eitaa logo
مخاطبین ستاره‌ها
511 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
746 ویدیو
5 فایل
کانال باشگاه مخاطبین نشر ستاره ها👇 @m_setareha ┄┅┅┈⊰✼📚✼⊱┄┅┅┄ محفلی برای دوستان کتابخوان 📚 https://eitaa.com/joinchat/4250665582C6ccc87121f ┄┅┅┈⊰✼📚✼⊱┄┅┅┄ ارتباط با ادمین👇 @nashr_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📚✍🏻 مادرشیخ اسماعیل وقتی حال وروز ایرانی های مقیم عراق رامی دید می گفت: با این اوضاع چه برسرما می آید؟ بتول جواب می داد: (هرچه خدابخواهد! فوقش می ریزند داخل خانه ومارا می کشند.ما باید کار خودمان را بکنیم وآماده باشیم) 📘 https://eitaa.com/m_setareha
📚✍🏻 ✨(بسم رب الشهداء و الصدیقین) خیلی به نگهبان اصرار کردیم تا موافقت کرد نوبتی رجب را ببینیم باورم نمی شد رجب روی تخت خوابیده باشد. انگار هیچ چیزی زیر پتو نبود. واقعا جز پوست و استخوان چیزی از او نمانده بود باید خودتو برای حرف مردم آماده کنی. مطمئن باش یه عده تشویقت می کنن، یه عده هم سرکوفتت می زنن. نه از حرف اینا خوشحال باش، نه از نگاه اونا ناراحت. طوبی گاهی یه حرف مردم سال ها توی ذهنت می مونه و آزارت می ده... طوبی جان، یادت باشه حرفِ دل جاش توی دله. اگه اومد روی زبون دیگه می شه حرف مردم چند هفته ای می شد که تپش قلب داشتم...در مورد بیماری جدیدم به کسی حرفی نزدم از وقتی خبر مجروحیت رجب را شنیده بودم؛ تقریبا هر روز سردرد داشتم دستانم را دو طرف سرم گرفتم و فشار دادم. هق هق گریه ام که بلند شد، مادر دستش را دور گردنم حلقه کرد و سرم را توی بغلش کشاند. خیلی از توکل به خدا برایم حرف زد، ولی مثل اینکه حرف هایش را نمی شنیدم. ببین طوبی خانم شما هنوز جوونی قدر خودتو بدون اگر یه خواستگار خوبی باشه بهتره به فکر خودت باشی با هر کس ازدواج کنی بچه میاری با دهان نیمه باز اطرافم را نگاه کردم همه حواسشان به صحبت‌های روضه خوان بود بهت زده گفتم خواستگار برای من؟ یعنی چی؟ من شوهر دارم دختر جان تو هنوز داغی نمی‌فهمی همینطور که مرد دنبال زن خوش قیافه هست زن هم باید مردش قلبم تند تند می‌زد و سرم به شدت سنگین شده بود دیگر تحمل شنیدن حرف‌هایش را نداشتم نفسم گرفته بود. 📘 https://eitaa.com/m_setareha
📚✍🏻 توی حیاط بابا، فرش را سرشانه‌اش انداخته بود و سعی داشت از پله‌های نردبان بالا برود؛ به طرفش دویدم و کمکش کردم... کارمان که تمام شد‌، مادر با صدای لرزان گفت: همه مادرها و پدرها نگران پسرهاشون هستن؛ ولی الان بحث تکلیفه. مجید باید بره،شما هم اگه بخوای بری،من حرفی ندارم. بابا دستش را در هوا تکان داد و گفت: آخه اگه من برم کی می‌خواد خرج شما رو بده... مادر چند قدمی جلو رفت و روبروی بابا ایستاد. گریه می‌کرد و حرف می‌زد. - مجید دو هفته زندان بود، هزار جور نذر کردم که برگرده. هر شب تا صبح اشک می‌ریختم. اونجا می‌دونستم توی همین شهر نفس می‌کشه ولی هزار بار مُردم و زنده شدم تا برگشت. الانم می‌دونم دارم می‌فرستمش توی شکم گرگ. بابای عباس ،اگه مجید و بقیه جوون‌های مملکت الان نَرَن، پس‌فردا باید اینجا و توی شهر خودشون با خفت و خواری دست ناموس‌شونو از دست دشمن بکشن بیرون... به چشمان بابا نگاه کردم،نتوانستم بفهمم آن لحظه به چه چیزی فکر می‌کند؛ فقط با صدای گرفته‌ای گفت: خدا پشت و پناهت.🥲 📘 https://eitaa.com/m_setareha
مخاطبین ستاره‌ها
📚✍🏻 توی حیاط بابا، فرش را سرشانه‌اش انداخته بود و سعی داشت از پله‌های نردبان بالا برود؛ به طرفش دوی
هیچ کس یادش نیست،"سکینه نماینده" کی به فکرش رسید آن فرغون را بردارد و بیاوردش توی دم و دستگاه جبهه؛ یا اصلا چطور مرتبه اول، آن چند پاره آهن سنگین را تا وسط حیاط کشانده و چند آب شسته که آن طور برق بیفتد و برای هفت سال بعدی هم عصای دستش بشود. فقط می دانند که صدای فرغون او پس از آن روز هم شنیده شد؛ سکینه نماینده یک شب از اخبار می شنود که رزمنده ها در بعضی از مناطق جنگی،قوت و غذا ندارند. خیلی ها با یک تکه نان کپک زده سر می کنند و به بسیاری شان همان اندک هم نمی رسد؛ " فردایی که از رادیو این ها را شنید، راه اُفتید توی قَله و آبادی های اطراف. فرغونش هم از پیش خدش مِرفت. راه مِرفت و درِ همه حولی ها رِ مُکُفت و برای جبهه کمک جمع مِکرد.فرغونش که پور مِشُد،مُبُرد مسجدِ آبادی ،خالی مِکَرد و دوبارَه وَر مِگشت از نو." https://eitaa.com/m_setareha
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴امشب باید آقا شب شعر میگرفتن تو بیت به رسم هر سال!😔 🌷 شادم که از رقیبان، دامن‌کشان گذشتی 💔 گو مشتِ خاکِ ما هم بر باد رفته باشد بسته‌ست بی‌تو دفترِ شب‌های شعرِ بیت بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت... ┄┅┅┈⊰✼📚✼⊱┄┅┅┄ محفلی برای دوستان کتابخوان https://eitaa.com/joinchat/4250665582C6ccc87121f
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پروردگارا! ملّت ایران را در همه‌ی میدانها پیروز و سربلند بفرما ✏️ پروردگارا! به حقّ فاطمه‌ی زهرا ما را فاطمی زنده بدار و فاطمی بمیران. پروردگارا! به حقّ محمّد و آل محمّد ما را فاطمی محشور کن. ❤️ پروردگارا! ملّت ایران را در همه‌ی میدانها پیروز و سربلند بفرما؛ 🌷 شهدای عزیز ما را با پیغمبر محشور بفرما. ۱۳۹۸/۱۱/۲۶ 🔹 «»؛ گزیده‌ای از دعاهای حضرت آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در انتهای خطبه نماز جمعه و دیدار اقشار مختلف مردم 🌙 ┄┅┅┈⊰✼📚✼⊱┄┅┅┄ محفلی برای دوستان کتابخوان https://eitaa.com/joinchat/4250665582C6ccc87121f
📚✍🏻 حضرت حسـین بن علی (ع) در شـب عاشـورا به یک صورت سخن گفت و در روز عاشـورا به گونه ای دیگر. شـب عاشـورا، سـخن از «نمی خواهم، احتیاج ندارم، بروید، بيعتم را برداشـتم» می گوید، ولی روز عاشـورا می فرماید: «هَلْ مِنْ ناصِرٍ يَنْصُرُني؟» (آیا یاوری هسـت که مرا یاری کند؟). شـب آن طـور گفـت تـا مبـادا خبیثـی در بيـن طیّب هـا باشـد و روز آن گونـه درخواسـت یـاری کـرد تـا مبـادا طیّبـی در بيـن خبیث هـاشـب آن طـور گفـت تـا مبـادا خبیثـی در بيـن طیّب هـا باشـد و روز آن گونـه درخواسـت یـاری کـرد تـا مبـادا طیّبـی در بيـن خبیث هـا مانـده باشـد. شـب، غربـال می کنـد تـا فقـط صالحان بماننـد و روز غربال می کند تا فقط اشـقیا در مقابـل او ایسـتاده باشـند. شـب بـرای پـس زدن نااهل ها بـود و روز برای جذب ایسـتاده بودنـد؛ اندرونی هایـی کـه به ظاهـر بيرونـی بودند. 📘 https://eitaa.com/m_setareha
نذر فرهنگی برای ظهور 📗کتاب "خلبان رئیس جمهور"  روایت زندگی خلبان حضرت آقای شهیدمان در دوران ریاست جمهوری شان می باشد. به مناسبت ایام شهادت امام خامنه‌ای(قدس سره) با ذکر صلوات در اختیار عموم مشتاقان و کتاب دوستان قرار می گیرد. ✅️در این کتاب روایت هایی از نقش شهید امام خامنه‌ای(ره) در پیشرفت صنعت هوانیروز بیان می گردد. این اثر از تازه‌های چاپ انتشارات ستاره‌ها می باشد. ✅✅کد تخفیف ۱۰۰ درصد: salavat مطالعه کتاب «خلبان رییس جمهور» در فراکتاب: www.faraketab.ir/b/749612?u=761160 https://eitaa.com/f_setareha
📚✍🏻 🌷وقتی خبر رسید رهبر به پناهگاه نرفته و شهید شده به هیچ وجه تعجب نکردم. چون در کتاب خلبان رییس جمهور خاطره‌ای از رهبر(رییس‌جمهور آن‌ روزها) را نوشتم که باور این همه شجاعتش را برایم آسان کرده بود. 🔥هواپیما آتش گرفته بود و همه در تلاش بودند سریعتر از هواپیما خارج شوند. ✈️امیر عباس پورعلی مسئول این پرواز بود و می‌گفت با اصرار از ایشان خواستیم که سریعتر هواپیما را ترک کنند. گفتند:((بذارین اول بقیه بیرون برن.)) 🌷ایشان جزو آخرین نفراتی بودند که از هواپیما خارج شدند. ✨خب من چطور باید تعجب می‌کردم از شجاعت این مرد! امتحانش را در دل جنگ ۸ ساله نشان داده بود. 👨‍🚀برگرفته از خاطرات امیر سرافراز ارتش امیر عباس پورعلی 📘 https://eitaa.com/m_setareha
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | سرآمدی داریم... 🥺 چطور خودمون رو نجات بدیم؟ ⚠️ این بیانات آقا برای ماه رمضان سال گذشته است و دقیقا یکسال بعد آقای ما شهید شدند 💔 ┄┅┅┈⊰✼📚✼⊱┄┅┅┄ محفلی برای دوستان کتابخوان https://eitaa.com/joinchat/4250665582C6ccc87121f
📚✍🏻 بدانید از نظر من ترسناک‌ترین فنته‌ها بر شما، فتنه‌ی بنی‌امیه است. فتنه‌ای کور، ظلمانی و گل‌آلود. فتنه‌اش فراگیر و عمومی است، و بلا و گرفتاری‌اش مختص عده‌ای است. هرکس در این فتنه بنگرد، دچارش می‌شود و هرکس از آن چشم بپوشد، در امان می‌ماند. در این فتنه اصحاب باطل بر اهل حق پیروز می‌شوند، تا زمانی که زمین پر از دشمنی و ظلم و بدعت شود. 📘 https://eitaa.com/m_setareha
📚✍🏻 ای مردم جهاد دری است از درهای بهشت، که خداوند آن را به روی اولیای خاصّ خودش گشوده است، جهاد لباس تقوا و زره محکم الهی و سپر مطمئن اوست. هرکس جهاد در راه خدا را ترک کند، خداوند لباس خواری و ذلت بر او می‌پوشاند، و غرق در بلا می‌نماید، و به قلبش شک و شبهه می‌آید و حقیر و ذلیل می‌شود، و به سبب ضایع کردن جهاد حق او گرفته می‌شود، و محکوم به خواری، و محروم از انصاف می گردد. 📘 https://eitaa.com/m_setareha