من سرِ اونی که دوسش دارم هم بی جنبم،هم حسودم،هم روانیم،هم طاقتِ اینکه کسی نزدیکش بشه رو ندارم.
نمیدونم چه کسی نیاز داره اینو بشنوه اما
اگر "غم" رهات نمیکنه،
شاید واسه اینه که یاد نگرفتی آدمایی رو رها کنی که غمگینت میکنن.
نمیدونم متوجه منظورم میشین یا نه ولی قبل اینکه از دست کسی ناراحت شم اول از دست خودم ناراحت میشم که اصلا چرا اجازه دادم تو انقدر مهم بشی که منو ناراحت کنی.
نااُمیدِ امیدوار دیده ای؟
خسته پرتلاش چه؟
غمگینِ سرحال و
دلگیرِ شاداب چطور؟!
من خودم ؛ خودم را
نقض میڪنم ...!