توی فضاهای شلوغ اونی که تنها یه گوشه وایمیسته همیشه منم رزی عزیزم
رزی عزیزم، منم همیشه بهونه هاشون رو گوش دادم اما هیچوقت نتونستم درکشون بکنم
منم نمیتونم تصور کنم که چطور همهچیز خیلی یهویی ناپدید شد و از هم پاشید رزی عزیزم
اریانفر عزیزم، من هم عمیقا دلم میخواست یکی بهم بگه کم نیستم، ناکافی نیستم، بد نیستم، زشت نیستم و برای این دنیا اضافی نیستم
حق باتوعه اریانفر عزیزم، کسی بی اعتمادی رو جزوی از وجودت میکنه که همهی وجودت میدونستیش.
اریانفر عزیز دلم میخواد بهش بگم، من تورو از دست ندادم، تو کسی رو از دست دادی که نگرانت میشد، کسی که حاضر بود هرکاری برات بکنه، حاضر بود از خیلی چیزا بگذره که تو فقط بخندی
جناب اریانفر، ما هم داشتیم زندگی کوفتیمونو یه جوری میگذروندیم که حواسمون پرت چشای یکی شد
منم همینطور دنیبرهود عزیز، ارزوم میکنم کاش درمورد احساساتم بهش نگفته بودم.
چیس آتلانتیک عزیز، چطور میتونم فراموشش کنم وقتی توی سرم حضور داره؟
تنتاسیون عزیزم، منم هیچ وقت تکیهگاهی نداشتم که روی شونه هاش غم هام و خالی کنم.
آقای داستایفسکی عزیز، درسته که آدما جون سختن، ولی من دارم کم میارم
من هم همینطور خانم دل ری عزیز، من هم همیشه یه زن دیگه بودم، زنی که هر شب با گریه خوابش میبرد