eitaa logo
مَأمَن؛
7 دنبال‌کننده
226 عکس
50 ویدیو
2 فایل
بِسمِ ربِّ الحِیدَر(ع):) وقف اهل بیت(ع) ؛ کاملا دلی و برای افراد بی پناه و تنها. کپی؟!با ذکر یه صلوات برای امام زمان(عج)؛حلاله؛ تاریخ‌شروع‌فعالیت:۱۴۰۵/۲/۸ اگر میدونین وقتتون با موندن اینجا هدر میره لفت بدین و من رو حلال کنید؛
مشاهده در ایتا
دانلود
التماس دعا ..:)
اَللّهُمَّ خُصَّ اَنتَ اَوَّلَ ظالِمِِ بِاللَّعنِ مِنِّی ، وَ ابدَأ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ العَنِ الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابِع . اَللّهُمَّ العَن یَزیدَ خامِسا ، وَالعَن عُبَیدَ اللهِ بنَ زیادِِ وَ ابنَ مَرجانَهَ، وَعُمَرَ بنَ سَعدِِ وَ شِمرا ، وَ آلَ اَبی سُفیانَ وَ آلَ زیادِِ وَ آلَ مَروانَ اِلی یَومِ القیامَه:)
شام غریبان است زینب[س] پریشان است💔
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است زینب پریشان است💔
هدایت شده از سیف‌الله ؛
شام غریبان، شامِ تنهاییِ بی‌کران است. شبی که خیمه‌ها سوخت، سرها بر نیزه رفت و زینب‹س› ، در میان خرابه‌ها، فریاد زد: «یا محمداه! این حسینِ توست که در بیابان، بی‌سر و بی‌کفن افتاده...» و کودکانِ اسیر، با آن پاهای برهنه و دل‌های لرزان، در کوچه‌های شام، غریبانه گریستند. و تو ای مهدیِ منتقم‹عج›! غریب‌ترینِ غریبانِ این عالمی. در این شبِ غربت، جدِّ تو بر خاک افتاد و اسیرانت در خرابه‌ها ماندند، و تو در پرده‌ی غیبت، تنها و بی‌یاور، چشم به راهِ یارانی که در خوابِ غفلت‌اند. امروز، ما که ادعایِ دوستیِ تو را داریم، چقدر برایِ ظهورت اشک می‌ریزیم؟ چقدر نامت را در دلِ شب، با سوز زمزمه می‌کنیم؟ ما که در گرمایِ عطشِ کربلا نبودیم، اما سردیِ غفلت، جانمان را گرفته است. آیا می‌دانیم که هر روز، هر لحظه، ما نیز چون یارانِ کربلا، در حالِ امتحان‌ایم؟ مگر نه اینکه هر کس که به ندای «هل من ناصر» امام زمانش پاسخ ندهد، چون شمرِ زمانه‌ی خود است، هرچند با شمشیرِ سکوت و بیتفاوتی؟ خدایا! به حقِّ حسینِ غریب و زینبِ اسیر، از غفلتِ خود استغفار می‌کنیم. مولایمان! ما در این شبِ غربت، دست به دعا برمی‌داریم برای فرجت. ظهور کن! که بی‌تو، هر روزمان، عاشورایی دیگر است. اللهم‌عجل‌لولیك‌الفرج.
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم یا حسین[علیه السلام] :))💔
السَّلَامُ مَنْ هُتِکَت حُرْمَتُهُ السَّلَامُ علی المدفونین بِلا أکفان السلام علی مَنْ دَفنِهِ أَهْلِ القری تو را به غارت و غوغا سپردم و رفتم / به اشکِ دیده‌ی زهرا سپردم و رفتم برای بردن عمامه‌ی تو دعوا شد / تو را به آن همه دعوا سپردم و رفتم عزیزِ مادرم، از بس که قطعه‌قطعه شدی / تو را به سینه‌ی صحرا سپردم و رفتم تو ماندی و تنِ خونی و پیکرِ دَرهم / تو را به اکبر و سقا سپردم و رفتم تو را که میوه‌ی قلبِ علی و فاطمه‌ای / غریب و بی‌کس و تنها سپردم و رفتم به زورِ سیلی و سرنیزه می‌روم اما / تو را به اشک و تمنا سپردم و رفتم کنار شمر و سنان رفتم از کنارِ تنت / تو را به نیزه‌ی اعدا سپردم و رفتم امشب عقیله بنی هاشم رو مدد بدید، امشب واسه دل امام زمان(عج) دعا کنید، همون آقایی که به شیخ حسین سامرایی فرمود: به شیعیانم سلام منِ مهدی رو برسون و به اونا بگو آقاتون گفته خدا رو به عمه جانم زینب(س) قسم بدید تا موانع فرج برداشته بشه! از امشب روضه جوری میشه که دل همه اهل‌بیت رو خیلی سوزونده! سال‌ها بعد واقعه عاشورا اومدند پیش امام سجاد(ع) گفتند: آقا جان سی ساله از شهادت پدرتون میگذره اما هنوز شما پرچم سیاه به خانه زدید، مگه شهادت تو خونواده شما موروثی نیست؟ مگه شهادت برای شما افتخار نیست؟ پس چرا هنوز دارید غصه می‌خورید؟ دیدن امام سجاد(ع) با یه حالت گریه‌ای فرمودند: درسته شهادت برای ما افتخاره و آرزوی ما شهادت، اما اون چیزی که این همه مدت اَمان ما رو بریده و اینجوری پریشونمون کرده، اسارت عمه جانمون زینب. ________________________________________________________________ ما فقط یه چیزی شنیدیم که ناموس اباعبدالله(ع) رو به اسارت بردند دست هاشون رو بستند، نه فقط این نیست، کسی هم جرأت نمی‌کنه روضه رو باز کنه! اسیرجنگی برای ما خوب تعریف نشده! اسیر جنگی در اون زمان، کسی بود که تو معرض دید مردها قرار می‌گرفت! ابن‌أعثم در فتوح می‌‌نویسه: این زن و بچه رو مانند همانند اُسرای ترک و دیلم از این شهر به اون شهر از این منزل به آن منزل می‌چرخاندند! اسرای ترک و دیلم که بلاد کفر بودن رو چطور و با چه انگیزه‌ای می‌چرخوندن؟؟؟؟ از این به بعد وقتی بشنویم که امام زمان (عج) فرموده که در مصیبت اسارت عمه جانم خون گریه می‌کنم حق بده به مولا!! حالا بهتر شاید متوجه شیم که امام سجاد(ع) فرمود روضه ای که امان ما رو بریده الشام الشام الشام.... اسرا رو آوردن پشت دروازه ساعات، زن و بچه‌ها رو بیرون نگه داشتند یکی سوال کرد، چرا این اسرا رو داخل نمی‌برید؟ جواب دادند: هنوز زینت دادن شهر تموم نشده! وقتی دروازه رو باز کردند، دیدند که همه رو خبر کرده بودند. می‌گفتند: قراره یه عده خارجی رو بیارن! اسرا رو از مسیر بازار یهودی‌‌ها آوردند. سرکرده یهودی‌ها به اونی که نیزه سر امام حسین(ع) رو داشت گفت: نیزه رو بیار جلوتر، نگاه کرد گفت: من تو رو خوب می‌شناسمت. بابای این بود که خیبر ما رو ریخت بهم! کامل بهایی می‌نویسه: 500 هزار نفر به تماشا اومده بودند. آخ بمیرم، همه نوشتن صبح زود بود که قافله وارد شهر شد؛ اما غروب بود که اسرا وارد مجلس یزید شد! یعنی انقده ازدحام جمعیت زیاده، رقاصه‌ها می‌رقصیدن، از بالای بام یه عده دارن سنگ می‌زنن، خاروخاشاک دارن بر سَر اهل بیت می‌ریزن. خدا نیاره هیچ دختری کتک خوردن باباشو ببینه، اونقده تو این کوچه‌ها سنگ زدن که تو بعضی از نقل‌ها داره، خود سر به زبان اومد و فرمود: «أنا المظلوم» من نمیدونم بعضی از نانجیبا با چه سنگی سَر اباعبدالله رو می‌زدن که بارها سَر ابی‌عبدالله از روی نیزه‌ها جلو چشم بچه‌ها به زمین افتاد! دم دروازه ساعات خدا رحم کند / به دل عمه سادات خدا رحم کند چشم من تار شده یا تو بِهَم ریخته ای / گریه دار است ملاقات، خدا رحم کند کو علمدار حرم آبرویم درخطر است / وسط این همه الوات خدا رحم کند سر بازار به انگشت نشانم دادند / رد شدم با چه مکافات، خدا رحم کند چشم یک شهر به دنبال کنیز است حسین / تا کنم حفظ امانات خدا رحم کم بحق عمه جان امام زمان(عج) خانوم زینب کبری سلام الله علیها دستال رو بیار بالا با تمام وجود....اللّهم عَجِّل لِولیک الفَرَج...
مَأمَن؛
السَّلَامُ مَنْ هُتِکَت حُرْمَتُهُ السَّلَامُ علی المدفونین بِلا أکفان السلام علی مَنْ دَفنِهِ أَه
روضه* با حال مناسب بخونید و اگر طاقت ندارید نخونید . برای ما هم دعا کنید خیلی . التماس دعا فراوان:))
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم یا حسین[علیه السلام] :))💔 صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدالله الحُسین:))💔
صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا زِینَبِ کُبری:)) 💔 آه از دلِ حضرت زینب[سَلامُ الله عَلَیها] امشب ..💔