eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. قرارِ دل! ز فراقت دگر قرار ندارم به انتظار قسم، تاب انتظار ندارم به احتضار مبدل شد انتظار ظهورت اجل رسیده، دگر تاب احتضار ندارم ز بس گریستم و دیده­ام ندید رخت را گمان برند گروهی به من که یار ندارم اگر بهار شود چار فصل سال برایم خدا گواست که بی­روی تو بهار ندارم به سلطنت ندهم رتبة گدایی خود را که در زمین و زمان جز تو شهریار ندارم نه مانده تاب فراق و نه هست طاقت صبرم چگونه صبر کنم دیگر اختیار ندارم دیار من نبود غیر خاک مقدم یارم چو دُور غیبت یارم بود دیار ندارم به اشک دیده بیارم مگر به دست، دلت را عزیز دل، چه کنم چشم اشکبار ندارم اگر تو سوز دهی جز به آتشت نگدازم اگر تو اشک ­دهی غیر گریه کار ندارم به دار عشق تو "میثم" مگر قرار بگیرد وگرنه تا به تنم جان بود، قرار ندارم .
.      آنکه حکمت به لب او جریان داشت که بود آنکه علم از نفس او فوران داشت که بود آنکه اندیشه از او شیره‌ی جان داشت که بود آنکه ایمان به وجودش ضربان  داشت که بود خانه‌ای در حرم هر  دل عاشق دارد شیعه امروز از او  وعده‌ی صادق دارد همه جا سایه فیض‌اش به  سرِ سرورها است حُکمِ او حکمت او ژرفترین باوررها است  چقدر خطبه‌ی او خط به خطِ دفترها است قالَ صادق همه‌جا تاج سر منبرها است از اشارات نگاهش لب ما جان دارد از احادیث لبش مذهب ما جان دارد آنقدر گفت علی  روز و شب از حال علی که جهان پُر شده از قالَ علی قال علی فیض او بود که دل رفت به دنبال علی که فقط آل علی آل علی آل علی آنقدر گفت علی بر لب ما جام علیست کوری دشمن مولا همه‌جا نام علیست باده نوشان زِ دَمش راز مگو ساخته‌اند خاک راهش همه بردند و سبو ساخته‌اند کعبه را روز ازل از گل او ساخته‌اند عالمان از لب این چشمه وضو ساخته‌اند همه‌ی اهل نظر بر درِ او رو زده‌اند انبیا محضر او آمده زانو زده اند نفس اوست اگر گریه‌ی ما طولانی است نفس اوست اگر دیده‌ی ما بارانی است مقتل اوست اگر حال جگر  طوفانی است مجلس صبح و شبش مجلس و رضه خوانی است بی سبب نیست که سوزد جگرش گاه به گاه حق بده کُنیه‌ی او هست ابا عبدالله بارها حرمتش از کینه‌ی منصور شکست دید بی حرمتیِ آنهمه مامور... شکست آمدند و در این مقتلِ ماثور شکست وایِ من از در این خانه که با زور شکست وای از شیخ حرم هیچ کسی شرم نکرد از سفیدی محاسن نفسی شرم نکرد او که پیر است از این خانه به اجبار مبر آبروی همه‌ی ماست در انظار مبر رسیمان شرم کن از کوچه به اصرار مبر همه جا می‌روی اما سوی بازار مبر   مو سفید حرمم دست به دیوارش است خاطرات بدی از کوچه و بازارش است از روی شانه کشیدند عبایش اُفتاد ناگهان آمد و هُل داد عصایش اُفتاد ریسمان را که کشیدند به پایش،  اُفتاد فاطمه پشت سرش بود بجایش اُفتاد او زمین خورد ولیکن زِ روی مرکب نه از روی ناقه نه  در خواب نه  غرق تب نه دخترک بود و شبی تار که مهتاب نداشت دخترک بود و تب و آه ولی تاب نداشت پای پُر آبله جز گریه‌ی خوناب نداشت دخترک بود ولی زجر که اعصاب نداشت تا خودِ قافله او را به روی خار کشید مثل آن در که به پهلو خط مسمار کشید 🔸 ✍ .👇
. 🎙 از 🗓 در 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) لاله و یاس و شقایق، شد نثار صادق عالم امکان، شد امروز داغ‌دار صادق این‌همه شاگرد، دریغ از ده‌تا یار صادق ده‌تا مرد میدون مثه مسلم و جون و حبیب یا یه اباالفضل می‌میرم برا اون شه تشنه که مونده غریب با یه اباالفضل شیخ الائمّه گفت: صلّوا علی الحسین حیّ علی الصلوة؛ نوحوا علی الحسین خونه‌ی امن کبوتر، بین شعله‌ها سوخت مثل همون‌روز که مادر، پیش لاله‌ها سوخت شبیه وقتی‌که خیمه با سلاله‌ها سوخت زنده شد دوباره غم داغ اسارت عشق، بعد نود سال داغ اون ستاره که برای زیارت عشق، رفت سوی گودال شیخ الائمّه دید که عمّه چی کشید دستاش بسته بود؛ توو کوچه‌ها دوید وقت هجوم شبونه، یاد مادر افتاد لحظه‌ی غارت به یاد شاه مضطر افتاد یاد سه‌ساله که بی‌جون، پای اون‌سر افتاد یاد عمّه زینب که کشید پر چادرشو روو تن بی‌سر یاد ده‌تا مرکب که با نعلای تازه گذشت از روی پیکر ذرّات کائنات، دائم می‌گن حسین ای بی‌حرم حسن! ای بی‌کفن حسین .👇
. 🎙 از 🗓 در ۱۴۰۳ 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) مرهمی نیست که این زخم، مداوا بکند کاش‌کی با جگرش، زهر مدارا بکند زهر، آهسته تمام جگرش را سوزاند حق بده این‌همه از درد، تقلّا بکند چند روز است که کارش شده از بستر مرگ خانه‌ای سوخته را خوب تماشا بکند غربت این است که در شهر مدینه هرشب باید او با در آتش‌زده، احیا بکند رسم این است در این شهر که حرمت شکنند چقدر روضه مهیّاست که برپا بکند این حرامی که رسیده است که او را ببرد از زن و بچّه‌اش ای کاش که پروا بکند پیرمرد است؛ عصا یا که عبا یا نعلین فرصتی حیف ندادند، مهیّا بکند عادتش بود که در آخر هر مجلس درس روی زانو بزند؛ وای حسینا بکند عمّه‌اش تا دل گودال ندارد راهی باید او داد زند؛ با همه دعوا بکند تا مگر بعد سه‌ساعت برسد پیش حسین قبل از آنی‌که بر آن سینه، کسی جا بکند بعد از آن‌هم بدود خیمه‌به‌خیمه، تنها تا مگر دختر آتش‌زده، پیدا بکند .👇
واحد (زیباترین ترانه‌ی روی لبم، حسین) - حاج ابراهیم رحیمی.mp3
11.11M
📌 (علیه‌السّلام) 🎙 مدّاح: 🕌 هیئـت رایةالعبّاس (علیه‌السّلام) زیباترین ترانه ی روی لبم، حسین نامی که هست علّت تاب و تبم، حسین من در کلاس هیئت تو درس خوانده ام شاگرد پا رکاب همین مکتبم حسین من عهد کرده ام که به پایت بایستم سرباز لشکر حرم زینبم حسین گریه برای توست همان اصل دین ما با این حساب مؤمن این مذهبم حسین با یاد اربعینِ حرم گریه می کنم شکر خدا که خادم این موکبم حسین شیرین ترین عبادت من گریه بر شماست شیرین ترین عبادت روز و شبم حسین من را غلام خانه ی زینب حساب کن نه مقبلم، نه محتشم و حاجَبم حسین لطفی کن و دوباره به من کربلا بده رحمی کنید، کرببلا واجبم حسین تا وقت مرگ نام تو را جار می زنم زیباترین ترانه ی روی لبم حسین
. 🎙 از 🗓 در 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) اگر تمام زمین را نهند در دستم گر از سپهر به جنگم بیاورند سپاه نه دست می‌کشم از دامن محبّت تو نه روو نهم به در دیگری از این درگاه قسم به عشق، قسم به حسین ثارالله من و جدایی از این آستان؟ معاذالله معاذالله؛ نفس بدون حسین معاذالله؛ جهان بدون حرم معاذالله؛ نماز بی‌تربت معاذالله؛ بدون چشم ترم نه دست می‌کشم از دامن محبّت تو نه روو نهم به در دیگری از این درگاه به غیر روی تو ای آفتاب هردو جهان! کسی ندیده ز خاک تنور، تابد ماه قسم به عشق، قسم به حسین ثارالله من و جدایی از این آستان؟ معاذالله معاذالله؛ غلام بی‌ارباب معاذالله؛ عزا بدون علم معاذالله؛ سپهر، بی‌مهتاب معاذالله؛ دهم به غیر، دلم رسد چو نغمه‌ی قرآن به گوش در چشمم سرت به نوک سنان، جلوه می‌کند ناگاه قسم به عشق، قسم به حسین ثارالله من و جدایی از این آستان؟ معاذالله معاذالله؛ سر تو و نیزه معاذالله؛ به حنجرت دشنه معاذالله؛ بدن بدون کفن معاذالله؛ به حنجر تشنه .👇
. 🎙 از 🗓 در 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (ع) ای مهر و مهتابم بی‌تابم؛ بی‌تابم دلتنگم؛ دل‌خونم دریابم اربابم تو شاهنشاه عشقی، حسین تو تکیه‌گاه عشقی، حسین تو ثارالله عشقی، حسین وقتی‌که دلگیرم از این دنیا سیرم چشمامو می‌بندم دستاتو می‌گیرم من مجنون مجنونم، حسین من به چشمات مدیونم، حسین من توو روضه‌ت مهمونم، حسین دل‌تنگ دیدارم از عشقت سرشارم روز مرگم باشه دست از تو بردارم ای ارباب مظلومم! حسین از کربلا محرومم، حسین با یاد تو آرومم، حسین من عبد و تو مولا من مجنون؛ تو لیلا من خاکم؛ تو بارون من تشنه؛ تو دریا ای رحمت بی‌پایان! حسین در جسم بی‌جانم جان، حسین ای جانیم سَنَ قوربان، حسین کربلا دنیامه کربلا رویامه مرکز هستی و خونه‌ی آقامه شور شیرین عشق! داغت آئین عشق سرّ سرّاللهی دین من، دین عشق .👇