*روایت پیروزی، همسرنوشت با روایت پیشرفت؟*
حميده سادات حسینی روحانی
اگر در اطرافیانتان از دسته مخالفان نظام کسی را داشته باشید، مخصوصا آنهايی که مخاطب شبکههای سیاسی ماهوارهای بودند و هستند، و در شبکههای اجتماعی منابع خبریشان منحصر در کانالهای معاند نظام است، احتمالا روند انباشت خشم را در طول سالها در مورد این افراد مشاهده کردهايد، این که به طور مداوم نسبت به نظام خشمگین و خشمگینتر شدهاند.
شبکهها و کانالهایی که منابع خبر و تحلیل این افراد هستند حداقل دو ویژگی مشترک دارند:
اول این که بهصورت رگباری اخبار منفی مربوط به کشور را پوشش میدهند، جوریکه مخاطبین این منابع بهتدریج هیچ روزنه امیدی در کشور نمیبینند. در این حالت، رسانهها با استفاده از تکنیک برجستهسازی، توجه انتخابی مخاطب را جهت میدهند. رسانهها تصمیم میگیرند که مخاطب به چه چیزی توجه نشان دهد و از چه غفلت کند.
دوم اینکه اخبار منفی فقط منفی نیستند، همراه با احمقنمایی مسئولان کشور هستند. یعنی حتی در مورد اخبار منفی واقعی، مخاطب هم باید خبر منفی را بشنود، و هم نباید نسبت به پیچیدگیهای مسئله آگاهی داشته باشد، که با سادهسازی مسئله، درجه خطا و اشتباه در بالاترین حد خود تصور شود، و این فرض ایجاد شود که اگر جای مسئولین چوب خشک هم گذاشته بودیم، مشکلات را حل میکردند.
حالا شما برای کسی که سالها مخاطب این نوع پمپاژ اخبار منفی بودهاست، روایت پیشرفت بگویید، مسخرهتان میکند. چهبسا گاهی در مورد اخبار دروغ، با فاصله متوجه واقعیت هم شده باشد یا توضيحات متفاوتی را شنیده باشد، اما انباشت آن حس خشم و خودتحقیری اولیه نسبت به کشور در طول زمان، کمکم اهمیت دادهها را برای چنین فردی کمرنگ میکند و حتی اگر متوجه شود خبری دروغ بوده، با بیتفاوتی معتقد است اگر این هم دروغ باشد از این موارد حتما فراوان است. البته قابل انکار نیست که ضعف روایی مسئولان نیز در پذیرش روایتهای دروغ یا اغراقشده مؤثر است.
با تأسف فراوان باید گفت که در مورد بخشی از جریان انقلاب نیز این خط رسانهای، با هدف و جهت متفاوتی در حال پیادهسازی است. بعضی کانالها و چهرههای انقلابی، بهصورت مداوم در مورد جنگ و مذاکرات اخبار منفی را پوشش میدهند، حتی اگر ناقص باشد، حتی اگر پروپاگاندای دشمن باشد، و حتی اگر دروغ باشد. مخاطب باید با احمقپنداری و برداشت انفعال از تصمیمگیران به اوج خشم برسد. لذا شما میبینید هرچند روز یک بار از فرماندهی مرکزی جنگ روانی دشمن، پروژهای آغاز میشود و کانالها و گروههای انقلابی را درمینوردد. موجی از خشم و یأس توأمان شکل میگیرد و بعد که تصویر جامع شکل میگیرد، آن موج موقتا فرومینشیند.
تکرار این روند و عادت به این نوع مواجهه با مسائل برای قضاوت و واکنش، معضلی است که به جنگ فعلی محدود نخواهد ماند و میتواند در بخشی از جریان انقلابی، اثری مشابه آنچه بر سر مخالفان نظام آمد، داشته باشد. چیزی که نشانههای آن از همین حالا تاحدی آشکار است. تمسخر روایت پیروزیهای ایران، بیاعتمادی به مسئولین، بیتفاوت شدن نسبت به آشکار شدن اخبار دروغ و جعلی و... وقتی تبدیل به عادت روشی در تحلیل و مواجهه با اخبار شد، کمکم به تحلیل سایر موضوعات نیز سرایت کرده و میتواند به عبور از نظام اسلامی منتهی شود. با استفاده از نظریه "ناهماهنگی شناختی" فستینگر بهخوبی میتوان نشان داد که باور به کارآمدی یک ساختار در کنار تکرر اخبار ناکارآمدی بازیگران آن ساختار، نمیتواند در بلندمدت ادامه پیدا کند.
قابل توجه آنکه مانند افرادی که اوایل استفاده از ماهواره، مدعی بودند صرفا از روی کنجکاوی به اخبار و تحليلهای شبکههای ماهوارهای توجه میکنند و مستقل فکر میکنند، این روزها تخریب جو گروهها و کانالها هم به بهانه مخاطبان خودی و همفکر توجیه میشود و از آثار تکرار و عادات در شاکله تحلیلها و تصاویر ذهنی غفلت میشود.
با این روند، روایت پیروزی به زودی سرنوشتی مشابه روایت پیشرفت پیدا خواهد کرد. اهمیت روایت پیشرفت از این جهت نبود که ما پسرفتهایی نداشته ایم، نواقصی نداریم، دچار خطا نمیشویم، همه اینها در ما هست؛ بلکه اهمیت آن از این جهت بود که انباشت کاریکاتوری و نامتناسب ذهنیتهای منفی و تلخ از شرایط کشور، روایت پیشرفت را باورناپذیر ساخته بود. جای بسی تأسف است که در حوزه یکی از بزرگترین نقاط قوت ما که موجب حیرت فرامرزی و فراسرزمینی شده، حجم اخبار دروغ و قضاوتهای غلط و از روی بیاطلاعی، در کنار مواجهه کاريکاتوری با خطاها و انتقادات موجه، روایت پیروزی را برای بخشی از جریان انقلاب، اسباب تمسخر کردهاست.
طبق روایات دینی، پیوند دروندینی وابسته به دو خصلت است: انصاف و مواسات؛ هرچه در اهمیت مواسات گفته و نوشته شده، اهمیت انصاف بهویژه با توجه به ماهیت رسانه در دوران مدرن، با بیتوجهی مواجه شدهاست.
هدایت شده از وحید یامین پور
گوشها از نصیحت و پند و اندرز پُر است. انگشت بدبینی و اتهام رو به سوی یکدیگر... این گمان نبود که هنوز پیکر رهبر شهیدمان بهخاک سپرده نشده، برادری و وحدت، بزرگترین سرمایهی ما در این جنگ، اینچنین در معرض خطر قرار بگیرد. رهبر عزیزمان در پیامشان به وضوح فرمودند:
"از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و #انسجام بیبدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی به ملّت بعثت یافته ارزانی شده... شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است."
🗓️ ۷ خرداد ۱۴۰۵
ما مطالباتی داریم و تکلیفی. مطالبه ما نباید موجب نقض تکلیف بزرگ ما در حفظ انسجام باشد.
همه ما فقط اگر چیزی به زبان بیاوریم که به هیزمی برای این آتش بدل شود، مسئولیم. شعار "مرگ بر..." را برای دشمنان قسمخوردهی مان نگه داریم. خیابان در این صد و چند شب عبادتگاه ما بوده و دعای ما به لطف دوستی و برادری بالا رفته...
@yaminpour
هدایت شده از محسن قنبریان
✊ پاسداری از بعثتِ خیابان!
✓ اگر می خواهید:
• بعثت مردم و «تمام کردن کار»، نمایشی نشود و «مؤثر بر نتایج مذاکرات» بماند...
• در کنارش «اختلاف نظرهای موجّه» به تفرقه ها و گروه گروه شدن ها نیانجامد و نقشه دشمن منعقد نشود...
✓ حتماً این دو دستور دینی را لحاظ کنید:
1⃣ شعار دهنده علیه مسئولین را تنها بگذارید و یاری اش نکنید.
مسئول در نظام اسلامی، محترم است «مرگ بر» و برچسب های «سازشکار و خائن» را قطعا رهبر شهید رد می کردند!
حضرت امیر(ع) حتی از سبّ و ناسزا علیه قاسطین و حزب اموی در صفین منع کرد:
«من دوست ندارم شما دشنام دهنده باشيد؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهيد و احوال آن ها را بيان کنيد، به گفتار صحيح نزديک تر و براى اتمام حجّت رساتر است»( خطبه۲۰۶)
2⃣ نگرانی ها درباره تفاهمنامه و توافق را در #همان_تجمعات_بزرگ و اصلی دنبال کنید.
#فراخوان_های_فرعی،«بستر رادیکال کردن حرف» و افراط است. رقیب هم مانندش می سازد و جامعه گروه گروه و مقابل هم می شود!
جماعت بزرگ مردم، خود تعدیل کننده هم اند و مانع افراط و تفریط در کُنش اند.
در اینباره خطبه ۱۲۷ را حتما بخوانید.
چاره افراط و تفریط ملازمت با جمعیت انبوه مردم ( ِدر عهد ولایت) است:
«همواره با بزرگ ترين جمعيّت ها باشيد كه دست خدا با جماعت است. از پراكندگى بپرهيزيد، كه انسان تنها بهره شيطان است آنگونه كه گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود».
⛔️ «نتانیاهو و ترامپ» را با جلوگیری از تفرقه و «مردم زداها و محفلی ها» را با متانت و اتحاد شکست دهید!
📎 مرتبط
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۴
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از جامعه متعادل | مهدی تکلّو
منطق دوران جدید منطق بازندهها نیست
اگر عاشورایی جنگیدیم، باید زینبی ادامه بدهیم
ما اگر در این جنگ مستعمره هم میشدیم اجازه نداشتیم مروج ایدۀ شکست باشیم چه برسد به حالا که ما توانستیم طلیعۀ فروپاشی استکبار جهانی با تمامی امکاناتش و طلوع افقی جدید در نظم تاریخی بشر شویم. بله ما پیروز شدیم درحالیکه طرف بازنده هنوز ابرقدرت جهانی، طاغوتی و شیطانی است، ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم نهتنها جنگ تمام نشده بلکه هم «دوران جنگ» ادامه دارد و هم باید از حالا به جنگیدن در منطق همان افق جدید فکر و عمل کنیم. ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم نباید جشن بگیریم و خوشحالی کنیم. ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم هنوز خیلی از اهداف ما پروندههایی باز دارند و مسئولیت خونخواهی و انتقام بهمثابه یک جهانبینی و یک سبکزندگی بر عهدۀ ماست. ما جمعاً و مجموعاً پیروز شدیم درحالیکه هر کدام از ما تصورات و مطلوباتی داشتیم که محقق نشده یا هر کدام از ما به جنگیدنی که داشتیم هزار اشکال وارد کنیم. اما آسیبشناسی و نقد اگر روی فهم داراییهای ما سوار نشود تبدیل به ناله میشود و اگر پیروزی را فهم و ادراک نکنیم، صورتبندی شکست عزت ما را نشانه خواهد گرفت. ما که پیش از خرداد 1404 تصور شفافی از جنگ با ابرقدرتهای خونخوار جهانی نداشتیم اما معالاسف با همان احساس عزتی که همین جنگ و همین بعثت برای ما تولید کرده به پیکار داراییهایمان رفتهایم و نتیجۀ حقارت و شکست گرفتهایم. تشکیلات ما مجموعاً با همین دولت و مجلس و مسئولان و نظامیهایی که داریم و با همین مردمی که داریم تا همینجا پیروز شد و افتخار آفرید و بر ارادۀ خودش پافشاری و آن را بر دشمن تحمیل کرد. اما اگر احساس عزت و پیروزی نمیکنیم باید آن را در بنیادهای معرفتی و عاطفی خود جستجو کنیم و حالا اصلیترین کار ما این است که «منطق دوران جدید» را بفهمیم و نرمافزار فکری و احساسی خود را با همین منطق منطبق کنیم. منطق دوران جدید اندیشه و ایمان دیگری میطلبد. اندیشهاش همان منظومۀ اندیشهای و راهبردی آقای شهید بود و ایمانش ایمان ابوذری بود که او گفت در این زمینه کمبودهایی داریم. منطق دوران جدید ما «فتح» و «انتقام» است. نه اجازه داریم دست از انتقام بکشیم که این انتقام هم بزرگ است و هم بهالطبع طولانی و نه اجازه داریم به خود «شخصیت بازنده» بگیریم و به خود و تاریخ دروغ بگوییم. این جنگ اگر عاشورایی بود منطق فهمیدنش زینبی است. منطق دوران جدید «ما رایت الا جمیلا» است. هم داغ را بنوشیم و هم زیباییها را ببینیم. در این دوران نه داغ رهبر سرد میشود و نه میراث رهبر مضمحل. داغ رهبر میگوید انتقام بگیرید و به تحقق کلمۀ توحید در افق جهانی مبادرت کنید و میراث رهبر میگوید امیدوار و متحد و مجاهد باشید. منطق دوران جدید میگوید اگر میخواهی یک واحد نقد و آسیبشناسی کنی باید ده واحد پیروزیها را نشان بدهی و روایت کنی. پیروزی تا همینجای ما مسئولیتآور است اما صورتبندی دروغین شکست، اختهکننده و پشیمانکننده و منفعلساز. منطق دوران جدید از ما آدمهای دیگری و از جامعۀ ما جامعهای دیگر و از دنیا و تاریخ ما باید دنیای و تاریخ دیگر بسازد.
🥀 مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou