eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر 300 سال هم از دفاع مقدس بگذرد ، شهدا فراموش نخواهند شد. ( مقام معظم رهبری ) به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می شود: تولید آثار هنری بخش های مسابقه: 1- خاطرات 2- عکس دفاع مقدس 3- نقاشی از دفاع مقدس 4- دلنوشته شهدا مهلت شرکت در مسابقه: 99/06/31 لغایت 99/07/15 لطفا آثار خود را در فضای مجازی به شماره زیر همراه با نام و نام خانوادگی و کدملی ارسال کنید: 09130857625 موسوی
Moghadam-13950812[01].mp3
6.45M
▪️با دلی خسته کنج ویرونه▪️ 🎤 سبـک : زمـیـنـه 🗓مراسم : جلسه هفتگی
. با دلی خسته کنج ویرونه دختری داره با اشک و ناله میخونه دیگه از این زمونه سیرم سه سالمه ولی چه پیرم قول دادی تنهام نمیذاری اگه نیای بی تو میمیرم اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین نفس نمونده توی سینم بیا که روتو باز ببینم دنیارو بی تو من نمیخوام دق میکنم تورو نبینم اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین ... من الّذی اَیتمنی ، من الّذی اَیتمنی ... روی دامانم شد قمر پیدا فرش راهش میکنم من این دل شیدا تموم نقشه هام بر آبه محاسنت به خون خضابه لبام تَرَک خورده بابایی بوسیدنت برام عذابه اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین تورو به روی نیزه دیدم پشت سرت خیلی دویدم چشمای خونینِتو وا کن شبیه مادرت خمیدم اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین ... من الّذی اَیتمنی ، من الّذی اَیتمنی ... بعد تو بابا خیر ندیدم من با صدای حرمله از خواب پریدم من تو معبرا راهمو بستن دیدم که کعب نِی به دستن هم لگد و سیلی بابا جون زدن سر منو شکستن اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین خسته شدم توی بیابون تازیونه خوردم فراوون مدیون عمه ام بابا جون عمه نبود داده بودم جون اَبتا یا حسین ، اَبتا یا حسین ... من الّذی اَیتمنی ، من الّذی اَیتمنی ... 👇
. بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بسته شد روز ازل قول و قرارم با حسین شکر لله!شد مبارک روزگارم با حسین سینه زنها یا ز نسل جون یا که قنبرند! خیر دیده قرنها ایل و تبارم با حسین من گنهکارم! قبول!اما میایم روضه اش شک ندارم آخرِ سر رستگارم با حسین هرکجا که میروم مردم سلامم میکنند پیش مردم اینهمه بااعتبارم با حسین! کربلا یعنی هرآنجا که سلامش میکنند! السلام ارباب!حالا همجوارم با حسین روضه رفتن های ما تجدید بیعت کردن است روضه روضه دستِ بیعت میفشارم با حسین حاجت من را نداده! ناز شصتش که نداد بهر حاجت ها مگر من‌کار دارم با حسین؟! دوست دارم مرگ را،چون‌ وقت مرگم میرسد کیف دارد لحظه های احتضارم با حسین اول ایمان حسین و آخر ایمان حسین من فقط سر را به سجده میگذارم با حسین دخترش هم سوخته هم زخمی و هم بی‌کس است آمدم در روضه اش حالا ببارم با حسین .
. زورِ محرم و صفر مادرسادات منو دعاکن روز قیامت منو جدا کن عقده ای دارم میون سینه قسمت مارو کرببلا کن توکه صاحب بهشتی،گلموخودت سرشتی روی قلب ودل وجونم،اسم حیدر و نوشتی 2 یا زهرا مددی یا زهرا 4 ...... یه عمره دارم از تو میخونم تا آخر عمر گدات می مونم از تو رسیده هر چی که دارم اینو بوالله خودم می دونم من غلام بچه هاتم،یه تنه خودم گداتم اگه نوکرتوهستم،بی بی مدیون دعاتم یا زهرا مددی یا زهرا 4 .......... از در خونت جایی نمیرم بی بی بوالله به تو اسیرم پاروضه های تو قد کشیدم روزیمو هرسال از تو میگیرم رو سرم قدم بذاررو،کربلا ببر ماهارو کی بجز شما میگیره،هوای این گداهارو یا زهرا مددی یا زهرا 4 ........... شروع سالم با ذکر زهراس ذکر لب من ام ابیهاس کل زمینو اگه بگردی پرچم حیدر همیشه بالاس دل ودلبرم علیه،سروسرورم علیه، به همه میگم توعالم،آره رهبرم علیه یا زهرا مددی یا زهرا 4 هاشم محمدی آرا 👇
. دید با چشم خود چهل منزل، اشکِ پنهانِ چشم زینب را کاروانی که با خودش می برد، تشنگی را و خشکیِ لب را دست و پاها اسیر سلسله بود، شمرِ ملعون امیرِ قافله بود یک علی(ع) مانده بود غرق غضب! چه کند غیرتِ لبالب را؟! بچّه ها خسته، پابرهنه، نحیف! زخم شد دستهای کوچکشان بسکه بر خارها زمین خوردند، گریه کردند تا سحر شب را روی هر نیزه یک سرِ مظلوم، قاتل جانِ کاروان می شد تا که با خود تکان تکان میداد، باد موهای نامرتّب را ناقه ها در کمالِ عریانی، بی کجاوه بدون محمل بود ساربان ها مقابل نیزه، آب دادند هر چه مرکب را خسته از راه آمدند امّا، دورشان ازدحام و هلهله بود همۂ شهر را خبر کردند، تا تماشا کنند زینب را! .
. پر از اشکم پر از شوقم پر از دردم پر از آهم من امشب هیچ کس را غیر بابایم نمی خواهم من آن گنجم که در ویرانه ای کردند مستورم منم یاقوت سرخی که نگینِ خاتمِ شاهم به آتش می کشم این شهر را با آه سوزانم پدر جان سربلندت می کنم با عمر کوتاهم تنت در بین گودال و سرت کنج تنور افتاد بیا آغوش من ای یوسف افتاده در چاهم کجا بودی که همراهت عمویم را نیاوردی دلم می خواست برگردید بالای سرم با هم به دستم سلسله دارم به پایم آبله دارم بغل کن دخترت را خسته ام من،خسته از راهم برای خود نمی نالم، به حال عمه می سوزم اگر چه زخم دارم،درد را  راندم زِ درگاهم شبی از ناقه افتادم بماند که چه شد اما دگر پاهای من بابا نمی آیند همراهم... .