eitaa logo
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
884 دنبال‌کننده
9هزار عکس
6هزار ویدیو
30 فایل
<بــه نـام افـریـنـنـدهِی خـورشـیـد و مـاه !'🌗> لـیـنـک زاپاسـمـون: https://eitaa.com/joinchat/942998140C3e178c9c50 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟏 : @Sheyda_macan✨🤍 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟐 : @Reyhaneh_arh✨🤍 𝟏.𝟐𝐤🛫𝟏.𝟓𝐤 𝑠𝑡𝑎𝑟𝑡 ' ¹⁴⁰² ⁰² ³¹ '
مشاهده در ایتا
دانلود
اسم رمان:شاهد خاموش🔪 ژانر:ماکانی،مافیایی،جنایی،برادرانه🚬 (شیپری‌نیس‌شاید‌رمان‌بعدی‌شیپری‌باشه) به قلم:ریحانه🪄 تعداد پارت:تاموقعی که تموم شه👀 پیوی: @Reyhaneh_arh میشنموم: https://daigo.ir/secret/71361547944 چنل‌پارت‌گذاری: https://eitaa.com/macanshining
رمان از فردا پارت گذاری میشه امشب شخصیت هارو میزارم براتون🙂✨
•نقش‌اصلی• <رُهآم‌ِ_هآدیآن> سن: 32 خصوصیات:مغرور،خشن،پایه لقب:خشن جون [رفیق قدیمی ماندانا کله گنده و پول دار] [سردسته گروه جعبه یخی🧊]
•نقش‌اصلی• <اَمیر‌ِ_مَقآره> سن: 27 خصوصیات:تخس،شیطون،پایه لقب:امیرک [پسر خوانده ماندانا در طول داستان میفهمید چجوری پسر خوانده ماندانا شده]
•نقش‌اصلی• <مآندانآ‌_قآدری> سن: 35 خصوصیات:مغرور،پایه،تخس لقب:مانی [خر پول و گله گنده] [سردسته گروه مافیا سیاه💸]
شیپری نیستش هیجانی و امیرو رهام باهم رفیق صمیمی میشن ایشالا رمان بعدی رو اگه بتونم😊 ولی لطفاً حمایت کنید خیلیی رمان خفنیه🥺
همسایه ها یه حمایتی میکنید❤️‍🩹
دلم میخواد براتون پارت اول رو بزارم ولی خب برای فردا پارت ها😍😂
منتظر پارت نیستید😍🤌🏻
𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏: 🖤𝒔𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒏𝒆𝒔𝒔|شاهد خاموش💸 لوکیشن:ایران🛫 ماندانا: روی صندلی های انتظار فرودگاه نشسته بودم امیر رفته بود بلیط ها رو چک کند. بلندگو:پرواز شماره ی 721 تهران به آلمان تا دقایقی دیگر از زمین بلند میشود. ماندانا: از جام بلند شدم دوروبرمو نگاه کردم این بچه کجاس چرا نیومد؟! میون مردم دیدمش با اخم و جذبه خاصی نگاهش به جلوشه و داره میاد سمت من دسته چمدون خودم و امیر رو گرفتم و رفتم سمتش که وسط فرودگاه به هم رسیدیم، کجا بودی این همه وقت الان هواپیما میپره :/ امیر: با این مرده بحثم شد حرف نمی‌فهمید•-• ماندانا: حالا چی شد اوکی شد؟ امیر: اره بعد از کلی چک کردن گف مشکلی نداره الان گف پرواز میپره زودتر باید بریم. ماندانا: دسته چمدونش رو بهش دادم و باهم به سمت دستگاه ایکس ری فرودگاه حرکت کردیم. 𝐂𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬... نظر‌بدید: https://daigo.ir/secret/71361547944 اصکی ممنوع 𝐍𝐨 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝✨