eitaa logo
محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
2.4هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
3.7هزار ویدیو
111 فایل
بازنشراخباروارائه تحلیل های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مدرس حوزه و دانشگاه عضومجمع خطبای جوان کشور(مشعر) مشاور ازدواج و خانواده و مدرس دوره های خانواده متعالی عضو و مدرس دبیرخانه صالحین _«ایتا»PV @ghiam89 وقت مشاوره: 09395195885 https://virasty.com/Ghiam89
مشاهده در ایتا
دانلود
17.486.577 جانفدای ایران اگه تا به حال ثبت نام نکردن، حتما ثبت نام کنین. هم خودتون، هم همسرتون، هم فرزندانتون(حتی خردسال)
هدایت شده از خبرگزاری فارس
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 گزارش شبکه سی‌بی‌اس از حمله مرگبار ایران به پایگاه آمریکا در کویت 🔹آمریکا مدعی است این حمله تنها ۶ کشته برجای گذاشته است. @Farsna
🔰 سخت‌ترین کار دنیا توضیح بدیهیات‌ست به والله هرکس ذره‌ای تحلیل متن بلد باشه، می‌فهمه منظور از این جملات چیست! اما چه کنیم که همان جماعتی که بارها در قضایای واکسن، دفاع از دولت شهید رئیسی، وعده‌ی صادق ۲ و ۳، آتش‌بس قبلی و...، خون به دل رهبری شهید کردن و بارها اثبات شد تحلیل‌شون خلاف نظرِ رهبری‌ست دوباره با کلمات بازی می‌کنن و می‌گن رهبری مخالف مذاکره است!! عزیزی که این نظر رو داری خوب متن بالا رو بخون رهبری معظم این عبارت رو در ذیل استمرار حضور مردم آوردن یکی از اصول متن خوانی و تحلیل متن، اینه که بدونیم متن، مربوط چه موضوع و سرفصلی‌ست. موضوع اینه که مذاکرات، در زمان سکوت صحنه‌ی نبرده _همون آتش‌بس_، باعث نشه خیابان خالی بشه. «فرض»، کاملا مشخصه که به جمله‌ی قبلی بر می‌گرده، یعنی فرضِ مذاکره با دشمن. چون هنوز مشخص نشده مذاکره‌ای هست یا نه یعنی کسی به این جماعت یاد نداده وقتی کلمه‌ی فرض میاد، باید قبلش مشخص باشه فرض بر سر چه چیزیه؟! تا حالا عبارت بر فرض سؤال رو نشنیدن این جماعت؟! الان فرض یعنی اجبار؟! برای بار n ام! این وظیفه‌ی رهبری‌ست اگر انحراف رو دید بیاد وسط و اعلام کنه رهبری شهید فرمودن: «وظیفه‌ی رهبری آنجایی‌ست که احساس کند یک حرکتی دارد انجام می‌گیرد که این حرکت، مسیر نظام را دارد منحرف می‌کند. اینجا وظیفه‌ی رهبری‌ست که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است بِایستد و نگذارد، ولو مورد جزئی باشد.» ۱۲ تیر ۹۵ خوندید؟! ولو موضوع جزئی باشد!! یعنی از نظر این افراد، الان مذاکره حتی جزئی هم نیست؟! اگر انحرافه، چرا رهبری جلوش رو نگرفته؟! زورش نمی‌رسه؟! نمی‌گذارن؟! یا چی؟! 👇👇👇
این‌جا دیگه موردیه که مستقیما زیر نظر رهبریه و ایشون باید صریحا ابراز مخالفت کنن اگر قبول ندارن. پس چرا مخالفتی نکردن؟! رهبری شهید که انحراف سند ۲۰۳۰ رو فریاد زدن، معتبر نبودن واکسن از مبدأ آمریکا رو علنی فریاد زدن و... حال خلف صالح‌شون توان ندارن انحراف این مذاکره رو علنی فریاد بزنن؟! این مذاکره مثل برجام نیست. مذاکره برای صلحه که مستقیماً زیر نظر رهبری‌ست. یعنی رهبری معظم برای کاری که مستقیما باید ورود کنن سکوت کردن؟! عجب!!! عجب!!! چه کسی اینطور به این‌ها ولایت فقیه رو یاد داده؟! امیرالمؤمنین علیه‌السلام، انحراف حکمیت رو صریحا فریاد زدن، اون وقت رهبری عزیز ما توان نداره صریحا اعلام انحراف کند؟! عجب ! ماشاءالله به این سطح ولایت‌فقیه شناسی!
📍صبر انقلابی/ حلقه گمشده بزرگ 🔻امام شهید، در کنار شور انقلابی، توصیه مهم دیگری هم همیشه به ما داشتند؛ . 🔻در این مدت برخی دوستان، از هیچ فحشی و تهمتی فروگذاری نکردند با اینکه تمام تلاش ما تبیین صحیح و آرامش بخش است و باز متوجه شدند خطا می کردند. 🔻زمانی که شهید لاریجانی فعالیت هایش را شروع کرد، گفتیم ایشان با عبور از اشتباهات گذشته، روند متفاوتی را پیش گرفته و یک ذخیره برای نظام به حساب می آید(اینجا) باز فحش خوردیم. 🔻دوستان عزیزم! ما بر حسب وظیفه اینجا هستیم نه منفعت. پس لطفا مطالبی که با سال ها مطالعه و تحلیل ارائه می شود را با تامل بیشتر حداقل در گوشه ذهنتان ذخیره کنید و از پیش داوری، رفتارها و کلماتی که در شان یک منتظر و انقلابی نیست دوری کنیم.🙏 ✍ مصطفی رضایی 🔴 کانال | | عضو شوید 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/668140657Cfa952462de ♾ مطالب کانال، با آدرس بازنشر شود.
📌متن شبهه👇 🔴 درخواست جدی برای برکناری فوری سخنگوی دولت داریم. ⚫️تدارک سنگین خوراک رسانه ای برای دشمن ... 📌پاسخ به شبهه👇 ❌😐اینترنشنال؟؟؟؟ نه قبول نیست سند محکمی نیست آخه رسانه دشمنه!!!! ولی نه وایسید.....‼️ اینجا میشه باهاش حملات جناحی کنیم پس قبوله‼️ پس بعنوان سند مطرحش کنیم و بگیم برکنار بشه‼️ ای داد👇👇👇 🔹 سه مورد از سخنرانی‌های اخیر خانم فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت بررسی شد و چنین سخنی از ایشان شنیده نشد. ▪️فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت - ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ https://telewebion.ir/episode/0x16bd668c ▪️فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت - ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ https://telewebion.ir/episode/0x16bd0560 ▪️فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت - ۹ فروردین ۱۴۰۵ https://telewebion.ir/episode/0x16bcdf8b 🔹اگر در جای دیگری مثل شبکه‌های اجتماعی این مطلب را گفته باشند، ما دسترسی ندارم. 🔹اما کسانی که ادعا می‌کنند این سخن گفته شده، باید سند آن را منتشر کنند. 🔹در ایام جنگ رمضان، دو مورد دیگر هم سخنی دروغ به خانم مهاجرانی نسبت داده شد و معلوم نیست هدف از این اتهام‌زنی‌ها به سخنگوی دولت چیست!      ╭┅───────┅╮ @porseshgar📻🌿 ╰┅───────┅╯
باسمه تعالی در روزگاری که ایران اسلامی در معرض پیچیده‌ترین اشکال جنگ ترکیبی قرار گرفته است، حقیقتی روشن پیش روی ماست: عبور سرافرازانه از این مقطع، جز در سایه‌ی انسجام، همدلی و اتحاد فراگیر ممکن نیست. امروز حضور پرشور و متنوع مردم در صحنه، با همه تفاوت‌ها در سلیقه، پوشش، باورها و گرایش‌ها، جلوه‌ای عینی از «وحدت ملی» و بزرگ‌ترین سرمایه برای ناکام‌سازی دشمن است. سرمایه‌ای که حفظ آن، از هر اقدام دیگری اولویت بالاتری دارد. همان‌گونه که در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی مورد تأکید قرار گرفته، حفظ وحدت و پرهیز از دوقطبی‌سازی، یک توصیه صرف نیست، بلکه ضرورتی حیاتی در شرایط جنگی است. این اصل، در سیره شهید سلیمانی نیز به‌روشنی دیده می‌شد؛ نگاهی که همه مردم را با وجود تفاوت‌ها، در دایره‌ی انقلاب و میهن می‌دید. بر این اساس، امروز هر رفتار و اقدامی که این همدلی را مخدوش کند، ولو با نیت خیر، عملاً در جهت تضعیف جبهه داخلی است. در همین چارچوب، لازم است به‌صورت صریح و بدون تعارف گفته شود: اقداماتی نظیر تذکرهای تنش‌زا درباره حجاب در بستر تجمعات مردمی، برخوردهای سلیقه‌ای با سبک پوشش افراد، ایجاد فضای تقابل میان «خودی و غیرخودی»، یا حرکت‌هایی همچون کفن‌پوشی‌های تقابلی و شعارهای طردکننده، نه‌تنها کمکی به ترویج ارزش‌ها نمی‌کند، بلکه مستقیماً به ایجاد شکاف اجتماعی و تضعیف وحدت ملی می‌انجامد. چنین رفتارهایی، مورد تأیید نهادهای رسمی دینی از جمله حوزه‌های علمیه نبوده و مصداقی از رویکردهای افراطی و غیرحکیمانه است. از این‌رو از طلاب، اساتید، خطبای گرانقدر و همه بانوان متدین، متعهد و دغدغه‌مند نسبت به دین، نظام و کشور اسلامی انتظار می‌رود با التزام به تقوا، انصاف، عقلانیت و اخلاق، از ورود به این میدان‌های تنش‌زا پرهیز کرده و نقش خود را در تقویت همگرایی ملی ایفا کنند، نه ناخواسته در زمین دشمن بازی کنند. از سوی دیگر، در شرایط حساس کنونی، هرگونه اقدام یا شعاری که تصمیمات کلان نظام را در مسیر مدیریت جنگ و تثبیت دستاوردها زیر سؤال ببرد، خطایی راهبردی و خطرآفرین است. تخطئه‌ی روندهای منتهی به آتش‌بس، القای «خیانت» یا «نفوذ» در این تصمیمات، یا زیر سؤال بردن بیانیه‌ها و مواضع رسمی کشور، از جمله بیانیه شورای عالی امنیت ملی، نه‌تنها فاقد وجاهت منطقی و شرعی است، بلکه در شرایط جنگی، عملاً به تضعیف انسجام ملی و تقویت روایت دشمن منجر می‌شود. واقعیت آن است که همان‌گونه که میدان نیازمند مجاهدت است، تدبیر در پایان‌بخشی به جنگ نیز بخشی از همان مجاهدت است. تقلیل این واقعیت به شعارهای احساسی یا دوگانه‌سازی‌های کاذب، ضربه‌ای جدی به منافع ملی در مقطع پس از جنگ خواهد زد. بدیهی است که پایبندی به ارزش‌ها و احکام شرعی، امری مسلم است؛ اما تحقق آن، نیازمند حکمت، زمان‌شناسی و اولویت‌بندی است. در شرایطی که اصل «ایران» و «اسلام» هدف قرار گرفته، حفظ جبهه‌ی متحد داخلی، بزرگ‌ترین معروف و اولویتی بی‌بدیل است. امروز، این حضور گسترده مردمی، به‌سان «تنگه اُحد»ی است که رها کردن آن— با نیت‌های ظاهراً مقدس—می‌تواند خسارت‌آفرین باشد. هر اقدامی که این صف متحد را دچار خدشه کند، در نهایت به تضعیف اقتدار ملی خواهد انجامید. از این‌رو انتظار می‌رود نهادهای مسئول، با درک حساسیت شرایط، نسبت به مدیریت و مهار رفتارهای تفرقه‌افکنانه اقدام کرده و اجازه ندهند اقدامات خودسرانه، سرمایه عظیم وحدت ملی را آسیب‌پذیر سازد. در پایان، تأکید می‌شود: امروز بیش از هر زمان، ایران نیازمند همدلی، پذیرش واقع‌بینانه تنوع اجتماعی و تمرکز بر نقاط مشترک است. حفظ این اتحاد، شرط اصلی پیروزی و عبور موفق از این مقطع تاریخی است. والسلام علیکم و رحمه‌الله کمیسیون تخصصی خواهران دبیرخانه شورای عالی حوزه علمیه خراسان ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ @maktabn
📝 ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ‌وجه از حقوق حقّه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت همه را به‌طور یکپارچه در نظر داریم. ✍🏼 بخشی از پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای | ۱۴۰۵/۱/۲۰ 📲 @rahbar_enghelab_ir
مدیران ایتا لطفا توجه بیشتری داشته باشن و اعمال مدیریت هوشمندانه‌ای... اعمال حکمرانی مبتنی بر حفظ از ضرورت‌های بدیهی و اولیه در شرایط فعلی‌ست... هر کانالی که داره خط انشقاق و اختلاف رو دنبال می‌کنه، هر کانالی که داره تفسیرهای غلط از پیام حضرت آقا رو منتشر می‌کنه و...، بدون کوچک‌ترین اغماضی بسته بشه... ده تاشون رو ببندید، مابقی حساب کار دست‌شون میاد.... رها شدگی و ول بودن انسان-رسانه‌ها بلاگرعای بی‌تخصصِ فعال در ایتا، یعنی از پشت خنجر زدن به قلب سربازان پای لانچرها...
ماهیت جنگ و نظریه اراده «دفاع مقدس سوم»، از جنس جنگ‌های شناختی و ترکیبی است. در این جنگ، ابزارهای نظامی، رسانه‌ای، دیپلماتیک و حتی پیام‌های خصوصی در یک سناریوی کلان طراحی می‌شوند. هدف نهایی «تسخیر خاک» یا «سرنگونی دولت» نیست — اینها تنها عوارض جانبی احتمالی‌اند. هدف واقعی، «حاکمیت بر ارادهٔ طرف مقابل» است. اما نه به معنای «قبولاندن» خواست دشمن، بلکه به معنای «تبدیل شدنِ ارادهٔ مخاطب به ارادهٔ دشمن». یعنی خود مردم، خواست دشمن را به عنوان خواست خودشان تجربه کنند. در این میدان، «وحدت مردم ایران» هستهٔ سخت قدرت کشور است. دشمن این را دریافته و تمام طراحی خود را بر «شکستن وحدت و تولید تنوع اراده» بنا کرده است. ابزار این کار، شناسایی و تعمیق شکاف‌های موجود در جامعهٔ ایران است. آنچه در ادامه می‌آید، روایتِ داستانیِ دست گذاشتن دشمن روی چهار شکاف کلیدی است. روایت چهار شکاف شکاف اول: تلهٔ «نظامی در میان مردم» اولین گام دشمن با یک شعارِ ساده و فریبنده برداشته شد: «ما فقط اهداف نظامی را می‌زنیم.» زیبا بود. قابل دفاع. اما در عمل، قضیه فرق داشت. دشمن شروع کرد به زدنِ ترکیبی از اهداف نظامی و غیرنظامی. گاهی یک پادگان، گاهی خانهٔ کنار پادگان، گاهی تعمداً یک مدرسه. همه چیز مخلوط بود. ایران، کاملاً طبیعی و منطقی، وارد میدان شد و شروع کرد به نشان دادن: «ببین، این را زدی، غیرنظامی است. آن را زدی، باز هم غیرنظامی.» راست هم می‌گفت. مستند هم نشان می‌داد. اما غافل از اینکه همین «راست گفتن» در چارچوبِ دشمن، تله بود. چرا؟ چون دشمن بلافاصله روایتش را عوض کرد. نگفت «ما غیرنظامی نزدیم». گفت: «بله، زدیم. اما به خاطر خودتان زدیم. حاکمیتتان تجهیزات نظامی را لای خانه‌هایتان قایم کرده. شما می‌میرید چون آنها از شما سپر درست کرده‌اند.» ناگهان، بحث از «دشمن کیست» به «تقصیر کیه» تغییر کرد. آن‌هایی که تا دیروز در سنگر مقاومت بودند، حالا داشتند با خودشان فکر می‌کردند: «واقعاً چرا باید بمیرم؟ تقصیر خودمان نیست؟» آن لحظه، اگر ایران به جای بازی در زمین دشمن، چارچوب را عوض می‌کرد و می‌گفت: «فرقی نمی‌کند. تو داری به ایران می‌زنی. به من و تو. هر جایی از این سرزمین، خط مقدم است. هر تلفاتی، جنایت است» — شاید آن گسل اول هرگز باز نمی‌شد. اما ایران در دام «تفکیک نظامی و غیرنظامی» افتاد. و دشمن از آن فرار کرد. شکاف دوم: ماجرای قالیباف و آن توییت دومین نقطه، ظریف‌تر از اولی بود. این بار، دشمن دست گذاشت روی یک بی‌اعتمادیِ قدیمی و نهفته: اینکه «مسئولین پشت پرده کارهایی می‌کنند و مردم خبر ندارند. آنها مردم را از خودشان دور می‌کنند.» این سوءظن، در دل بخشی از جامعه ریشه داشت. دشمن فقط نیاز داشت یک مصداق پیدا کند. یک نام. یک چهره. چسبید به قالیباف. قالیباف، برای بخشی از جریان انقلابی، مخصوصا طی چند سال اخیر با یک حس همراه بود. نه اینکه حتماً خطایی کرده باشد، اما یک حس مبهم از «نزدیکی به قدرتِ غیرشفاف»، یک بدبینیِ حل‌نشده. دشمن این را خوب می‌دانست. ترامپ، در اوج یکی از همان روزهای پرتنش، یک توییت زد. ساده، کوتاه، اما حساب‌شده. گفت: «ما در حال مذاکره با قالیباف هستیم.» همین. یک جمله. نه سند، نه جزئیات، نه زمان و مکان. فقط یک جمله. واقعیت اما چیز دیگری بود. هیچ مذاکره‌ای در کار نبود. نه مستقیم، نه غیرمستقیم. حداکثر، رفت و آمدهای پیام‌هایی با واسطه‌هایی چندلایه — که خودِ آن رفت و آمدها هم بخشی از همان طراحیِ کلان بود، نه یک مذاکرهٔ واقعی. اما برای دشمن، «واقعیت» مهم نبود. مهم «اثر» بود. و اثر آمد. آن بخش از جامعه که از قبل به قالیباف بدبین بود، فریاد زد: «دیدید؟ گفتم.» آن بخش که مردد بود، سکوت کرد و فکر کرد. آن بخش که از قالیباف حمایت می‌کرد، مجبور شد وارد فاز دفاع شود. دفاع همیشه عقب‌تر از حمله است. اما عمق ماجرا اینجا بود: ترامپ با این توییت، فقط قالیباف را هدف نگرفته بود. او داشت روی همان شکافِ بزرگتر دست می‌گذاشت: «مسئولین پشت پرده دارند با دشمن حرف می‌زنند و شما خبر ندارید. شما را از خودشان دور کرده‌اند.» قالیباف، فقط یک ابزار بود. یک اسم. یک بهانه. برای اینکه آن بدبینیِ قدیمی را از حالت زمزمه خارج کند و تبدیل کند به یک باور. نتیجه؟ شکافی که قبلاً فقط در عرصه سیاسی بود، حالا تبدیل شد به یک گسل آشکار. میان مردم و مسئولین. میان کسانی که گفتند «دشمن دارد دروغ می‌گوید» و کسانی که گفتند «مگر آدم بی‌گناه را متهم می‌کنند؟» دشمن تیرش را زده بود و رفته بود. باقی ماجرا را خود ما در داخل پیش بردیم. همانطور که همیشه. ادامه دارد ... @m_omouri
شکاف سوم: تلهٔ آخرین لحظه سومین ضربه، از جنس دیگری بود. این بار، دشمن از یک نقطهٔ قوت ایران علیه خودش استفاده کرد: از «پیش‌شرط گذاشتن برای مذاکره». ایران گفته بود فلان شرط را بپذیر تا پای میز بیاییم. ترامپ هم تا آستانهٔ پایان مهلت، تهدیدها را بالا و بالاتر برد. همه منتظر بودند. نفس‌ها در سینه حبس بود. یک ساعت، دو ساعت مانده به پایان مهلت — همان لحظه‌ای که تنش به اوج رسیده بود و همه با خود می‌گفتند «الان می‌زند» — ترامپ اعلام کرد: «باشه، پیش‌شرط‌ها را قبول دارم.» حالا تصویر چه بود؟ تصویر این بود: «ایران تا لحظهٔ آخر مقاومت کرد، اما وقتی تهدید جدی شد، عقب‌نشینی کرد و تن به مذاکره داد.» واقعیت اما چیز دیگری بود: ترامپ داشت شرط‌های ایران را می‌پذیرفت. اما فرق می‌کرد؟ در آن لحظهٔ نفس‌گیر، نه. تصویر، واقعیت را بلعیده بود. این ضربه، مستقیم رفت توی حساسترین نقطهٔ جامعهٔ مذهبی ایران: همان حرفِ قدیمی که «برخی مسئولین به هیمنهٔ آمریکا اعتماد دارند.» حالا یک رویداد عینی پشت این زمزمه بود. کافی بود کسی بگوید «دیدید؟ ترسیدند» و خیلی‌ها باور کردند. دیگر مهم نبود که واقعاً چه گذشته بود. روایت ساخته شده بود: تسلیم در برابر تهدید. اینجا بود که نبود یک روایتِ پیش‌ساخته از «نرمش قهرمانانه» خودش را نشان داد. اگر پیش از این، رسانه‌ها بارها گفته بودند که «مدیریت هوشمندانهٔ تهدید، نشانهٔ عقلانیت است نه ترس»، شاید آن لحظه، تصویر دیگری می‌ساختند. اما نبودند. شکاف چهارم: لبنان، قربانیِ مذاکره و آخرین ضربه — که شاید سنگین‌ترین بود — این جا زده شد. دشمن که حالا پای میز مذاکره نشسته بود، یکی از اصلی‌ترین شروط ایران را کنار گذاشت. همان شرطی که می‌گفت «جنگ با جبههٔ مقاومت را تمام کن.» بدعهدی کرد. و در همان روزها، سنگین‌ترین عملیاتش را در لبنان شروع کرد. بیش از دویست شهید در یک شب. تصاویری که دل هر کسی را می‌شکافت. مادرانی که پسرانشان را از زیر آوار بیرون می‌کشیدند. فریادهایی که تا تهران شنیده می‌شد. و دشمن، در اوج این فاجعه، روایتِ سمی خود را چید: «لبنان، وجه‌المصالحه شد. ایران، پشت جبههٔ مقاومت را خالی کرد. شما را قربانی کردند تا خودشان نجات پیدا کنند.» این بار، شکاف نه فقط در ایران که در کل جبههٔ مقاومت افتاد. چون حرف از «وفاداری» بود. دشمن داشت می‌گفت: «ببینید، ایران به عهد خود وفا نکرد.» و بدتر اینکه، برخی در لبنان — حتی اگر اندک — همین حرف ها را زمزمه کردند. آنچه لازم بود، یک روایتِ آتشین از همبستگی بود: «هر شهید لبنانی، شهید ایران است. هر قطره خون در بیروت، قطره‌ای از خون تهران است. مذاکره به معنای قربانی کردن مقاومت نیست. این تهمت را باور نکنید.» اما آن روایت، یا دیر آمد یا نیامد. آنچه می‌شد کرد و باید کرد در میان این چهار شکاف، یک راهکارِ راهبردی وجود داشت که می‌شد و شاید هنوز هم شود. ایران باید روایت همکاری با جبههٔ مقاومت را از منظر «منفعت ملی» بازتعریف می‌کرد. نه فقط از سرِ وظیفهٔ شرعی یا انقلابی — که آن برای هستهٔ سخت کافی است، اما برای اقشاری که دغدغهٔ زندگی روزمره دارند، نه. به نگاه رهبر شهیدمان (نقل به مضمون)، اگر همهٔ ملت‌های منطقه بخواهند در نظم جدید جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند و رشد کنند، باید دست به دست هم بدهند و یک «زنجیره» درست کنند. منفعت هر کدام، در گرو منفعت جمعی منطقه است. امنیت لبنان، یعنی امنیت افغانستان. رشد یمن، یعنی رشد عراق. مقاومت فلسطین، یعنی آرامش تهران. این روایت، هم برای دل مذهبی آشناست و هم برای ذهن غیرمذهبی. این، همان چارچوبی است که می‌تواند شکاف‌ها را پیش از آنکه دشمن دست بگذارد، ببندد. ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به «وحدت عمل» نیاز دارد. اما نه وحدتِ تحمیلی یا شعاری. وحدت حول یک چشم‌انداز مشترک: اینکه آیندهٔ ما، به آیندهٔ همسایگان ما گره خورده. اینکه اگر امروز کنار هم نایستیم، فردا یکی یکی سقوط می‌کنیم. اینکه در جنگِ اراده‌ها، تنها چیزی که شکست‌ناپذیر است، ارادهٔ جمعیِ یک ملتِ متحد است — متحد با خود و متحد با منطقه‌اش. @m_omouri