3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴دلجویی دختران آرمانی امروز با مادران شهدای مدرسه میناب 😔🥀
💠اجتماع دختران آرمانی در میدان امام حسین
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴ماشالله به این گل دخترا😍
💠اجتماع دختران آرمانی در میدان امام حسین
🔴کانال المیادین:
نبردها و درگیریها بین ارتش اسرائیل و رزمندگان حزبالله در دیر سریان
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویر هوایی منتشرشده در رسانههای اسرائیلی از ابعاد تخریب وحشیانه شهر بنت جبیل در جنوب لبنان
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سهمیههای آسیایی براساس جدول فعلی لیگ معرفی میشوند
🔹دبیرکل فدراسیون فوتبال: نمایندگان آسیایی فوتبال کشورمان بر اساس ردهبندی فعلی جدول لیگ برتر فوتبال معرفی میشوند.
📣 بقائی: محاصره دریایی ایران نقض آتشبس و غیرقانونی است
سخنگوی وزارت خارجه:
🔸 اقدام ایالات متحده در محاصره بنادر یا سواحل ایران نه تنها نقض آتشبس با میانجیگری پاکستان است، بلکه غیرقانونی و مجرمانه نیز هست.
🔸 این اقدام، ماده 2(4) منشور سازمان ملل متحد را نقض میکند؛ این اقدام، طبق ماده 3(c) قطعنامه 3314 (1974) مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یک اقدام تجاوزکارانه محسوب میشود که به صراحت محاصره بنادر یا سواحل یک کشور را در زمره چنین اقداماتی قرار میدهد.
🔸 علاوه بر این، با اعمال مجازات جمعی عمدی بر مردم ایران، این اقدام به منزله جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است.
📸 داستان یک توسّل!
⭕️ روایت رهبر شهید از آیتالله سید مجتبی خامنهای در کتاب «خون دلی که لعل شد»!
🔻افراد خانواده بعداً از رنجها و گرفتاریها و نومیدیهای خود در مدت حبس من چیزهای عجیبی برایم تعریف کردند. همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات بود، به حرم حضرت رضا علیهالسلام میبرد و به او میگفت: «به وسیلهی امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.»
🔻 کودک معصومانه رو به امام (علیهالسلام) میکرده و به او توسل میجسته. یک شب دیگر، مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانههای تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسهی صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بود، با امام رضا صحبت کرده است. او مثل کسی که در برابر امام ایستاده، با امام صحبت میکرده و بشدت اشک میریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کردهی خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.
🔻دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانهی برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.