eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
CQACAgQAAx0CSmRjDAACSWhidW75feDE6Kkf2NbJood-QQXBeQACJwkAAprQEVLHT7VjE-4-bSQE.mp3
5.29M
با (عج) 🍃ﺩﯾﺸﺐ ﺑﺮﺍی ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﮔﺮﯾﺴﺘﻢ 🍃ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻪ ﻭﻋﺪه ﺑﺮﺍﯾﺖ ﮔﺮﯾﺴﺘﻢ 🎤حاج
4_5951588297200371666.mp3
4.36M
🔊 | 📝 حرم بنا میشه دوباره گنبدش مث مشهدالرضا میشه ... 👤 کربلایی ‌مهدی ▪️ ویژه
. اي اهل كوفه رحمي اين طفل جان ندارد خواهد كه آب گويد اما زبان ندارد ديشب به گاهواره تا صبح ناله ميزد امروز كه تر كند لب دور دهان ندارد رخ مثل برگ پاييز لب چون دو چوبه خشك اين غنچۀ بهاري غير از خزان ندارد اي حرمله مكش تير يكسو فكن كمان را يك برگ گل كه تاب تير و كمان ندارد شمشير اوست آهش فرياد او تلظُي جانش به لب رسيده تاب بيان ندارد منت به من گذاريد يك قطره آب آريد بر كودكي كه در تن جز نيمه جان ندارد با من اگر بجنگيد تا كشتنم بحنگيد اين شير خواره بر كف تيغ سنان ندارد مادر نشسته تنها در خيمه بين زنها جز اشك خجلت خود آب روان ندارد تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن جز شانۀامامش ديگر مكان ندارد "ميثم" به حشر نبود غير از فغان و آهش آنكو از اين مصيبت آه و فغان ندارد ✍ ................. مادر به جای آب ز شرم تو آب شد آتش گرفت، سوخت و غرق عذاب شد بیهوده پا به سینه ی من میزنی، مکوب حتی خیال قطره ی شیری سراب شد مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات اما لبم ز تاول رویت کباب شد از بس ترک به روی ترک بسته بر لبت شرمنده ی لبت، پسرم آفتاب شد از تیرهای حرمله پیداست فکر چیست ای غنچه ی خزان زده وقت گلاب شد وقتی عمود خیمه عباس را کشید گفتم رباب خانه عمرت خراب شد حسن لطفی✍
. رب... " اَلْعَجَل یَابْنَ الْحَسَن، اَلْغَوث یَابْنَ الْعَسکری " (مخصوص مجالس استغاثه‌ی بر فرج) ما چه داریم ارزشی؟ مادر صدایت می‌زند مادرت را لحظه ای بِنْگر! صدایت می‌زند بازوی گَشته کبود و صورتِ نیلی شده پهلوی صدّيقه‌ی اطهر صدایت می‌زند فاطمه، چشم‌انتظارِ توست موعودِ غدير! هر که دارد بر خدا باور صدایت می‌زند اَلْعَجَل احیاگرِ دين خدا یَابْنَ الْحَسَن! خونِ پیشانیّ پیغمبر صدایت می‌زند دست‌های بسته‌ی مولا میانِ كوچه‌ها فرقِ تا گردیده‌ی حیدر صدایت می‌زند گوشه‌ی حُجره، كنار طشتِ سرخ از خونِ دل مجتبی را زخم ِ در حنجر صدايت می‌زند آه، هجده رأس، بر نیزه دعایت می‌کند از تهِ گودال، يک بی سر صدایت می‌زند یک هزار و نهصد و پنجاه زخم ِ ناگزیر يا اباصالح! ز يک پیکر صدایت می‌زند اَلْعَجَل گوید تو را از قتلگه، یک پیرهن تواَمان، انگشت و انگشتر صدایت می‌زند دستِ عبدُ اللّه از گودال، می‌گوید بیا قطعه‌های پیکر اکبر صدایت می‌زند قلب سقّا استغاثه می‌کند که اَلْعَجَل گوش تا گوش ِ علی‌ْاصغر صدایت می‌زند روضه‌ی اَلشّامْ اَلشّام ِ تو ما را می‌کُشَد کُنج یک ویرانه، یک دختر صدایت می‌زند اشکِ زینُ الْعابدین گوید بیا یَابْنَ الْحَسَن! باقرِ محزون و غم‌پرور صدایت می‌زند جا نماز از زیر پای صادقِ آل رسول... خانه‌اش را شعله‌ی بر در صدایت می‌زند قعر زندان‌های تنگ و سرد و تاریک و نمور ساق‌های موسیِ جعفر صدايت می‌زند حنجرِ مسموم ِ مولانَا الرّضا روی زمین بینِ بستر با دمی مضطر صدایت می‌زند روی پشت بام خانه، جسم بی‌جانِ جواد با نوای حنجری پرپر صدایت می‌زند با دلی محزون به یاد زينب و بزم ِ شراب حنجرِ هاديّ بی‌یاور صدایت می‌زند آه، بابای غریبت با نوایی سوزناک... خسته و محصور در عسکر صدایت می‌زند " اَلْعَجَل یَابْنَ الْحَسَن، اَلْغَوث یَابْنَ الْعَسکری " منتظِر، تا لحظه‌ی آخر صدایت می‌زند یا وصالِ بر فَرَج يا مرگ، مجنونِ غمت... تا بگیرد رخصت از داور صدايت می‌زند پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ .