3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴اولین سین هفت سین سال ۱۴۰۴ سوگواری بر امیر المومنین (ع) است
🏴سال ۱۴۰۴ را با عشق و ولای علی (ع) آغاز میکنیم.
انشاءالله فرج آل علی (ع) بزودی...
🥀 ܭߊࡅ߭ߊܠܙ_ܩߊ_ܝߊ_ܢܘ_ߊܢܚ݅ࡅ߳ܝߊܭ_ܢܭَܥߊܝࡅ࡙ܥ❣↶
╭━━⊰❀• ✿(◕‿-)✿🌤️❀•❀⊱━━╮
@mabsaa
╰━━⊰❀•🌤️ (✿◠‿◠) ❀•❀⊱━━╯
💔شب قدر در جبهه ...
🥀بسياري از شهدا، با زبان روزه شهيد شدند.
برخي از رزمندگان ، سهميه ناهارشان را مي گرفتند، اما آن را به هم رزم هايشان ميدادند و خودشان روزه مي گرفتند.
اولين بار كه در جبهه رفتم، نزديك شب قدر بود. شب قدر كه رسيد ، به اتفاق چندين تن از هم رزم هايم ، به محل برگزاري مراسم احيا رفتم.
از مجموع 350 نفر افراد گردان ، فقط بيست نفر آمده بودند. تعجب كردم...!
شب دوم هم همين طور بود . برايم سؤال شده بود كه چرا بچه ها براي احيا نيامدند، نكند خبر نداشته باشند...؟!
از محل برگزاري احيا بيرون رفتم . پشت مقر ما صحرايي بود كه شيارها و تل زيادي داشت .
به سمت صحرا حركت كردم ، وقتي نزديك شيارها رسيدم، ديدم در بين هر شيار، رزمنده اي رو به قبله نشسته و قرآن را روي سرش گرفته و زمزمه ميكند . چون صداي مراسم احيا از بلندگو پخش ميشد، بچه ها صدا را مي شنيدند و در تنهايي و تاريكي حفره ها ، با خداي خود راز و نياز ميكردند.
بعدها متوجه شدم آن بيست نفر هم كه براي مراسم عزاداري و احيا آمده بودند، مثل من تازه وارد بودند.
اين اتفاق يك بار ديگر هم افتاد...
بين دزفول و انديمشك، منطقه اي بود كه درخت هاي پرتقال و اكاليپتوس زيادي داشت، ما اسمش را گذاشته بوديم جنگل . نيروهاي بعثي بعد از آنكه پادگان را بمباران كرده بودند. نيروهايشان را در آن جنگل استتار كرده بودند.
آنجا ديگر تپه نداشت، اما بچه ها خودشان حفره هايي كنده بودند و داخل آن مي رفتند و در تنهايي عجيبي با خدا راز و نياز ميكردند.
✍🏻 خاطرات شهيد رضا صادقي يونسي
#رفیق_شهید
#امام_زمان
🥀 @mabsaa
هدایت شده از «مبسا»
35.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷
🍃🌷
🌷قرار شبانه با شـــهدا
به یاد همه ی شــهدا🌷
«اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک»
♡خدایا سرانجام ما را سعادت و شهادت در راه خودت قرار ده.♡
شبتون شهدایی🌷
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روضهٔ محمدحسین حدادیان در وصف امام علی(ع) در شبکهٔ سه