#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#ولادت
#امام_زمان_عج
#مناجات
ای آرزوی عشق، تمنا کنم تو را
در شاه بیت عاطفه انشا کنم تورا
پرسند اگر تجلی حسن تو را ز من
با آفتاب و آینه معنا کنم تورا
تو راز سر به مهری و در سجده از خدا
خواهم به آه و ندبه که افشا کنم تو را
وقتی اسیر غربت دنیایی خودم
در کنج دل بگردم و پیدا کنم تو را
شرمنده ام که در اثر روسیاهیم
خیمه نشین خلوت صحرا کنم تورا
(این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تورا)
تا مست فیضتان شوم و مستفیض لطف
دعوت به جشن (بزم) زینب کبری کنم تو را
روشن ز نور عصمت او عالمین شد
تفسیر شادی و غم زینب حسین شد
حیدر که بوده زینت هستی عبادتش
زینب ز عرش آمده گردیده زینتش
زینب، چه زینبی؟ که شده در طفولیت
آغوش پنج حجت حق مهد عصمتش
زینب، چه زینبی؟ ز همان خردسالگی
خواندند صابرین، جبل استقامتش
جبریل خاکبوس اتاق جلالتش
روح القدس ملازم روح قداستش
جایی برای عالم دیگر نمانده است
آنجا که هست زینب و علم و فقاهتش
هرجا سخن به یاد حسین است لاجرم
آید کلام زینب و عشق و محبتش
چشمی به سمت سایه ی او هم نرفته است
سوگند میخورم به حیا و نجابتش
زیبا سروده شاعر دلداده ای که گفت:
(زینب عفیفه ای است که در راه عفتش)
(عباس می دهد نخ معجر نمی دهد)
یک لحظه چادر شرف از سر نمی دهد
جز مصطفی که نام علی بی وضو نگفت
تفسیر نام او احدی مو به مو نگفت
تفصیل شان زینب کبری نگفتنی است
چون عارفی که قصه رازِمگو نگفت
از چهار سالگی غم زینب شروع شد
دنیا به جز حدیث جدایی به او نگفت
می خواست از حکایت محسن کند سوال
آمد میان حنجره بغض گلو نگفت
مادر! دلیل روی کبودت چه بوده است؟
هر قدر کرد دخترکش پرس و جو، نگفت
مادر دلش گرفت و زبان باز کرد و گفت:
(می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت)
(زن را کسی مقابل شوهر نمی زند)
(مادر کسی مقابل دختر نمی زند)
وقتی سخن ز گرمی فردای محشر است
زینب به فرق فاطمیون سایه گستر است
او ابر رحمت است به دریای کربلا
ماییم قطره ای که به دریا شناور است
در ماجرای زندگی زینب و حسین
یک روح عاشقانه ولی در دو پیکر است
باشد شفای شاعر دلخسته ای که گفت:
ابیات ناب را که چنان درّ و گوهر است
(احکام ارث در همه جا چون بیان شود
سهمی ز خواهر است و دو سهم از برادر است
این امتیاز در خور زینب بود که او
میراث عشق را به برادر برابر است)
جان ها فدای زینب و قلب صبور او
از صبر و از غریبی او دیده ها تر است
زینب چه دید روز دهم بین قتلگاه
کز گفتن و شنیدن آن قلب، مضطر است
آن حنجری که بوسه بر آن داد مصطفی
حالا نشان بوسه شمشیر و خنجر است
آن سینه ای که مخزن اسرار عشق بود
دردا که زیر چکمه شمر ستمگر است
( "والشمرُ جالسُُ" نفس مادرش گرفت)
(سر را برید و روبروی خواهرش گرفت)
#سید_روح_الله_موید
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
شاعر: #حسن_لطفی
▶️
یا که از عشق مگو یا که جگر را بتراش
خَم اَبرو بکش و قرص قمر را بتراش
از علی دَم بزن و تیغِ دوسر را بتراش
مژه را تَر کن و با خطِ مُعلی بنویس
هرقدر میشود از حضرتِ مولا بنویس
دید حق ، معرکه شمشیر زنی کم دارد
دید میدانِ بلا شیرزنی کم دارد
دید پیغمبرِ تکبیر زنی کم دارد
آنکه کم بود در این خانه فقط زینب بود
آنکه باید برود تا تَهِ خط زینب بود
پس ، پس از فاطمه تصویرِ خدا زینب شد
فاطمه ضرب درِ شیر خدا زینب شد
صاحبِ مجلسِ تفسیرِ خدا زینب شد
مُحرمِ عشق بخوان مَرهم هر درد آمد
مَرد میخواست خدا مَرد تر از مَرد آمد
شانهای آمده تا بارِ بلا را ببرد
قامتی آمده تا کرببلا را ببرد
چادری آمده تا آلِ عبا را ببرد
فاطمهوار نوشتند حسین آمده است
شصت و نُه بار نوشتند حسین آمده است
آمده تا که نبیند همه را اِلا یار
آمده تا برود سایه به سایه با یار
سایه هم دورتر و دورتر از او تا یار...
هیچ کس نیست در آفاقِ تماشاییِ او
نیست مانند برای دل زهرایی او
جای گهوارهی او قلبِ حسین است حسین
دلِ آوارهی او قلبِ حسین است حسین
و فقط چارهی او قلب حسین است حسین
ماه و خورشید نَه بر محور او میچرخند
شش برادر همه دورِ سرِ او میچرخند
ماند تا بشکند او خطِ ستم را تنها
ماند تا جمع کند اهل حرم را تنها
تا که بردارد از این خاک عَلَم را تنها
ماند تا چادرِ خود را بتکاند زینب
کوفه را بر سرِجایش بنشاند زینب
خطبهای خواند که از شام بجز نام نماند
نامِ او ماند به تاریخ ولی شام نماند
خطِ خون زنده شد و خِطّهی دشنام نماند
گفت در شام که اسلامِ علی میماند
به رویِ مأذنهها نامِ علی میماند
همه رفتند ولی سنگرِ او دست نخورد
به پَرِ بیرق آبِ آور او دست نخورد
به سویِ سایهای از معجرِ او دست نخورد
آه یک روزه عطش دور و برش را سوزاند
خواست آهی بکشد غم جگرش را سوزاند
خواهری بود که بی پنج برادر بود و
با حرم در وسط آنهمه لشگر بود و
دید در خیمهی آتشزده دختر بود و
یک نفر بود و هرآنکس که نمیزد میزد
بشکند دست حرامی چقدر بد میزد...
تپشِ ما نَفَسِ ما قلمِ ما زینب
قدم ما دو دمِ ما علَم ما زینب
شرف ما نجف ما حرم ما زینب
ما مسلمان شدهی غیرت زینب هستیم
بنویسید که ما ملت زینب هستیم
⏹
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_زینب_س_مدح
اشکیم و می چکیم به پای شما فقط
تقدیم می شویم برای شما فقط
قلب تمام ما شده جای شما فقط
اصل است تا همیشه رضای شما فقط
خوابیم و بی محبتتان پا نمی شویم
بی شور عشق آدم دنیا نمی شویم
ای سرو سربلند گلستان اهل بیت
ای تا ابد فروغ شبستان اهل بیت
زهرا ترین مدافع میدان اهل بیت
مدیون جان فشانیِ تو جان اهل بیت
زینب رسید و خاک جهان عطر و بو گرفت
دنیای شیعه از نفسش آبرو گرفت
دنیا ندیده از تو کسی سرفرازتر
از هرچه جز خدای جهان بی نیازتر
در بیت مرتضی ز همه دلنوازتر
نام تو هست از همگان چاره سازتر
شاعر شدم برای تو و خانواده ات
ای هرچه زندگی ست، فدای اراده ات
جز مادری که بوده ز دنیا بزرگ تر
فضل تو از تمامی زن ها بزرگ تر
مریم بزرگ،زینب کبری بزرگ تر
دریای صبر بودی و حتی بزرگ تر
غیر از تو صبر مرجع دیگر نداشته ست
بیچاره آنکه مهر تو در سر نداشته ست
ای آفتاب سر زده از صبح خانه ات
حب الحسین، مشق شب عاشقانه ات
افتاده بار عشق تمامأ به شانه ات
نقش است در حیات امامت نشانه ات
نامت برای فاطمه قند مکرر است
چشمت گره گشای دل تنگ حیدر است
رنگ خداست تاب و تب زندگانی ات
وقف حسین گشته تمام جوانی ات
تا حشر جاودانه شده جان فشانی ات
بی مثل مانده خواهریِ جاودانی ات
آغاز شد تنفس دنیات با حسین
ای اولین ترانه ی لبهات یاحسین
ای قلب بی قرار،قرار دل حسین
نقش دل تو نقش و نگار دل حسین
آیینه ی همیشه کنار دل حسین
لبخند تو شکوه بهار دل حسین
ای لحظه ی نخست دل آرام تو حسین
تقدیر عاشقانه ی فرجام تو حسین
زینب شدی که زینت مولای ما شوی
فتوای سرخ و مرجع والای ما شوی
نامی بزرگ در شب غمهای ما شوی
آیینه ای به عفت دنیای ما شوی
ما را گدایی از تو چنین روسفید کرد
اشک غمت گناه مرا ناپدید کرد
نوکر شدیم و خاک قدم های زینبیم
ما سربلند خطبه ی غوغای زینبیم
تسلیم محض لحظه ی فتوای زینبیم
در سایه سار محشر کبرای زینبیم
از تو به یک اشاره و از ما فدا شدن
سرمست جان فدایی کرببلا شدن
شاعر: #حسن_کردی
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
عصمت الله منم، فخر و مباهات منم
رحمت الله منم، سوره و آیات منم
از پگاهِ ازلی، تا به اَبد هر سحری
با خداوندِ جلی، غرقِ مناجات منم
عبدِ سرگشته ی ممسوس، بِذاتُ اللهَم
اَمَتُ الله منم، غرقِ عبادات منم
در حضورِ نظرش چون به سخن میآیم
اُشهِدُالله، مُشَرَف به ملاقات منم
قابِ قَوسین اگر ، شاملِ اَو اَدنی شد
شاهد و ناظرِ اَسرار ، در آن ذات منم
حضرتِ خالقِ نور ، از دلِ من ساخته طور
طورِ سینای تجلّیِ موالات منم
همه ی عز و شرف، در گِروِ اسمِ من است
وِردِ مُورود منم، معنیِ لَذات منم
ذکرِ من در همه ی اهلِ کُرات است، قدیم
قبلِ خَلقِ اَرَضین، ذکرِ سماوات منم
حبِ من بر همه اَنفاسِ خلایق، واجب
ناظرِ فعلِ بشر در همه حالات منم
من کیم؟ فخر ملائک، اثرِ داوری اَم
روحِ جنبنده ی در جمله ی ذرات منم
□ □ □
زینبم بنتِ خدیجه، گُلِ دامانِ رسول
دخترِ ناموَرِ مادرِ سادات منم
جانِ پیغبرم و زینتِ نامِ علی اَم
جلوه ی حیدرِ کرار به کَرّات منم
هستیِ عترتم و نایبهُ الفاطمه اَم
آیتُ الله منم، اُسوه ی طاعات منم
مَظهرِ فاضله ی راضیه ی مرضیه اَم
مُظهرِ کامله ی جمعِ مقامات منم
شد عقیله لقبم، نسلِ جلیله نَسَبم
حجت اللهِ حجج را همه مرآت منم
□ □ □
من تجلای غدیرم، همه خیرات منم
کربلا و نجف و کعبه ی حاجات منم
به حسن خلدِ برینم، به حسینم جنت
آینه دارِ بهشت، آیه ی جنات منم
همه ی جان من و روح و روان است حسین
آنکه باشد پِیِ او راهیِ بِالذات منم
جَبَلُ الصبرم و در اوجِ بلا آرامم
قله ی قاف، به هر کوهِ مصیبات منم
بانوی عصمتم و تالیِ معصومینم
امتحان داده بحق، در همه اوقات منم
نه اسیرم به عدو بلکه اسیرم به حسین
تن به ذلت ندهم، هیبتِ هیهات منم
قتلگاهِ شهدا اولِ راه است مرا
رهبرِ قافله از مقتلِ میقات منم
بوسه بر حنجره ی پاره ی دلبر زده اَم
آنکه با خونِ خدا کرده ملاقات منم
غارتِ اهلِ حرم را که به چشمم دیدم
سپرِ درد و بلا ، وقتِ مواسات منم
چوبه ی محمل و پیشانیِ من شاهد بود
آنکه برداشت سرش، سخت جراحات منم
آنکه با خطبه ی زهراییِ خود پیشِ همه
دشمنِ فاطمه را کرده مجازات منم
حافظِ جانِ شریفِ دو امامم در اصل
قدرتِ فاطمه، در اوجِ مهمات منم
از دو معصوم ز گودال، ولایت دارم
رهبرِ قافله تا کوفه و شامات منم
وسطِ جمعیتی بی سر و پا، از سرِ درد
آنکه با صوتِ علی، کرده افاضات منم
محو شد کاخِ یزید از دمِ تیغِ سخنم
قاریِ فاطمه را معنیِ آیات منم
هم علمدارم و هم حجتِ حق در طوفان
منجیِ نور ، به دروازه ی ساعات منم
متحیر شده ی شامِ خرابم، دلِ شب
بس مصیبت زده ی شامِ خرابات منم
آنکه از پیکرِ هفتاد و دو کشته ز سفر
آه، یک پیرهن آورد به سوغات منم
یاریِ خونِ خدا، اشکِ خدا میخواهد
حافظ دائمیِ این دو مساوات منم
جبرئیل است، عَنان دارِ صفِ ناقه ی من
از حرم تا به حرم، غرقِ عنایات منم
هر که شد کشته، بعنوانِ دفاع از حرمم
محشرش آنکه کند قبله ی حاجات منم
شاعر: #محمود_ژولیده
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_زینب_س_مدح
ای وجودت تَغزّلِ تقویٰ
بیت بیتِ دلت چکیدۀ عشق
ای سرودِ سرشتِ جاویدت
حاصل خوشترین قصیدۀ عشق
ای چکادِ چکامۀ عرفان
کوهها محوِ استقامت تو
انبیاء جمله در عجب ماندند
از شکوفایی رسالت تو
درحقیقت ، حیات دین خدا
ثبت شد با نبوّت صبرت
دیدنی بود حیرتِ جبریل
در تماشای بعثت صبرت
ای صلابت نهفته درنامت
بهترین استعارۀ عشقی
ای زبان تو ذوالفقارِ علی
تو زبان اشارۀ عشقی
ماهتاب جمال تو بانو
انعکاسی ز پنج خورشید است
خطبه های غروراَنگیزت
معنی آیه های توحید است
چشمهای تمام حور و ملک
سُرمه سودِ غبار قافله ات
وامدار است چشمۀ خورشید
از زلال نماز نافله ات
خطبه هایت تَجلّیِ توحید
در شبانگاه تار اَلْحٰاد است
اشکِ چشم تو سیل و بارانی
روی آتشفشان بیداد است
ای بلندایِ سبزِ احساست
برتر از قلّه های وَهم و خیال
قلّۀ قافت ای الهۀ صبر
عشقبازی توست درگودال
ای شکوه زنانۀ ایثار
مردِ حق ، شیرِ بیشه ای بانو
تو طلوع دوبارۀ زهرا
بی غروبی ، همیشه ای بانو
دستگیر درختهای غریب
شاخه ای در مسیرت افتاده
بی تو دلها کلافِ سردرگم
با تو دنیای من شده «ســـاده»
شاعر: #مجتبی_تاجیک «ساده»
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
شب اگر مثل امشب است خوش است
اگر از می لبالب است خوش است
هر کسی که به زیر چرخ کبود
آستان بوس زینب است خوش است
شب گرفتار خانه ی علی است
حق پدیدار خانه ی علی است
غصه ای نیست دیگر از امشب
او پرستار خانه ی علی است
آمد و خود قرار فاطمه شد
لحظه ی انتظار فاطمه شد
مثل زهراست صبر و حوصله اش
زینب آئینه دار فاطمه شد
میکده هست مست باده هنوز
دست ما عشق کار داده هنوز
شاهکار است و مادر دنیا
دختری اینچنین نزاده هنوز
او پرستوی در هوای علیست
او طلای پر از بهای علیست
اخم در چهره اش ابهت داشت
صوت خندیدنش صدای علیست
او جواب دعای بی کسی است
ناطق او صدای بی کسی است
با نگاهش به مجتبی فهماند
یاور روزهای بی کسی است
خنده مادرش دلیلی داشت
اول و آخرش دلیلی داشت
طالعش سخت بود و صبر فقط
اشک پیغمبرش دلیلی داشت
از حسن راز را مگو آموخت
باده شد باده شد سبو آموخت
پدرش مرتضی ست پس بی شک
خطبه خوانی خود به او آموخت
به سر سفره ها نمک انداخت
فاطمه پای او فدک انداخت
از همان ابتداش قنداقه ش
لرزه بر جان نُه فلک انداخت
مرد تر از همه ست گرچه زن است
تکیه گاه حسین با حسن است
نطق حیدر ، صلابت زهرا
زینب اصلا تمام پنجتن است
شاعر: #امیر_فرخنده
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
شاعر: #محمدعلی_بیابانی
نشستم عشق را معنا كنم دل گفت يا زينب
نشستم ديده را دريا كنم دل گفت يا زينب
نشستم يادي از زهرا كنم دل گفت يا زينب
قيامت خواستم برپا كنم دل گفت يا زينب
زني عاشق که زهرا گونه معنا شد قیامت را
و معصومانه بر دوشش كشد بار امامت را
همينكه لحظه ي از او نوشتن شد قلم لرزيد
از او خواندم هوا در دم نفس در بازدم لرزيد
به خود گفتم به سويش گام بردارم قدم لرزيد
حريمي محترم كز حرمتش صدها حرم لرزيد
خداوندا حريمي اينچنين را كيست سلطانش
هزاران جان فداي او هزاران تن به قربانش
نخوانش زينت بابا بگو جان علي زينب
نگو دختر بخوانش مرد ميدان علي زينب
سر و سامان مولا روح و ريحان علي زينب
علی دستان الله است و دستان علي زينب
علي را آنچنان در پوست و در خون خود دارد
كه گويا جسم زينب يك علي در كالبد دارد
سلام اي روز ميلادت هم اشك چشم ها جاري
سلام آموزگار عشق در آیین دلداری
تلاطم داشت بين چشم هايت شوق ديداري
و اين يعني حسينت را تو خيلي دوست ميداری
هنوز ای خواهر عاشق نخوردی شیر مادر را
که می خواند طپش های دلت نام برادر را
كجا وصف كسي همچون تو در قاموس من باشد
كه مداح مقامات تو بايد پنج تن باشد
نگهبانان اجلالت حسين است و حسن باشد
كدامين زن شبيه تو چنين مردانه زن باشد
کدامین خشم در خود این همه احساس را دارد
و در پای رکابش اکبر و عباس را دارد
اگر در چشمت اقیانوسی از امواج غم داری
اگر حال پریشان، دست بسته، قد خم داری
همان دست کریمی که حسن دارد تو هم داری
و این یعنی برای دوست و دشمن کرم داری
به زیر دین الطاف تو و آلت همه سرهاست
کرامت کمترین کار شما خواهر برادرهاست
چنانکه جز علی نام پس از احمد روی لب نیست
پس از نام حسین اسمی به غیر از اسم زینب نیست
مثال عشق تو در هیچ دین و هیچ مذهب نیست
دلی غیر از تو از عشق حسین اینسان لبالب نیست
میان سینه ام شوری ز شعر منزوی برپاست
که این آقا یک عاشق دارد آن هم زینب کبراست
الا ای عقل مبهوتت الا ای عشق حیرانت
چگونه از تو بنویسم نگویم از شهیدانت
شهیدانی که گردیدند بی پروا به قربانت
که نگذارند بنشیند خطی بر کنج ایوانت
و ای کاش این شهیدان کربلا دور و برت بودند
در آن بی محرمی سربازهای معجرت بودند
مبین که کاغذ شعر من از این بند نم دارد
که مدح تو بدون روضه ات یک چیز کم دارد
چنان نام حسین بن علی نام تو غم دارد
دگر بر عهدهٔ من نیست، از اینجا قلم دارد...
دلم را می برد گویا دم دروازهٔ ساعات
میان خنده ها می ریخت اشک عمهٔ سادات
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
هر آینه بانوی مقرب زینب "س"
نزدیکترین آینه رب زینب "س"
گفتیم وفادارتر از هر کس کیست؟
دیدیم «سلیم» گفت: «زینب، زینب...»
#علی_اکبر_لطیفیان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_زینب__س__مدح
از ابتدايِ عالَم اَنوار ، زينب
بوده دل تو مَخزنُ الاَسرار ، زينب
مقصود خلقت جز طواف تو نبوده ست
از گردش اين گنبدِ دوّار ، زينب
خوشبختهاي عالَمند آنان كه كردند
از هر چه جز عشق تو استغفار ، زينب
آنقدْر علي هستي كه جاي ٦٩ بار
گوييم ذكرت را صد و ده بار ، زينب
ما را كه ديني جز حسين بن علي نيست
كردي تو با فقه خودت ديندار ، زينب
وقتي محيط عشق غير از كربلا نيست
بي شك تو هستي مركز پرگار ، زينب
از بند نفْس آزادمان كردي كه باشيم
---تنها گرفتار ابوالأحرار ، زينب
هرچند مستوري دقيقاً در تو پيداست
اوج شكوه حيدر كرّار ، زينب
پندار و گفتارت به شدّت مثل مولاست
رفتار و كردار تو زهرا وار ، زينب
از هيبت تو چشم در چشمت نينداخت
حتّي حسن در لحظه ي ديدار ، زينب
بعد از حسين از نام تو حاجت گرفتند
اهل جنون ، در حلقه ي اَذكار ، زينب
با ميثم تمّار محشور است در حشر
هركس كه رفت از عشق تو بر دار زينب
كوفه ، خيال خام در سر پرورانده ست
تيغ از نيام خويش ، بيرون آر ، زينب
اين شهر را در انتقام خيمه هاتان
آتش بزن با نطق آتش بار ، زينب
يك مُشت مجهول النّسب فردا همين جا
مي آورندت ، بر سر بازار ، زينب
اي ننگ بر اين مردمانِ زينب آزار
دارند تا اين حد سر آزار ، زينب
هرچند كورند اين جماعت ترسم اين است
خيره به سمت تو شوند اَنظار ، زينب
امروز روز توست روز فتح كوفه ست
پس چون علي مُحكم قدم بر دار زينب
دارد اشاره مي كند با چشمهايش
خورشيد ، رويِ نيزه ي اغيار ، زينب
چشم از رُقيّه بر نداري خواهر من
حتّي اگر شد چشمهايت تار ، زينب
.
پ.ن:
چشم مرا روشن به صَحنت كن كه عُمري
در روضه از چشمم كشيدم كار ، زينب
اين عبدِ بي مقدار ناچيز است وُسعش
از من پذيرا باش اين مقدار ، زينب
محمّدقاسمي
حضرت زینب (س)
مدح
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
شاعر: #محمد_رستمی
السلام ای دختر سلطان دین
السلام ای زینت عرش برین
السلام ای تالی خیرالنسا
السلام ای جلوه ی اهل کسا
السلام ای دختر حبل المتین
وارث حلم امیرالمومنین
السلام ای بانوی مردآفرین
گفته بر صبرت خدایت آفرین
رخصتی ده تا بگویم شرح تو
فرصتی ده تا بگویم مدح تو
مدح تو فوق بیان و درک ماست
مدح تو کار خدای ماسواست
ای امیر المومنین حیران تو
حضرت روح الامین دربان تو
انبیا و اولیا پابست تو
گریه ماه محرم دست تو
عالم و آدم گدای خوان تو
ما همه شرمنده احسان تو
ای سراپا عصمت و عز و وقار
حضرت صدیقه را آئینه دار
ای فدای ذکر یارب یاربت
ای ملائک عاشق اشک شبت
از تو خواهش می کند خون خدا
در نماز شب کنی او را دعا
ذوالفقار حیدری در کام تو
کوفه با تیغ سخن شد رام تو
تو حسین بن علی را یاوری
کشتی نوح خدا را لنگری
ای که نامت ذکر هر روز و شب است
ای خدا فرموده نامت زینب است
ای فدای نام تو عالم همه
تو حسینی یا حسن یا فاطمه (س)
بعد زهرا بر زنان سرور تویی
بر حسین بن علی مادر تویی
بعد زهرا دیده ای رنج و محن
گریه کردی بحر مادر چون حسن
بعد زهرا دیده ای شق القمر
بسته ای با معجرت فرق پدر
بعد زهرا دیده ای داغ پدر
بعد زهرا دیده ای لخت جگر
بعد مادر دیده ای رنج و بلا
با برادر بوده ای کرب و بلا
پیکر صد چاک اکبر دیده ای
ای بمیرم ذبح اصغر دیده ای
دیده ای خون خدا مضطر شده
دیده ای سبط نبی بی سر شده
آمدی از خیمه ها با چشم زار
زینبا کردی عبور از نیزه زار
آمدی در قتلگه با اشک و آه
دیده ای تو پیکر صد چاک شاه
با دلی آرام و قلبی استوار
دست بردی بر تن خونین یار
لب گشودی کای خدایا کن قبول
این قلیل قربانی از آل رسول
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
شاعر: #محمود_ژولیده
دستی میان زندگی ام سایه گستر است
این دست ، دستِ مادریِ دخت کوثر است
مهر و محبتش ز ازل داده اَم خدا
این مهر با محبت ارباب یکسر است
او باب رحمت است به عشاقِ اهلبیت
در آسمانِ قافله ی عشق ، اختر است
نور علی و فاطمه شد حاصلش چنین :
زینب گلی ز گلشنِ بابا و مادر است
آن باونیی که عالمه ی بی معلمه ست
شاگردِ حق ، عقیله ی آل پیمبر است
چون او زنی در عالم خلقت نیامده
والله مثل شیر خدا مرد پرور است
بارِ ولای آل علی روی دوش او
یعنی که با امام زمانش برابر است
از انبیاء یکسره ، تا جمع اولیاء
مدیونِ زینبند که او دادگستر است
هر چند مجتباست برادر بزرگ او
اما حسن رهینِ مددهای خواهر است
عباس اگر امیدِ حرم بود ، بی گمان
امّید او به زینب کبرای اطهر است
مبعوث شد چنین به رسالت به کربلا
بعد از حسین ، واقعه را او پیمبر است
تنها نه او امید دل پنج تن ، که خود
در کربلا امید دل شش برادر است
اصلاً بدون حضرت او کربلا نبود
با او فقط قیام برادر میسر است
شاهی که سی هزار حریفش نمی شوند
علت همینکه زینب او چند لشکر است
زینب زنی که اهلِ امامت به ماسواست
یعنی که در ولایتِ عظما چو حیدر است
تنها علی ندیده نَود زخم ، در اُحد
زینب میان معرکه مولای دیگر است
بانوی بانوان دو عالم که فاطمه ست
فرمود : زینب آیتِ عظمای محشر است
از کودکی است واله و سرگشته ی حسین
دنباله ی حسین در عالم ، سراسر است
تا چشم او بروی برادر فتاد ، گفت :
ای اشنا ، فدای تو جانم ، مکرر است
جبریل نامِ نامیِ او را ز سوی حق
آورد و گفت : بانیِ این نام داور است
زینب نه زِینِ اَب ، که به تاکید جدّ خود
تاجِ سر تمام عوالم مقدّر است
از احترام واجب او گفته مصطفی
سِرِ خدا چو فاطمه ، این ناز دختر است
همتای بی بدیل حسین است زینبم
آئینه ی تمام نمای برادر است
زینب فقط ، برادر خود را نه خواهر است
والله بر برادر خود عینِ مادر است
اکسیر اعظم است نگاه مبارکش
یعنی اسیر خصم نه ، مجذوب رهبر است
در زیر کعب نی ، به قیامش ادامه داد
هرگز نگفت قلبم از این غم مکدّر است
در راه حق ، اسارت و زندان به نزد او
زیباییِ تمام،،،عجب عشق باور است!
چشم از امام خویش دمی بر نداشته
با اینکه دید ، بر سرِ نی سایه ی سر است
وقتی که دست ، زیر تن پاره پاره بُرد
گفت این قلیل هدیه ی ما نزد داور است
ناقه سوارِ کوفه و شام آخرِ حیاست
خود الگوی حجاب ، ولی پاره معجر است
یک ذره زیرِ کوهِ بلا ، کم نیاوَرَد
از بسکه او مقاوم و از بس دلاور است
شد قهرمانِ صبر به اوج اسیری اَش
یعنی اسارتش به شهادت برابر است
تسلیم در برابرِ امرِ خدای خویش
در مکتبش ، رضای خدا درسِ آخر است
در بندگی تک است مقام اطاعتش
چون مادرش کنیز خداوند اکبر است
حتی به او دعای فرج میشود مُجاب
یعنی برای منتقمِ خویش یاور است
امر فرج ، به موی پریشان زینب است
رمز ظهور ، شام غریبان زینب است
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_ولادت
شاعر: #محمدحسین_رحیمیان
چه خوب شد که ذکر دل ، علی علی است روز و شب
پناه اول آخرم ، فاطمه شد به لطف رب
چه خوب شد که گشته ام غلام قنبر کسی
که عالم از شجاعتش ، هنوز مانده در عجب
فراری اُحُد کجا ، دلاور احُد کجا
کجاست شان مصطفی ، نایب عافیت طلب
امان از آن که حُرمت ِ امین وحی را شکست
کشیده دین چه ها ازین ، خلیفه های بی ادب
به زیر دین ِ حضرت خدیجه ایم و فاطمه
اگر علی علی علی ، نشسته است روی لب
بناز شیعه تا ابد ، به دین آسمانی ات
سهم کدام مکتبی ، شده عقیله العرب
چه همتی ، چه غیرتی ،چه کرده است پای دین
فاطمه ی کرببلا ، زینب صبر آفرین
سلام ای عقیله ی ، تمامی زمانه ها
کسی نداشت مثل تو ، ز فاطمه نشانه ها
تو بی معلم عالمه ، فهیمه ای و فاضله
تو جاودنه گوهری ، در یم بی کرانه ها
نشانده کوه غیرتت ، وقار و صبر و هیبتت
حماسه ی حسین را ، به صدر جادوانه ها
تو دست بسته بسته ای ، دست بنی امیه را
حریف عزم راسخت ، نمی شود بهانه ها
چه گویم از کرامتت ، سرم فدای قدرتت
تو روضه ات بهشت را ، می آورد به خانه ها
سلام سایه ی سر و ، ملیکه ی حسینیان
سلام مطمئن ترین، پناه آخر الزمان
در آسمان عاشقی ، تو سرترین ستاره ای
سرآمد حسینیان ، میان هر زمانه ای
زمین و آسمان همه ، فدای آن خدای که
نکرد خلق غیر تو ، فاطمه ی دوباره ای
توسلی به حضرت ِ خطیبه ی فدک نما
بهم بریز کوفه را ، فقط به یک اشاره ای
علی حسین مجتبی ، فاطمه و محمدی
برای جمع پنج تن ، فقط تو استعاره ای
خطبه شام و کوفه ات ، شبیه خطبه فدک
نهیب زد سر ِ ستم :" هنوز هیچ کاره ای"
بت شکنی و دخترِ بت شکن مدینه ای
شیر زنی و دختر ِشیر زن مدینه ای
حماسه های حیدری، نشسته در کلام تو
به ظلم پشت پا زده ، فاطمه مرام تو
همیشه بهر یاورش ، امام می کند دعا
بود ولی ملتمس ِ دعای تو امام تو
به غیر چارده نفر ، خدا به کس نمی دهد
اجازه ورود را ، به کعبه ی مقام تو
تو قبله ی فضیلتی ،تو منتهای عزتی
بلند می شود حسین ، ز جا به احترام تو
گفته خدا تو زینت ِ شیر دلاور منی
مادر حیدری تو ، فخر کُنَد به نام تو
معجزه مانده عاجز از ، نامگره گشای تو
کار مسیح می کند ،بنده ی بنده های تو
تویی که حسرت همه ، ملائک است خدمتت
تهمت و سنگ و کعب نی ، نبود حق عصمتت
رواست کل سال ما ، محرم و صفر شود
گرفته جان شیعه را ، مصیبت اسارتت
مطهره ترین چرا ، تو را زدند با وضو
کاش نداشت نام دین ، قصه ی هتک حرمتت
کوری چشم حرمله ، فاتح شام و کوفه ای
معجر پاره پاره ات ،نکرد کم ز عزتت
تو در میان سلسله ، بخوان نشسته نافله
بخوان که باز هم خدا ، فخر کند به خلقتت
شکست پیش چشم تو ، غرور نازدانه ها
چه قدر داده غصه ی ، حرم تو را خجالتت
خدای صبر با دلت ، چه کرده اند شامیان
که بی رقیه روز و شب ، مرگ شده است حاجتت
تو از زمانه دیده ای ، چه غیر داغ پشت داغ
بگو که جز تو این همه ،کشیده است از فراق ؟!
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*