💎🍃❄️🍃💎
🌷 @mabareshohada 🌷
🍃🌹 #شهید_شناسی🍃🌹
#سردار_شهید_دکتر_مصطفی_چمران ❤️🍃
#قسمت_آخر
✅به سوی قربانگاه: 🌷🍃
در سحرگاه سی ویکم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکترچمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود.. شهیدچمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند
وقتی به دهلاویه رسید همة رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرماندهشان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت و گفت «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، ميبرد.»
خداوند ثابت كرد كه او را دوست ميدارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.
✳️🌹شهادت:🌹🍃
با همه رزمندگان خداحافظی و دیده بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیکترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده میشد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانیهای دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکشهای دیگر صورت و سینه دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عینحال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، با آنکه عمیقاً سخنها داشت، ولی ظاهراً دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگاه نکرد. شاید در آن اوقات، همانطوری که خود آرزو کرده بود، حسین(علیه السلام ) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(علیه السلام ) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت.
در بیمارستان سوسنگرد که بعداً به نام شهید دکترچمران نامیده شد، کمکهای اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بیجانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه»
🔷♦️گوشه هايی از وصيت نامه شهيد چمران.🌺🍃
براي مرگ آماده شده ام و اين امري است طبيعي، كه مدتهاست با آن آشنام. ولي براي اولين بار وصيت مي كنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت مي رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترك گفته ام. علائق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره كرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي روم.
🌹 #شهدا_هویت_جاودان_تاریخ
#شادی_ارواح _طیبه_شهدا __صلوات
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
🔷🔸ڪانال مَـــــعـــــبَـــــر شُـــــهَــــدا 🔸🔷
✅ڪانال برتــر #ایتا👇
http://eitaa.com/joinchat/2660171777C6ca1d6a53e
🌼در رحمت خدا همیشہ باز
و فانوس قشنگش همیشہ روشنہ
🏵پس فکرت را از همہ این
اما واگرها دور کن
🌼ترس وناامیدی وتردید رابخاک
بسپار وامید وصبر وعشق را
🏵راه زندگیت قرار بده
#شبتون_بخیر_و_الهے
🔷🔸ڪانال مَـــــعـــــبَـــــر شُـــــهَــــدا 🔸🔷
✅ڪانال برتــر #ایتا⏬⏬
http://eitaa.com/joinchat/2660171777C6ca1d6a53e
༻﷽༺
❣سلام اے صبح،اے روز رهایے
سلام اے مظهرِعدل خدایے
❣سلام اے جمعہکے روز ظهورے
بہ آقایم بگو پس کے میایے
❣سلام اے وعده گاه وصل جانان
نشستم منتظر تا توبیایے
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
#سلام_صبحتون_بخیر
🔷🔸ڪانال مَـــــعـــــبَـــــر شُـــــهَــــدا 🔸🔷
ڪلیڪ ڪنید 👇
http://eitaa.com/joinchat/2660171777C6ca1d6a53e
1_14372485.MP3
زمان:
حجم:
1.1M
#فایل_صوتی _بسیار_زیبا
#صفحه_6قران کریم همرا با ترجمه فارسی
✍مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
http://eitaa.com/joinchat/2660171777C6ca1d6a53e
#سروش
http://sapp.ir/mabareshohada
🕊🌹🕊🌹
126.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊🏴🕊
ای اهل آسمان همه زوارخاک تو
ای خاک توبلندتر از آسمان بقیع
یک روز میکنیم بنا گنبدوحرم
ای خانه امید همه شیعیان بقیع
هشتم شوال سالروز هتک حرمت
وتخریب قبورمطهرائمه بقیع علیهم السلام تسلیت باد
🕊🏴🕊
🔷🔸ڪانال مَـــــعـــــبَـــــر شُـــــهَــــدا 🔸🔷
✅ڪانال برتــر #ایتا⏬⏬
http://eitaa.com/joinchat/2660171777C6ca1d6a53e
معبر شهدا
💭☘🌹☘💭
🖊انتقاد
🗳پیشنهاد
📝نظرات
رهنمود ها
👌درخواست ها
و....
در مورد کانال «معبر شهدا»⏬⏬
@HOSSEIN_14
☘💭☘🌹
🕊🌹🕊
📃 #وصیتنامه
حسین جان کمکم کن
تا ادامہ عمر واقعا از شما باشم🍃🌹
و عشق بین من و شما
بالاترین_عشـق_ها باشد
✌🌹
#شهید_علی_امرایی
#سالروز_شھادت 💔
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺
🔷🔸🕊🔸🔷
ساعت از حوالی نیمه شب🌙 گذشته که علی وارد روستایی حوالی ورامین میشود.
در 🚪میزند.
تا باز شدن در،دست به کار میشود و در صندوق عقب ماشینش🚙 را باز میکند.
گونی برنج،گوشت🍖،مرغ 🍗و خلاصه همه ملزومات یک زندگی را پشت در میگذارد.
.در باز میشود و مردی جلوی در ظاهر میشود.
از شرمندگی سرش را پایین😔 می اندازد.
.چشم راستش نابیناست وپلکش بسته و
چشم چپش هم در وسط پیشانیش است.
این چهره مادرزادی،
از همان کودکی او را از نعمت زندگی عادی محروم کرده بود.
در اوج فقر و نداری عزلت نشین شده بود. و چند ماهی هم میشد که از کار،بیکارش کرده بودند.
اگر خدا علی را سرراهش قرار نداده بود....
.
سرش را بالا میگیرد و از ته دل برایش دعا میکند؛
♥️جوون!
الهےهر چی از خدامیخوای بهت بده.
دست به خاکستر بزنی طلا بشه."
.
.و چقدر دعایش خالصانه بود ....
.
.شهید #علی_امرایی
#1_تیر_سالگرد_شهادت
🌺🍃 @mabareshohada 🍃🌺