وی عزیزم، مهم نیست چقدر تلاش کنم و ادعا کنم خاطراتم مدفون هستند، اما در واقع کنترلی روی آن ها ندارم و ناگهان به سراغم میآیند و همه چیز را بهم میریزند
اولیویا عزیزم، منم میخوام مامان یه سری ها رو ملاقات کنم و بهشون بگم که توی تربیت بچه هاشون بیشتر تلاش کنن
کانن گری عزیزم،راست میگفتی که حتی اگر ستاره ها و خورشید هم بهش بدم براش کافی نیستم
مایک شینودا ی عزیز، منم همه چیز رو بلند و رسا گفتم ولی همونطور که چستر بنینگتون گفت، هیچکس گوش نمیده
لانا دل ری عزیزم، منم همیشه سعی میکنم خوشحال باشم ولی خوشحالی مثل یه پروانه ازم فرار میکنه
ان اف عزیز من هم دنبال جایی میگردم که مجبور نباشم از خود اصلیم فرار کنم و از افکارم بترسم
هری استایلز عزیز، منم میدونم که هیچی طوری که قبلا بود نیست، لازم نبود انقد صریح بکوبیش تو صورتمون که
اولیویای عزیز، منم همیشه با خودم فکر میکنم چطور تونست اون کارا رو باهام بکنه؟
سیای عزیزم، هیچکس هم نمیتونه من رو بشکنه یا بهم آسیب بزنه، چون به قدری به همه بی اعتمادم که انتظار هرکاری رو از هرکسی دارم و این باعث میشه آماده ی همه چیز باشم.