~🕊
⚘#روایٺـــ_عشــــق^'💜'^
🍂می گفت ؛
دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در #سجده هستم.
یکی از دوستانش می گفت :
در حال عکس گرفتن بودم که دیدم؛
یک نفر به حالت سجده
پیشانی به خاک گذاشته است .
فکر کردم #نماز میخواند ؛
اما
دیدم هوا کاملاَ روشن است
و وقت نماز گذشته ،
همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت .
جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم .
دستم را که روی کتف او گذاشتم ، به پهلو افتاد .
دیدم گلوله ای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده ،
آرام بود انگار در ایندنیا دیگر کارینداشت . . .🍂
🌷🌺🌷🌼🌷🌺🌷
#پنجشنبه_های_دلتنگی
#پنجشنبه و باز #دلتنگی_های بی وقفه ای که دست از سر #دلم برنمیدارند بابا
سلام ای #غروب غریبانه ی #دل
باز آیینه، آب، سینی و چای و نبات
باز #پنجشنبه و یاد #شهدا با #صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
#خاطرهای از #شهید_سید_مجتبی_علمدار 🍃🌺
✍ معمولاً در هیئت ها برای مداح، صندلی یا چیزی قرار می دهند تا در بالاترین جای مجلس بنشیند، بعد هم مجلس را آماده می کنند. موقع شروع مجلس یک نفر با ذکر صلوات، ورود مداح را خبر می دهد و ... اما سید اصلاً در قید و بند این برنامه ها نبود.
همان پایین مجلس می نشست، می گفت چراغ ها را خاموش کنند، بعد شروع می کرد به مداحی.💗
اخلاص عجیبی در کارهایش موج می زد. یک بار برنامه هایی که برای آماده سازی مراسم در بیت الزهرا داشتیم کمی عقب افتاد، یک سری از ۳ کارهای تدارکاتی باقی مانده بود.😢
سید مثل همیشه مشغول کار شد، نصب پارچه ها و لامپ و ... همزمان هم مردم دسته وارد بیت الزهرا می شدند. وقتی مراسم تمام شد یک نفر از من پرسید: «ما آخر مداح را ندیدیم، چقدر با سوز و حال می خواند. راستی مداح هیئت کی بود!؟»
سید را به او نشان دادم، خیلی تعجب کرد! باورش نمی شد همان کسی که قبل از مراسم مشغول بستن لامپ و ... بود مداح هم باشد.😃
خیلی ها تصورشان از مداح چیز دیگری بود. اما سید باورهای ما را تغییر داد. به یکی از دوستان صمیمی او، که از ذاکران اهل بیت علیهم السلام است، گفته بود: «هر وقت وارد هیئت شدی و جمعیت زیاد آن، تو را به وجد آورد و احساس کردی که مردم به خاطر تو آمده اند، همان لحظه برو بیرون و مداحی نکن! زیرا غرور انسان را نابود می کند.»😑
بارها دیده بودم بعد از اتمام کار هیئت، ظرف ها را می شست، می گفت: «افتخارم این است که خادم عزاداران امام حسین علیه السلام باشم.» از دیگر برنامه های او دعای کمیل سید در مسجد جامع ساری بود. دعای ندبه او نیز کانون انسان سازی بود. همیشه بعد از برنامه دعای ندبه به همراه دوستان مشغول فوتبال می شد. این دوستی و ایجاد علاقه باعث جذب بیشتر جوانان به مجالس اهل بیت می شد.🌸
مادر ، تمام دنیا و آرزوهایش را
خلاصه میکند در نگاه حاصل عمرش
حالا تو خیال کن ۴۲ سال بیخبری
از تمام آرزوهایت را ....
#مادر_شهید_جاویدالاثر
#علی_اصغر_کوچکی
#پنجشنبه_های_دلتنگی
#یاد_شهدا_باصلوات
ادب احمد فوقالعاده بود، این ادب احمد به نظر من شاه کلید همه چیز بود و به خیلی چیزها رشد داد. نمونهای از تواضع احمد این بود که در مراسمهای مختلف مثلا در هفته جنگ که فرماندهان را دعوت میکنند یا یک روز ستاد کل دعوت میکند، به جلسهای. ترتیب چیدن صندلیها به نسبت درجه و رتبه و جایگاه است و هر کس جای مشخصی دارد.
یکی از علتهایی که من امتناع داشتم از شرکت در مراسمها به خاطر اخلاق و برخورد متواضعانهی احمد بود ، یک معرکهای داشتیم در جایگاه ، احمد همه را به هم میریخت و جابه جا میکرد تا خودش آخر بایستند، امکان نداشت که این جوری نباشد.
#شهید_احمد_کاظمی
⚘﷽⚘
#پیامکی_از_بهشت💐
وعده ما هر شب ساعت بیست
🌷 🌷
اگر خـواستی زندگی ڪنی،
بایـد منتظر مرگ باشی.!☹️
ولی اگر عاشق شدی دوان
دوان سمتِ فـــدا شدن در
راهِ معشـوق می روی! 🥰
این
خاصیت ڪـسانی است ڪه
در فڪـــرِ جاودانه شـدن
هستند.... 💗💗
شهید سید مجتبی علمدار ❣
یادش_باصلوات
📎اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
یادم است من همیشه با کسانی از فامیل و آشنا و حتی غریبه ها که فکرهای مخالف داشتند، جر و بحث می کردم. چه قبل از ازدواج چه بعدش. اما ابراهیم می گفت باید بنشینیم با همهشان منطقی حرف بزنیم. می گفتم: ولی این ها همهاش آدم را مسخره می کنند. می گفت: ما در قبال تمام کسانی که راه کج می روند مسئولیم. حق هم نداریم با آن ها برخورد تند بکنیم. از کجا معلوم که توی انحراف این ها تک تک ماها نقش نداشته باشیم؟ گفتم: تو کجایی اصلا که بخواهی نقش داشته باشی؟ تو را که من هم نمی بینم. گفت: چه فرقی می کند؟ من نوعی. با برخورد نادرستم، سهل انگاری ام، کوتاهی هام.
#شهید _محمد_ابراهیم_همت
⚘﷽⚘
#پیامکی_از_بهشت💐
وعده ما هر شب ساعت بیست
🌷 🍃❤️
سـعی کنید قـرآن
انیـس و مـونسـتان باشـد
نه زینت دکـورها و
طاقچـههای منازلـتان شود
بهـتر است قـرآن
را زینـت قـلبـتـان کنیـد.
•| #شهید_مجتبی_علمدار
.
.
🌷
📎یادش_باصلوات
📎اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
🌹لطف امام زمان به شهید علمدار🌹
🍂بسم رب الشهدا و الصدیقین🍂
✍سیّد همیشه « یا زهرا(س) » می گفت.
البته عنایاتی هم نصیب ما می شد.
مثلاً دو سه بار اتفاق افتاد که بی پول شدیم. آنچنان توان مالی نداشتیم.
یکبار می خواستم دانشگاه بروم اما کرایه نداشتم. 5 تا یک تومانی بیشتر توی جیبم نبود.توی جیب ایشان هم پول نبود...
وقتی به اتاق دیگر رفتم دیدم اسکناسهای هزاری زیر طاقچه مان است.تعجب کردم، گفتم: آقا ما که یک 5 تومانی هم نداشتیم این هزاریها از کجا آمد. ..
گفت:
این لطف آقا امام زمان (عج) است. تا من زنده هستم به کسی نگو......
❇️خاطره ای از همسر #شهید_سید_مجتبی_علمدار
#شادی_روح_شهدا_صلوات