- مَهجور -
با تکتک کلماتش یا حتی دونه دونهیِ بیتس و نُت هاش یه خاطره میاد تو ذهنم -
- مَهجور -
یادتونه گفتم، با مامانم رفته بودیم بیرون ازم پرسید حانیه چرا همش به آسمون نگاه میکنی؟ اونی که باید بیاد از آسمون نمیاد.
وسط پیادهرو بغلم کرد. همین آهنگ بود.
عکس هر روز صبح که میرفتم مدرسه، سر پیچ خیابون نیایش با کفش اسپورت مشکیُ قرمزم، همین آهنگ بود.
عکسی که توی مترو که جلوش نوشته بود ایستگاه چمران گرفتم همین آهنگ بود.
اون روز که بعد مدرسه پیچوندم رفتم پیاده راه سلامت یادتونه ؟ همین آهنگ بود.
اون روز که با داداشم از خونه زدیم بیرون همین آهنگ بود.
و خیلی خاطرات دیگه.
اوه. چطور تونستم یه روز کامل نیام اینجا ؟
آدما هم همین جوری دور میشن.
ذره ذره، قدم قدم. میگن حالا یه روز که چیزی نیست. یواش یواش فراموش میشن. هیچکس یه دفعهای و در عرض یکی دو روز نمیتونه فراموش کنه. اگه فراموشت کرده، مطمئن باش خیلی وقته داره تلاش میکنه. پس ازش نخواه با دو تا کلمه از تلاش های چند ماهه یا حتی چند سالهش بگذره.
سختهها، ولی تو هم میتونی از کنار هرکی ازت میگذره، بگذری.
متینِ قشنگم،
ببخشید که نشد. بعضی وقتا اشتباهات کوچیک تاوانِ سنگین داره.
نتونستم پیوی رو سین کنم و الان تولد یکی از قشنگ ترینامُ از دست دادم ؛ اما خوشحالم دارمت.
شیش روز گذشته میدونم دیره، ولی بازم تولدت مبارک عزیزم. به تکتک آرزوهات برسی و همیشه خنده رو لبات باشه.
ممنونتم که اتفاق افتادی، که هستی، که میتونم باهات حرف بزنم، بگم بخندم، با شادیات خوشحال و با غمات غمم گین بشه، خب دیگه دوسِت دارم بشررر.
تولدت کلییی مبارک، بمونی برام 😌♥️.
باشه.
آها.
اگه این دو تا رو براتون فرستادم بفهمین اوضاع خیطه. اون نقطه آخرش بیش از حد تاثیر داره.🗿