.
#واحد
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_واحد
خوش اومدی گوشه این خرابه بابا
ببین که دستام میون طنابه بابا
حالا که اومدی خودت بیا ببین که
دختر تو شبا کجامیخوابه بابا
هرجایی که اسم تورو به لب آوردم
از دست زجر و حرمله سیلی میخوردم
بسکه منو زدن دیگه جونی ندارم
عمه به دادم رسیده اگه نمردم
نزار دیگه بهم جسارت شه
همین لباس پاره غارت شه
عمه بجای من کتک خورده
منو ببر که عمه راحت شه
چرا تو خونین دهنی بابا
بدون غسل و کفنی
لباتو واکن و بگو امشب
من الذی ایتمنی بابا
۰۰۰۰
منم شبیه مادرت کبوده چشمام
سه سالمه ولی شبیه پیرزنهام
بسکه دویدم عقب قافله بابا
ببین پراز آبله و زخمی پاهام
به من بگو گناه دخترت چی بوده
شبیه لبهای تو صورتم کبوده
یه جای سالم توی پیکرم ندارم
زخم سرم برا محله یهوده
به جون تو نمیره از یادم
شبی که از رو ناقه افتادم
وقتی که بالگد به پهلوم زد
مادر تو رسید به فریادم
به سختی با همین چش تارم
لبامو رو لب تو میزارم
دونه دونه زخماتو میبوسم
بابا حسین خیلی دوست دارم
#حسن_کاتب✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
#زمزمه
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_زمینه
#حضرت_رقیه_زمزمه
منو از تو جدا کرده
ای خدا مرگش بده خولی عجب شری به پا کرده
تا خودش خسته شده واسه کتک شمر رو صدا کرده
بابا جونم
منو راحت نمیذاره / همش میگه با فریاد / چرا پیشت نمیاد/ اگه بابات دوست داره
منو راحت نمیذاره/ امون از تازیونهاش/ اینم بابا نشونش/ ببین بازوم ورم داره
بابا جونم
____
یه شب راحت نخوابیدم
این شبا تا صبح از درد لگدهاشون مینالیدم
لحظهای بابا اگه خوابم میبرد خوابت رو میدیدم
تو خوابم داداش اکبر بود / تو بودی و رباب انگار/ تو چشماش اشک شوق بود و/ رو دستاش علی اصغر بود
تو خوابم داداش اکبر بود /ولی با ضربههای شمر / پریدم از خواب و گفتم / اگه میمردی بهتر بود
باباجونم
#رضا_شریفی ✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
#زمینه
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_زمینه
سرت رو بالش خاک خرابه
حقیقت داره بابا یاسرابه؟
حالا که اومدی بخون لالایی
که شایددخترت یه کم بخوابه
نمی دونی چقدرخستم
می دونم باورش سخته برات
من دخترت هستم
نمی دونی چقدرخستم
ازاون شب که زمین خوردم چقدر
درد میکنه دستم
خرابمو،روشن کردی بابا
می دونستم،برمیگردی بابا
یه دنیاحرفای نگفته دارم
ولی تمومشوکنارمیزارم
نمی دونی چقدردلم میخوادکه
دوباره سرمو روپات بزارم
نمی دونی کجارفتم
خبر داری میون مجلس
نامحرما رفتم
نمی دونی کجا رفتم
توی بازار شام و کوفه از
کرببلا رفتم
خبرداری،تا اسمتو میبردم
فقط بابا،سیلی محکم خوردم
#مهدی_کامیاب ✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
#زمزمه
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_زمزمه
یه وقتی اومدی که من نایی ندارم
ببخش که اسباب پذیرایی ندارم
غصه سرم ریخته ببخش
وضعم به هم ریخته ببخش
بعد اتیش خیمه ها
موهام یه کم ریخته ببخش
قافله شهر شام رفت-میون ازدهام رفت
با گل سر باباجون-چندتا النگوهام رفت
از این و اون سرت رو دست به دس گرفتم
از نیزه ها اخر بابامو پس گرفتم
تموم کن اینجا سفرو
حالا که اومدی نرو
از تو موهات پاک می کنم
با معجرم خاکسترو
نه راستی معجری نیست-یک تیکه روسری نیست
از استینای پاره-معجر بهتری نیست
تموم راهو اومدم پای پیاده
روی تنم جای کبودیا زیاده
با کیا بودم روبرو
چیزایی دیدم که نگو
محله یهودیا
خداروشکرنبود عمو
همونکه راه اب بست-دستموبا طناب بست
سر علی رو،رو نی-جلو چش رباب بست
#علی_زمانیان✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
#شور
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_شور
#حضرت_رقیه_زمینه
اومدی روشنی شبهای رقیه بابای رقیه
سر بریدته رو دستای رقیه بابای رقیه
تو کوچه ها دیدم تو سنگ کین خوردی
از صورتت پیداس خیلی زمین خوردی
بابا حسین جانم
بابا میدونی که کبوده بدن من مجروح تنِ من
تفریحشون شده شب و روز زدن من مجروح تنِ من
دردایی که دارم عمرم رو کم کرده
من هم مثه زهرا بازوم ورم کرده
بابا حسین جانم
قاتل تو خیلی تو صحرا کتکم زد بابا ، کتکم زد
تو بغل رباب حتی کتکم زد بابا، کتکم زد
بابا نمیدونم چی بوده تقصیرم
بسکه لگد خوردم از زندگی سیرم
بابا حسین جانم
با "کعبِ نی" زدن به بازوی رقیه پهلوی رقیه۲
ببین آتیش چه کرده با موی رقیه با موی رقیه۲
پاره شده گوشم چشمام نمیبینه
ضجرو نمیبخشم دستاش چه سنگینه
بابا حسین جانم
#عبدالزهرا ✍
#شب_سوم_محرم
.👇