دخترا تا یه جایی واسه حرفاتون و رفتاراتون گریه میکنن و به جنون میرسن
ولی بعدش دیگه به چپشون هم نیستید.
#یک_عاشقانه_کوتاه 🌿
- پونزده شونزده سالم ك بود چون ازش خوشم میومد
رفتم با رنگ رو دیوار خونشون نوشتم :
‹ پری دوستت دارم ! › داداشاش وقتی دیدن بعد یه فصل کتک زدن مجبورم کردن دیوار خونه رو رنگ بزنم .
رنگ زدم ولی باز ردّ اون ‹ دوستت دارم › موند !
ده دوازده سال بعد وقتی دستم به دهنم رسید رفتم خواستگاریش و زنم شد یادمه پری روز خواستگاری گفت :
موندم پایِ همون نوشتهیِ کمرنگ رویِ دیوار
حالا ك بیست سی سال ازون روزا گذشته به بچههام میگم :
یجوری عاشق شین ، یجوری عاشقش کنید ك ردِ دوست داشتنتون تا
ابد رویِ دیوارِ دلش بمونه حتی اگه بره !
هیچ هم زیبا نبودی من تو را زیبا کشیدم
بی جهت اقرار کردم دلبر رو رعنا کشیدم
از لوناردو داوینچی عذرخواهی میکنم که
این همه عکس تو را شکل مونالیزا کشیدم
تو نمیدانستی اصلا شهرزاد قصه ها چیست
من هزار یک شب از موهای تو یلدا کشیدم
بعد از این با چه رویی شعر نظامی را بخوانم
بس که مجنون بودم و بی خود تورا لیلا کشیدم
مرغ ماهی خوار بد ترکیب، جوجه اردک زشت
باورت شدت که تورا شهزاده قوها کشیدم؟
بعد از این خوش باش با او میروم از خاطراتت
خاطرت اسوده باشد از خیالت پا کشیدم
ولی رفیق بودن کار آسونی نیست !
مثل این میمونه که پدرو مادر پاره وقت باشی، کمدین پاره وقت باشی، سخنگویی انگیزشی پاره وقت باشی، و مهم تر از همه شریک جرم هم باشید!