابل.
دیگه نمیدونم شما چطور رفتار میکنید، که به این نوع رفتارها، میگید گرفتن خود.
اگه استفاده از واژه های مبتذل، رفتارهای مضحک، یعنی خاکی بودن، اعتراف میکنم که من خاکی نیستم و هرگز خاکی نخواهم بود.
🫸🏻L'un deav🫷🏻
شب معرفی کتابش رو می زارم اگه یادم نره🫨
خب وقت نشد
رفت برای فردا
فردا تمومش می کنم(خیلی کم ازش مونده) و بعد معرفیش رو می ذارم
هدایت شده از وَرای
ما شعر نمیخوانیم و نمینویسیم چون کار بانمکیه.
ما شعر میخوانیم و مینویسیم چون عضوی از نوع بشر هستیم.
و نوع بشر سرشار از شور و اشتیاقه.
ما شعر میخوانیم و مینویسیم چون عضوی از نوع بشر هستیم.
و پزشکی، حقوق، تجارت و مهندسی، اینها اهداف شریفی هستند،
و برای بقای زندگی ضروریاند.
اما شعر، زیبایی ، رمانس، عشق؛
اینها همان چیزهایی هستند که ما برایشان زنده میمانیم.
_ انجمن شاعران مرده
#دیالوگ
@Varay_show
هدایت شده از # قدقد