امشب از اون شباییه که یه کپه استرسم یه کپه ترس یه کپه عذاب وجدان و چند کپه "ای کاش"
توی دلم خالی شده
واسه اولین بار بود که توی جمع اون شکلی ازم تعریف میکرد*-*
اونم جمعی که بار اول بود میدیدمشون و یه کپه زهرای نمیدونم چیکار کنم بودم
شایدم فقط اون شکلی گفته که من تو جمع احساس راحتی کنم یا یه جور تکنیک روانشناسی مسخره اس+++
واقعا وقتی اطرافت آدمای روانشناس /مشاور باشن باور کردن خیلی سخته
حس میکنم هر حرکتشون معنی دار و حساب شدس و منتظر واکنش منن و نمیشه باور کرد حرفاشون واقعی و از ته دله یا دارن روت تکنیک میزنن