یک ماه مونده به عروسی، پدرشوهرم من و همسرمو برد تو یه آپارتمان قدیمی کوچیک و گفت اینجارو براتون رهن کردم، من ذوق کردم کلی تشکر کردم و..
فرداش گفت پاشید بریم بیرون
مارو برد یه خونه ی ویلایی نوساز بزرگ، کلید داد به من گفت:دختر قدرشناسی هستی، مبارکتون باشه اینجارو خریدم براتون 🙂
•بانو•
خدا به من به قیافه ی مظلوم و گوگولی داده
برای اینکه شما فکر کنید که میتونید اذیتم کنید؛
سپس چنان سورپرایز شوید که تا عمر دارید یادتون بمونه!😂🤌🏻🦦
دخترا تا یه جایی واسه حرفاتون و رفتاراتون گریه میکنن و به جنون میرسن
ولی بعدش دیگه به چپشون هم نیستید.
#یک_عاشقانه_کوتاه 🌿
- پونزده شونزده سالم ك بود چون ازش خوشم میومد
رفتم با رنگ رو دیوار خونشون نوشتم :
‹ پری دوستت دارم ! › داداشاش وقتی دیدن بعد یه فصل کتک زدن مجبورم کردن دیوار خونه رو رنگ بزنم .
رنگ زدم ولی باز ردّ اون ‹ دوستت دارم › موند !
ده دوازده سال بعد وقتی دستم به دهنم رسید رفتم خواستگاریش و زنم شد یادمه پری روز خواستگاری گفت :
موندم پایِ همون نوشتهیِ کمرنگ رویِ دیوار
حالا ك بیست سی سال ازون روزا گذشته به بچههام میگم :
یجوری عاشق شین ، یجوری عاشقش کنید ك ردِ دوست داشتنتون تا
ابد رویِ دیوارِ دلش بمونه حتی اگه بره !