خلاصه ظهر شد دیگه گفت بیاید بریم کار عملی
عرض کنم خدمتتون مارو فرستادن تو حیاط چهار تا لگو دادن بهمون گفتن هرگروهی تونست اینارو زودتر سر هم کنه برندس
و الان منم و یک روز از دست رفته و ذوقی که خیلی خیلی کور شده و اعصابی خورد و امتحان زیست فردا که هیچی براش نخوندم.
ناراحتیم وصف نشدنیههههه