هدایت شده از مدرسه علمیه مکتب الوحی
23.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️سرنوشت انسان را انتخابش معین
می کند ، نه استعدادش .
┄┅══✧❁🇮🇷❁✧══┅┄
مدرسه علمیه مکتب الوحی از میان دانش آموزان واجد شرایط در پایه هشتم و نهم ، طلبه می پذیرد 🌸
طراحی و اجرای برنامه های متنوع و کارشناسی شده توسط اساتید و کادری متخصص و دغدغه مند
با مدیریت : حجت الاسلام محمدرضا طلوع
بکارگیری روشی ویژه و کاربردی در آموزش ادبیات عرب
زیر نظر استاد : محمد اسدی
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
👈 اردوهای تفریحی و زیارتی
👈 شیوه های نوین ، جذاب و کاربردی تدریس
👈 اعتکاف های علمی و تربیتی
👈فراهم کردن شرایط تدریس ضمن تحصیل برای طلاب موفق
👈 برگزاری همایشهای انگیزشی
👈 برگزاری درس اخلاق در تمام روزهای درسی
👈 برگزاری هیأت هفتگی و برنامه های مناسبتی
👈 فضا و مکانی روحانی و پرنشاط در نزدیکی حرم مطهر
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
تلفن راهنما
05132222750
09154732038
میدان شهدا به سمت حرم مطهر ، کوچه باغ عنبر ۶ ، پلاک ۴۵
مدرسه علمیه مکتب الوحی
@maktabolvahy2
هدایت شده از عمار۱۱۰
لبنان چی شد؟ فایل سوم.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
🔴چرا لبنان تنها شد؟
فایل سوم: 3/3
- چرا اسراییل رو نزدیم؟!
- میزدیم چی میشد؟؟
- پیش شرط آتش بس مگه نداشتیم؟
- آیا ایران لبنان رو تنها گذاشت؟
زکریایی
🌸 #عمار۱۱۰: کانال برادر #سلطانزاده
🟢 ـــــــــــ❅🌿🌿🌿❅ــــــــــــــ
🔻 پاتوق #نخبگانی در ایتا 👇
🆔 |➺ @ammar110
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
👌 یک نمونه از مطالبه گری غلط و درست
👌در قضیه سقوط سوریه هم شاهد بودیم یک عده از عزیزان چطور تا مرز نفوذی و بی کفایت دانستن سردار قاآنی پیش رفتند!
اما بعد که آقا صحبت کردند مشخص شد قضیه چه بوده
عقل ناقص من میگه محاله امام سیدمجتبی عزیز دستورات لازم درباره لبنان نداده باشه
و محاله کسی سرپیچی کنه
پس قطعا ایران در حال کاره
چطور و چگونه رو اما خبر ندارم و #اعتماد میکنم
✍ احسان عبادی
@ma_va_o
29.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅 تأمّلی بر برخی عبارات زیارت غدیریه
🔸 برگرفته از قسمت سیزدهم فصل دوم برنامه تلویزیونی "ماه من"
https://eitaa.com/joinchat/3961521758C917724ace3
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
💠 دوست عزیزی که فکر می کنی نظام جمهوری اسلامی ، لبنان و حزب الله رو تنها گذاشته ، لطفا این جمله رهبری رو همیشه در ذهن داشته باش که اون زمانی که بسیاری از همین کانال ها و افراد الان معترض داشتند به فرماندهان عزیز ما و دولت و پزشکیان و... می تاختند که چرا وعده صادق 2 دیر شد یا وعده صادق 3 انجام نمیشه و.... ، اقا فرمود :
👈👈 آن کسانی که متصدّی این کارها هستند، دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان به انقلاب کمتر از من و شما نیست؛ 👈آنها را نمیشود متّهم کرد؛ محاسبه دارند، حساب دارند، با محاسبه کار میکنند؛ 👉
👈آنچه انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید همین کار را انجام میدادید؛ 👉
این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید و متّهم نکنید افراد را؛ یعنی در حوادثی که مشاهده میکنید احیاناً یک ابهامی برای شما دارد، 👈 احتمال یک محاسبهی درست را همیشه بدهید، که ممکن است پشت این تصمیمگیری یک محاسبهی درستِ واقعیای وجود داشته باشد.👉
بعد آقا در ادامه فرمود در شرایط جنگی هم نقد کنید ، سوال مطرح کنید اما... 👇
مراقب باشید وقتی نقد میکنید، کسی را متّهم نکنید. سؤال مطرح بشود؛ اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود، و فرصت جواب دادن به وجود بیاید. ( این یعنی اگه امکان جواب دادن طرف هست بیاد و جواب بده ، اما قسمت دوم خیلی جالبه 👇👇)
👈👈گاهی هست که طرف [مقابل] بعضی از سؤالات را هم نمیتواند جواب بدهد؛ یعنی فرصت جواب ندارد یا 👈 امکان جواب دادن نسبت به این قضیّه نیست؛ 👈 در اینطور موارد حتّی ابهام را هم مطرح نکنید. با یک چنین شیوههایی، فرضیّات احتمالی را مسلّم ندانید.
22 اسفند 403
✅ من سوالم از دوستان عزیز معترض این هست که آیا انصافا ، بینی و بین الله، خدا وکیلی ، فرماندهان نظامی و سیاسی ما میتونن الان بگن چطور دارن به لبنان و حزب الله کمک می کنند؟ اصلا میشه ؟ حاج قاسم که اسطوره ولایتمداری بود جایی دیدید در زمان اوج جنگ با داعش بیاد و مدام اطلاع رسانی کنه به عموم و بگه اینطوری کردیم و اون طوری کردیم؟
خب نمیشه عزیزم
نمیشه
مسائل جنگی رو نمیشه گفت.
👆 آقا صریح گفت #اتهام نزنید . فرمود اگر نمیشه جواب داده بشه حتی #ابهام رو هم مطرح نکنید !!! ( خیلی عجیبه این نکته)
چون ابهام و سوال بی پاسخ ، خودش تردید در دل ها می اندازه.
الان اینکه ما پشت حزب الله رو خالی کردیم، #تهمت نیست ؟
اینکه مذاکره کنندگان ما سازشکار شدن ، #تهمت نیست؟
👆 اینها هم جملات آقاست، چرا این جملات پلاکارد نمیشه توسط بعضی دوستان ⁉️
دیگه شاخص از این صریح تر و واضح تر ؟
آقا می فرمایند اگر شما هم جای این فرماندهان بودید همین کار رو می کردید !! ( پس معلومه بعضی از این اعتراض های ما از سر بی اطلاعی هست)
جالبه هم در قضایای وعده صادق 2 و 3 ، هم قضیه سوریه ، ثابت شد تحلیل های این دوستان معترض اشتباه بود، ثابت شد، اما باز دارند در موضوع نظامی که حساس ترین موضوع هست، بر اساس یک سری اطلاعات ناقص تحلیل می کنند!!!
آقاجان
عبرت هم خوب چیزیه
وقتی می بینی تحلیلهات چندبار غلط در اومده، چرا دوباره تحلیل میکنی در بحث نظامی ؟
✍️ احسان عبادی
@ma_va_o
هدایت شده از خاکریز بصیرت _ حسین امیدیان
فارن افرز: ایران همچنان پابرجا و سرسخت است
🔹 فارن افرز نوشت: سه ماه پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ایالات متحده همچنان در بنبستی راهبردی گرفتار آمده و چشمانداز روشنی برای حل مناقشه وجود ندارد.
🔹 با وجود هفتهها بمباران سنگین، جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجا و سرسخت باقی مانده است. مبادلات دیپلماتیک با میانجیگری پاکستان نیز در جریان است.
🔹 تشدید نظامی بیشتر از طریق حملات اضافی نیز بعید است به تسلیم ایران منجر شود. احتمال دارد ایران با هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی خلیج فارس تلافی کند.
@TasnimNews
هدایت شده از نشان
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 قالیباف (رئیس مجلس شورای اسلامی): توجه دادن مجلس به مسائل پساجنگ توسط رهبر معظم انقلاب حاکی از دقت نظر ایشان به شرایط سخت پیش روی کشور است
📲 @neshan_resane
«ایرانلوگوس»: 🔴از جابهجایی موضع تا استقرار سوءظن؛ تأملی در منطق مداخلۀ رسانهای علی علیزاده
✍یادداشت:نرگس زارعی
اگر بخواهیم درباره علی علیزاده حرفی بزنیم، باید از این دعواهای سطحی عبور کنیم. مسئله اصلاً سلیقه نیست؛ ماجرا هم اصولا این نیست که یک نفر لحن تندی دارد یا حرفهایش برای عدهای جذاب است یا خیر، ... علی علیزاده، در واقع یک مدل رسانهای است؛ مدلی که با قیافه تحلیل وارد میشود، با ژست استقلال جلو میآید، با ادبیات ضداستعماری حرف میزند، اما آخر کار چیزی به فهم مخاطب اضافه نمیکند؛ فقط او را بدبینتر، عصبیتر و مشوشتر رها می کند...
اگر وِی را نشناسیم، ممکن است فریب همین ظاهر را بخوریم. چون خوب بلد است خودش را در موقعیت «کسی که دارد پرده را کنار میزند» جا بزند. طوری صحبت می کند که انگار از بقیه چند قدم جلوتر است، بازی را دقیق تر از دیگران فهمیده و دارد آنچه را شما نمیبینید و مغفولِ همه مانده، شفاف و بی پرده نشان میدهد. اما وقتی کمی دقیق شوی، میبینی حاصل این نمایشِ افشاگرانه، روشنتر شدن صحنه نیست؛ تیرهتر شدن آن است. مخاطب از حرف او نه با یک فهم منسجم که با ذهنی آشفته بیرون میآید که به همهچیز مشکوکتر شده، اما چیزی را هم درست نفهمیده است...
نکته اینجاست که او فقط اهل هیاهو نیست؛ رسانه را هم خیلی خوب میفهمد. میداند جمله را کجا ببرد، کجا مکث کند، کجا خشم تزریق کند، کجا از یک فکت درست برای جا انداختن یک نتیجه غلط استفاده کند. بلد است چند گزاره پراکنده را طوری کنار هم بچیند که مخاطب حس کند دارد به یک جمعبندی مهم میرسد، در حالی که عملاً فقط به یک سوءظن مبهم هُل داده شده است. این مهارت، شوخیبردار نیست. چون با کسی طرف نیستیم که صرفاً شلوغکاری کند؛ با کسی طرفیم که بلد است ذهن مخاطب را کجا ببرد و کجاها و تا چه مدت، نگه دارد.
اتفاقاً یکی از جاهایی که باید روی آن مکث کرد، همین سیر سیاسی و رسانهای خود او است. علی علیزاده از اول در همین نقطهای که امروز ایستاده، نبود. او از فضاهایی عبور کرده، در رسانههایی رفتوآمد داشته، با زبانها و زمینهای متفاوتی بازی کرده و بعد بهتدریج خودش را در قامت یک چهره ضدغربیِ تند، مدافع مقاومت و افشاگرِ مناسبات پشتپرده جا زده است. مسئله این نیست که آدم حق ندارد تغییر کند؛ هر کسی ممکن است در طول زمان به جمعبندی تازهای برسد. مسئله این است که در مورد علی علیزاده، با یک تغییر فکریِ آرام و روشن طرف نیستیم؛ با چرخشهای تند، متناقض و موقعیتساز طرفیم.
یک دوره در نسبت با فضای اصلاحطلبانه و اپوزیسیونی فهمیده میشود، یک دوره در رسانههای برونمرزی رفتوآمد میکند، یکجا با ادبیات روشنفکرانه و ضدساختار جلو میآید، بعد ناگهان در هیئت مدافع سفتوسخت مقاومت، دشمنشناس حرفهای و روایتساز ضدغربی مینشیند. اینها اگر با یک سیر فکریِ دقیق، شفاف و قابل پیگیری همراه بود، میشد دربارهاش بحث کرد. اما وقتی این جابهجاییها بیشتر شبیه تعویض زمین بازی است تا نتیجه یک تطور فکری روشن، دیگر نمیشود ساده از کنار آن رد شد.
اینکه او قبلاً چه بوده و حالا چه شده؛ بحثی دیگر است، مسئله ما این است که وی به مرور، تناقض را به ابزار اعتبارسازی هم تبدیل کرده. یعنی از همین رفتوآمدها، از همین جابهجایی میان چند فضا، برای خودش یک ژست میسازد: ژست کسی که «همهجا را دیده»، «همهطرف را شناخته» و حالا از جایگاهی بالاتر دارد برای بقیه حقیقت را روایت میکند. در حالی که همین سابقه متناقض، بهجای آنکه خودبهخود برایش اعتبار بیاورد، باید موضوع پرسش شود. کسی که اینهمه جای عوض کرده، اینهمه لحن عوض کرده، اینهمه نسبت عوض کرده، اگر میخواهد طلبکارانه برای همه نسخه بپیچد، اول باید توضیح بدهد این مسیر را چطور طی کرده و چرا در هر پیچ، درست همانجایی ایستاده که برای اثرگذاری رسانهای پربازدهتر بوده است.
علیزاده دقیقاً از همینجا خطرناک میشود. چون فقط حرف نمیزند؛ صحنه میچیند. فقط موضع نمیگیرد؛ مخاطب را در یک حالوهوای ذهنی خاص فرو میبرد. بهجای اینکه پیچیدگی سیاست را توضیح بدهد، آن را به چند تصویر درشت و هیجانزا تقلیل میدهد. بهجای اینکه نسبت نیروها، محدودیتها، ساختارها و تناقضهای واقعی میدان را نشان بدهد، قصهای میسازد که در آن همهچیز خیلی زود به خیر و شر، خیانت و ایستادگی، سازش و شجاعت فروکاسته میشود. این جنس روایت، فهم نمیآورد؛ فقط واکنش و دوقطبی تولید میکند.
ازین رو، حتی وقتی از مقاومت حرف میزند هم لزوماً در خدمت تعمیق فهم مقاومت نیست. گاهی مقاومت را هم به یک کالای رسانهای تبدیل میکند؛ چیزی برای مصرف هیجانی، برای تخلیه خشم، برای ساختن ژست رادیکال...جای اینکه مخاطب را با دشواریهای واقعیِ میدان آشنا کند، او را در یک فضای عصبی نگه میدارد؛ فضایی که در آن، همهچیز باید فوری قضاوت شود،
ادامه در پست بعدی👇
@IranLogos
«ایرانلوگوس»: همهچیز باید بوی توطئه بدهد، و هرکس
هم کمی مکث کند یا بخواهد پیچیدگی صحنه را توضیح بدهد، سریع متهم میشود به ترس، سازش یا بیبصیرتی...
نمونه روشنش همان کلیپی ست که خطاب به قالیباف منتشر کرده. ظاهرش نصیحت و هشدار، اما باطنش فشار روانی و قابسازی است. قالیباف را از جایگاه واقعیاش، با همه محدودیتهای یک مسئول سیاسی، بیرون میکشد و پرت میکند وسط یک روایت حماسی؛ روایتی که در آن اگر فلان تصمیم را بگیرد، ناگهان در کنار امیرکبیر و عباسمیرزا میایستد و اگر نگیرد، از یک فرصت تاریخی جا مانده است. این دیگر تحلیل نیست. این باد کردن یک تصویر قهرمانانه برای وادار کردن مخاطب به یک نتیجه از پیشساخته است.
در این روایت، مذاکره هم دیگر یک موضوع پیچیده و چندلایه نخواهد بود. دیگر خبری از محاسبه، توازن قوا، شرایط منطقه، پیامدهای داخلی و خارجی، یا حتی نسبت میدان و دیپلماسی نیست. همهچیز جمع میشود در چند نشانه هیجانی: مرد میدان، لباس نظامی، قدرت، تنگه هرمز، لحظه تاریخی. سیاست، که باید محل سنجش و حسابگری باشد، تبدیل میشود به یک صحنه نمایشی که در آن هرکس رادیکالتر حرف بزند، عمیقتر هم جلوه میکند. این دقیقاً همان جایی است که تحلیل، فدای نمایش های جنجالی در سالن های رسانه می شود.
از آن طرف، یکی از آشناترین کلیدواژههای او هم همین جمله است: «نمیگذارند». جملهای که در ظاهر بوی افشاگری میدهد، اما در عمل اغلب جای استدلال را میگیرد. یعنی هرجا لازم باشد سازوکار توضیح داده شود، هرجا باید نسبت نیروها روشن شود، هرجا باید سند و شواهد روی میز بیاید، ناگهان این عبارت از راه میرسد: نمیگذارند. چه کسی نمیگذارد؟ چطور؟ از چه مجرایی؟ با چه قدرتی؟ با چه نشانهای؟ معلوم نیست!... قرار هم نیست معلوم شود. چون فایده این جمله در روشن کردن نیست؛ در آلوده کردن فضا به تردید و بدگمانی است. مخاطب بعد از شنیدن چنین حرفی، نه سازوکار را فهمیده، نه مسئله را حل کرده؛ فقط یاد گرفته پشت هر پدیدهای یک دست پنهان تصور کند.
خطر دقیقاً همینجاست؛ جامعهای که مدام با این جنس روایت تغذیه شود، کمکم توان تشخیصش را از دست میدهد. دیگر بهجای اینکه مسئله را روی زمین واقعی ببیند، دنبال اتاقهای تاریک و شبکههای مخفی میگردد. دیگرجای آن که تحلیل بخواهد، دنبال افشاگری های پرشور، هرچند بیسند میدود. دیگر بهجای ورزیده کردنِ عقل سیاسیاش، فقط آستانه تحریکش پایین میآید و این وضعیت، برای هر عملیات روانی و هر دستکاری رسانهای، یک زمین حاصلخیز میسازد...
اینجا باید حواسمان جمع باشد: هر حرف ضدغربیای انقلابی نیست، همانطور که هر لحن تندی هم نشانه بصیرت نیست. بعضیها دقیقاً با همین ژست تند و انقلابی، کاری را پیش میبرند که خروجیاش چیزی جز فرسودن فهم عمومی نیست. جامعهای که به قابهای آماده عادت کند، حتی اگر شعارهای درست هم بدهد، فقط راحتتر فریب خورده است. چون دیگر خودش فکر نمیکند؛ و فقط با تصاویرِ از پیشچیدهشده واکنش نشان میدهد.
در مورد علی علیزاده، البته یک مرز را باید نگه داشت. درباره منابع مالی، روابط پنهان یا نسبتهای سازمانی او، تا وقتی سند قطعی و عمومی وجود ندارد، نباید بیمحابا حکم داد. اینجا اگر شلخته عمل کنیم، خودمان میافتیم در همان بازیای که او استادش است: ساختن قطعیت از دل ابهام. اما نگه داشتن این مرز، بههیچوجه به این معنا نیست که از دیدن الگوی کار او طفره برویم. این الگو زیادی روشن است که نشود دید: جا زدن هیجان بهجای تحلیل، نشاندن سوءظن بهجای فهم، و کشاندن ذهن مخاطب به سمتی که بیشتر واکنش نشان بدهد تا فکر کند.
خلاصه ماجرا این که علی علیزاده فقط یک آدم پرسروصدا نیست، او نمونه نسبتاً پختهای از یک کنشگر رسانهای مؤثر در میدان جنگ شناختی است؛ چون حتی وقتی از گزارههای درست استفاده میکند هم آنها را در خدمت روایتی میچیند که آخرش معیارها را بههم ریخته، مرزها را کدر کرده، سوءظن میپاشد و بهجای بالا بردن قدرت تشخیص مخاطب، او را در وضعیت عصبی و شتابزده نگه میدارد.
اگر بخواهم بیپردهتر بگویم، خطر علی علیزاده در این است که از مخاطب چه جور انسانی میسازد. مخاطبی که بیشتر حدس میزند تا اینکه بفهمد، کمتر میسنجد و بیشتر واکنش نشان میدهد. تفکیک نمیکند و فوری حکم میدهد. ظاهر این کار ممکن است دلسوزانه، ضداستعماری و حتی انقلابی به نظر برسد، اما اگر خروجیاش تضعیف عقلانیت اجتماعی، فرسایش اعتماد و عادت دادن ذهنها به بدبینیِ بیمهار باشد، باید آن را به عنوانِ خطری عمیق، با بسته بندیِ دوستانه، جدی گرفت...
@IranLogos