اریانفر عزیز، منم نیاز دارم به همه ی دوستای لانگم که تو واقعیت داشته باشمشون و فاصلمون فقط چند دقیقه باشه
راستش منم خیلی وقته که از کم بودن و کافی نبودن برای بقیه خسته شدم اقای اریانفر
منم همینطور اریانفر عزیز، منم هروقت برای چیزی جلو جلو ذوق کردم کنسل شد
منم همینطور دنیبرهود عزیز، ارزوم میکنم کاش درمورد احساساتم بهش نگفته بودم.
منم همینطور اریانفر عزیز، منم مدام جلوی بقیه میخندم و وانمود میکنم هیچ مشکلی نیست اما هیچ وقت اینطوری نبوده
منم همینطور شایع عزیز، از روی مهربونی لطف کردم به بقیه و حالا توهم زدن که انگار وظیفمه
سلست عزیزم، چطور ممکنه آدمها از غریبه به دوست و از دوست به عاشق و در آخر از عاشق دوباره به غریبه تبدیل بشن؟