خب کل روز رو دوره بودم و نتونستم عکس بگیرم اما شب:
رفتیم امام زاده صالح کمیل خوندیم و رفتیم اردوگاه چمران
که خوش گذشت ولی انصافا بز کوهی با آیه الکرسی میرفت اون بالا و برای صبحگاه عملا سرویس شدیم:)
#از_لحاظ_امروز
اگه نباشی، من با کی تا دممرگ سیبترش بخورم؟
روصورت کی نقاشی بکشم؟
خوراکیایی که نمیخامو به کی بدم؟
با کی برم بیرون؟
کی ضرب بگیره من برقصم؟
کی پایه دور دور کردنای نصف شبم تو خیابون باشه؟
با کی پلنای خفن بریزم؟
طراحیای مزخرفمو به کی نشون بدم؟
کیو پنجیر بگیرم؟
خونه کی لش کنم؟
به کی چرتپرتامو بگم؟
کی موهامو ببافه؟
با کی غذا اختراع کنم؟
کی تا صبح باهام بیدار بمونه؟
هودیای کیو کش برم؟
اصلا اینارو بیخیال؛ کی مثل تو انقدر قشنگ میخنده؟ دستای گرمتو گرفتم و گفتم لطفا نرو. این دنیا خیلی زشت و ترسناکه.
دستات سرد شد و بر نگشتی!
منم فقط دارم به نبودنت نگاه میکنم
#ملجأنامه