یه روز از خواب بلند می شی خیلی سرحال و خوشحالی می خوای از خونه بزنی بیرون می بینی عکست توی آینه نیست بر می گردی اتاق رو می بینی که توی تخت جاموندی.
امروز خم شدم و در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمد آرام گفتم :" چیزی را از دست نداده ای."
کسی که زندان رو ساخته آدم باهوشی بوده،اما کسی که انفرادی رو ساخته یه فرد نابغس،اون فهمیده تنها چیزی که میتونه انسان رو از درون نابود کنه تنهاییه.
آدم ها تا حد مرگ از خود خسته ات میکنند؛ ترکت نمیکنند،اما مجبورت میکنند ترکشان کنی. آنگاه تو میشوی ،بنده ی سرتا پا خطاکار.
-چرا انقد بدی؟
+چون بهترین راهی که باعث میشه قلبت نشکنه اینه که تظاهر کنی قلبی نداری.
از نظر روحی احتیاج دارم رو صندلی حیاط آسایشگاه روانی نشسته باشم و هیچی رو بیاد نیارم.
بهم میگی تحمل کن، درست میشه.
درست شدن تا یه جایی ارزش داره، تا یه جایی لبخند رضایت رو لبت میاره. از یه جایی به بعد حتی اگه همه چیز درست بشه هم ارزشی نداره تو رو خوشحال نمیکنه، تو رو راضی نمیکنه.
چیزی که تو ٥ سالگی تو ویترین مغازه دیدی و خواستی وقتی ٢٠ سالگی بهت بدن دیگه خوشحالت نمیکنه، غذایی که یکشنبه هوس کردی وقتی جمعه بهت بدن دیگه راضیت نمیکنه.
حرفی که امروز باید آرومت کنه رو چند روز بعد بشنوی دیگه خاصیت نداره.
همه چی سر تایم خودش ارزش داره. از یجایی به بعد اونقدر دیرمیشه که صد برابر چیزی که میخواستیم بهت بدن خوشحال نمیشی.