.
🏴زمینه #واحد #زنجیرزنی تاسوعا و عاشورای #امام_حسین علیه السلام و #حضرت_عباس علیه السلام
《برات اربعین ان شاءالله》
#زمینه_امام_حسین
#واحد_امام_حسین
#زمینه_حضرت_عباس
#به_حول_و_قوه_ی_الهی
🏴بند اول
به حول و قوه ی الهی
این اربعین تو کربلاتیم
زائر شیش گوشه تیم آقا
منتظر برگ براتیم
خدا بخواد با رفقامون
میایم تا کربلات آقاجون
پای برهنه زیر آفتاب
رد میشیم از خار بیابون
اون حرمت کشته منو/آقا غمت کشته منو
تو ضریحا اون ضریحه/محترمت کشته منو
تو سرم شوره_دلا پر نوره_میدونم امسال_ کربلام جوره
دلم آتیشه_نگو نمیشه_میدونم امسال_نوبتم میشه
《مددی مولا۳ ابی عبدالله》
🏴بند دوم
ایشالله بنویسن برامون
علقمه با دو چشم گریون
بریم تا بین الحرمین و
برا ابالفضل ما بدیم جون
بشیم مسافر پر احساس
بریزیم از دیده ها الماس
با هروله بریم کناره
مرقد نورانیه عباس
دخیل اون حرم بشیم/با بی بی هم قدم بشیم
مسته یه جرعه از میِ/صاحب این علم بشیم
میشیم آماده_بزنیم باده_میریم امسالم_پای پیاده
دلم آتیشه_نگو نمیشه_میدونم امسال_نوبتم میشه
《مددی عباس۳ یاابوفاضل》
🏴بند سوم
هر کی که کربلاتو دیده
از تمومه دنیا بریده
میگن شبای جمعه آقا
زائرته یه قد خمیده
دلش برا تو بی شکیبه
میگه حسین من غریبه
میره تا قتلگاه و میگه
حسین من شیب الخضیبه
تشنه بریده شد سرش/رو خاک صحرا پیکرش
الهی مادر بمیره/شکستن اون بال و پرش
دلش آشوبه_تو چهارچوبه_تله زینب به_سینه میکوبه
به همین منوال_میره تو گودال_میکشه آه و_
هی میره از حال
《یاحسین مظلوم۳ غریب مادر》
✍🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
👇
.
#روضه_امام_سجاد سلام الله علیه به نفس حاج امیر #کرمانشاهی
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
جابر بن یزید جوفی میگه: امام باقر اومد بدن زین العابدین رو غسل بده یه پرده ای، پارچه ای کشید، پشت اون پرده بدن باباش رو شست ،دیدیم یهویی ناله امام باقر بلند شد ،شروع کرد بلند بلند گریه کردن، من از آقا پرسیدم چی شد یهویی داد زدید و بلند بلند گریه کردید؟ فرمود:جابر دیدم هنوز اثر غل و زنجیر به گردن ودست و پای بابام مونده.
وقتی من خوندم یاد یه چیزی افتادم ،یه روزی دیدن علی سرگذاشته به دیوار شروع کرد بلند بلند گریه کردن .اسماء اومد جلو، آقا تا الان میگفتین همه آروم گریه کنن، چی شد خودتون دادتون بلند شد؟ فرمود: اسماء دست از دلم بردار دیدم دور بازوی زهرا ورمکرده...*
گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره
او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد
*یهودی بود، دیدن داره شهادتین میگه :" أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ عَلیَّاً وَلّی الله" گفتن چی شد تو داری شهادتین میگی؟ گفت: به خدای احد و واحد من خودم دیدم با یه دست این آقا دَرِ قلعه خیبر رو کند، حالا موندم دستاش رو بستن ،جلو چشمش دارن زنش رو میزنن...
کربلا یه نانجیبی گفت: اگه میخواهید بدونید هنوز حسین زنده است سمت خیمه زن و بچه اش حمله کنید،یه وقت دیدن تن بی رمق رو رویِ زمین کشید به یه نیزه شکسته تکیه داد، فرمود: تا من زنده ام مرد باشید طرف زن و بچه ام نرید .شمر با همه ی بی شرمی و نامردیش، سرش رو پایین انداخت برگشت،اما مدینه به اون دومی هرچی گفتن توی این خونه، زنه،فاطمه تازه بابا ازدست داده ،فاطمه داغ داره، فاطمه بار شیشه داره... نانجیب برگرد، گفت: هرکی میخواد تو خونه باشه، هم خونه رو می سوزونم، هم هرکی تو اون خونه باشه میسوزونم ...
کاش فقط خونه رومی سوزوند،برا معاویه نامه نوشت،معاویه وقتی در رو آتیش زدم ، صدای نفسای دختر پیغمبر رو از پشت در شنیدم، یه لحظه دلم خواست رحم بیاد، یادم اومد شمشیر زدنای علی رو، هرچی کینه از علی داشتم تو دلم جمع کردم ،آنچنان با کف پا لگد به در زدم ...
#حاج_امیر_کرمانشاهی
#روضه_امام_سجاد_علیه_السلام
#گریز_به_حضرت_زهرا
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
Kermanshahi-moharram99-sh11.mp3
2.23M
#روضه و توسل به راوی دشتِ کربلا #امام_سجاد سلام الله علیه به نفس حاج امیر کرمانشاهی
.
|⇦•چهل سال هرشب روضه...
#سینه_زنی و توسل به راوی دشتِ کربلا #امام_سجاد سلام الله علیه به نفس حاج مجتبی رمضانی
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
چهل سال هرشب روضه گردان تو بودم
با عمه ها، پاره گریبان تو بودم
چهل سال شد حرف از تنت چهل سال مردم
رفتم سر سفره ولی چیزی نخوردم
چهل سال تقدیر دل من درد و غم بود
هرچیز میدیدم گریز روضه ام بود
نعلین پا کردم بیابان یادم آمد
رفتن روی خار مغیلان یادم آمد
چشمم به زیر انداز حجره خورد تر شد
داغ حصیری بر دل من شعله ور شد
هرجور میشد روضه را مکشوفه کردم
هرکس سلامم داد یاد کوفه کردم
وقتی عبا دوشم کشیدم گفتم ای وای
تا اشک دختر بچه دیدم گفتم ای وای
در کوچه ها رد طناب آمد به چشمم
نوزاد تا دیدم رباب آمد به چشمم
رفتم به تشییع جوانها گریه کردم
با خنده های ساربانها گریه کردم
عمامه ام افتاد و بی حد روضه خواندم
انگشتر از دستم درامد روضه خواندم
بازار رفتم بوی نانش اذیتم کرد
بازاریان بد زبانش اذیتم کرد
هرجا شلوغی بود ماتم سهم من شد
شرمندگی از خواهرانم سهم من شد
حق میدهی از تشنگی قلبم کباب است
در ظرف آبم روضه ی جام شراب است
#حاج_مجتبی_رمضانی
#شهادت_امام_سجاد_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
ramezani-moharram99-sh11_2.mp3
3.06M
|⇦•چهل سال هرشب روضه...
#واحد
توسل به راوی دشتِ کربلا امام سجاد سلام الله علیه به نفس حاج مجتبی رمضانی
939.9K
#شهادت_امام_سجاد
#نوحه_سنتی
#سبک_همه_جا_کربلاست
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
ولیِّ چارمین
حامیِّ مسلمین
کُشته ی زهر کین
سیدالسّاجدین
آه و واویلتا
.........
گشته غرق عزا
همه ی عالمین
در عزای علی (سجاد)
نور قلب حسین
آه و واویلتا
.......
راوی روضه ی
آن غروب غمین
در میان بستر
روضه خواند چنین
آه و واویلتا
.......
من بدیدم به نِی
سر های غرق خون
سرِ شیر خواره تا
سرِ پیر و جوون
آه و واویلتا
......
مُردَم آندم دیدم
سر طفل رباب
بسته بودند روی
نیزه با یک طناب
آه و واویلتا
.......
کرده ام اشک خود
از روی دیده پاک
بی کفن نمودم
پدرم زیرِ خاک
آه و واویلتا
.......
آه و صدها فغان
از غم اسارت
شد به عمه زینب
بی امان جسارت
آه و واویلتا
.......
مانده در گوش من
طعنه ها و دشنام
روضه هایم شده
الشّام الشّام الشّام
آه و واویلتا
.......
امان از شام و از
کوچه های یهود
دختران علی (ع )
چهره های کبود
آه و واویلتا
.......
بعد چهل سال هنوز
میده من رو عذاب
دسته بسته بردن
ما رو بزم شراب
آه و واویلتا
......
زهر جفا گرفت
اگر از من جانم
ولی کشته ی آن
چوب خیزرانم
آه و واویلتا
💠💠💠💠💠💠
به قلم :
#سیدناصر_اسماعیل_نسب
.
.
#زمینه #شور
#شهادت_امام_سجاد(ع)
#چهل_ساله
🔘🔘🔘🔘🔘🔘
بند1⃣
چهل ساله، کرببلا باهامه
همش ظهر،بلا جلو چشامه
چهل ساله، تا چشمامو میبندم
میبینم که ، رو نی سرِ بابامه
.....
وای...
زنده بابامو سربریدن
وای...
غنچه ی نشکفته رو چیدن
وای...
خودم دیدم به وقت غارت
وای ...
معجر و از سرها کشیدن
........
خیمه ها رو سوزوندن
دل ما رو شکوندن
ما رو به زور زنجیر
تو صحرا میکشوندن
منم سیدالبکا ، راوی کرببلا
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
بند2⃣
دل من رو،اون لحظه میسوزنه
زدن پیشم ،عمه مو تازیونه
توی بازار،عمه مو دوره کردن
چه حرفایی،گفتن بهش بمونه
....
وای...
کردن اهانت توی انظار
وای...
خیلی دادن عمه مو آزار
وای...
چشمای بابام علی روشن
وای...
زینبو جشن و کوچه بازار
.....
برای من عذابه
خاطرات خرابه
چهل ساله دلم از
غصه و غم کبابه
منم سیدالبکا ، راوی کرببلا
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
بند3⃣
چهل ساله اشکای من روونه
پیش چشمام،لبای غرق خونه
شبا خواب مجلس می میبینم
همه دردم یه چوب خیزرونه
....
وای...
میزد با خیزرون پیاپی
وای...
خون لب بابام روی نی
وای...
ما کجا و بزم حرامی
وای...
ناموس ما و مجلس می
....
زجر و بلا کشیدم
پیر شدمو خمیدم
خواب میبینم شبا که
تو مجلس یزیدم
منم سیدالبکا ، راوی کرببلا
💠💠💠💠💠💠
•┈┈••✾❀❀✾••┈┈•
#شعرای_مشترک
#سیدناصر_اسماعیل_نسب
#سید_مرتضی_پیرانیان
👇
.
#شور
#امام_حسین علیه السلام
کربلایی #حسین_ستوده
آوازت دنیا رو گرفت
ای دنیای بچگیام
پر کردی روز و شبم و
از فکرت بیرون نمیام
حسین تو قلبم داره ریشه
حسین که تکراری نمیشه
حسین اون عشق موندگاره
حسین که تنهامون میزاره
زمان مرگم بیا اباعبدالله
دوست دارم خیلیا اباعبدالله
ندارم حرفی به جز همین یک جمله
وصل لله الی اباعبدالله
================
.
آوازه ات دنیا رو گرفت ای دنیای بچگیام
🎙 کربلایی #حسین_ستوده
#شور
#امام_حسین علیه السلام
آوازت دنیارو گرفت
ای دنیای بچگیام
پرکردی روزوشبمو
از فکرت بیرون نمیام
حسین تو قلبم داره ریشه
حسین که تکراری نمیشه
حسین اون عشقه موندگاره
حسین کی تنهامون میزاره
زمان مرگم بیا ابا عبدالله
دوست دارم خیلی یا اباعبدالله
ندارم حرفی به جز همین یک جمله
و صلّی الله علی ابا عبدالله
بند دوم👇👇
بعد از مرگم عاشقتم من حتی زیر لحدم
هر چی گفتن میگم حسین
آداب عشقو میدونم
حسین قلبم بی تو سیاهه
حسین آقا چشمم به راهه
حسین تو اوج بی قراری
میای یا نا کامم میزاری
بریدم از خیلیا اباعبدالله
به جز تو دارم کیو اباعبدالله
میخوام حرف آخرم تو دنیا باشه
و صل الله علی اباعبدالله
#محمدجواد_توحیدی✍
...................................................
.👇
.
#شور
#امام_حسین علیه السلام
کربلایی #حسین_ستوده
[بند اول]
بازار عشق و عاشقی شلوغه
هر عشقی غیر عشق تو دروغه
من جز تو از هر عشقی توبه کردم
اینی که میگم و تجربه کردم
دنیا یه کلام حسینِ
عشقِ ما خیلی فقط امام حسینِ
همه میرن ولی اونی که میمونه
برام حسین
من که دلم شده از مردم کلافه
با هر کی رو نباشه با تو که صافه
من هر یه ساعتی که باشم تو هیئت
چند ساعتی به عمرم میشه اضافه
حسین ای جانم
کربلایی حسین ستوده
.👇👇
https://eitaa.com/madahanpirbakran