eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
دو راهزن، دو حرامی، دو پست بی تقوا شدند مانع و بستند راه زهرا را یکی از آن دو نفر آمد و لجاجت کرد سرِ قباله به خیرالنسا جسارت کرد نمک به زخم دلش بین کوچه پاشیدند به اشک مادر ما آن دو رذل، خندیدند همین که بر رخ گل، ضرب تازیانه نشست به خشت کوچه چنان خورد، بار شیشه شکست دلیل دارد اگر ضربه سخت و سنگین بود عفیفه بود و سرش بین کوچه پایین بود همان جراحت سختی که داشت از مسمار دوباره تازه شد آن دم که خورد بر دیوار به روی خاک نشست و سرش زمین افتاد به پیش چشم حسن بود و ناله سر می داد زمین و عرش برین پر غبار شد ای وای دو چشم مادر سادات تار شد ای وای شکست قد حسن با نظر به ابرویش همین که دید رخش را سفید شد مویش فلک به سوی زمین رو به سرنگونی بود میان دست حسن، گوشوار خونی بود رساند مادر خود را به خانه و دق کرد از آن به بعد فقط کنج خانه هق هق کرد شاعر: *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
ما چه می فهمیم اندوه در و دیوار را ما چه می فهمیم اشکِ چشم های تار را ما چه می فهمیم وقتی مادری در آتش است پهلویش طاقت ندارد داغیِ مسمار را مانده ام امشب بگویم از غلاف و کوچه ها یا بگویم داستان میخ کج رفتار را پشت در غوغا شده، ای کاش زینب نشنود طعنه های مردکِ بی شرمِ بی مقدار را آتش آورده ست پشت خانه ی وحی خدا با خودش همراه کرده بی حیا، اشرار را کینه هایی را که در دل داشت در پا جمع کرد.. زد ولی انداخت از پا حیدر کرار را ما چه می فهمیم از این داغ وقتی مجتبی دیده با چشم خود این داغ مصیبت بار را *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
آنکه تابید رخش در شب یلدای علی کیست جز فاطمه نوریّه ی شبهای علی همه بر پاش میوفتند پیمبرها هم.. ولی افتاد خود فاطمه بر پای علی بارها گفت پیمبر که علی جان من است و شده فاطمه هم جان گوارای علی زن نبینش! بخدا ظرفیتش را دارد... که به میدان بزند جنگ کند جای علی هرچه گفته ست علی بود علی بود علی نیست بر لوح دلش غیر تولای علی ما گدایانِ علی ریزه خور فاطمه ایم جان فدای کرمت حضرت زهرای علی! حکم لولاک خدا بود که فهماند به ما.. اوست تنها سبب خلقت دنیای علی این دوسه ماه چه آمد به سر بانو که.. بسته شد بر رخ او راه تماشای علی یک در سوخته و یک زن سیلی خورده ما بمیریم برای غم عظمای علی شاعر: *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
چون خدا خلقت صدیقه کبری میکرد صورت عصمت خود را متجلا میکرد تا علی آیت عظمی نبود بی همتا ذات حق خلقت صدیقه کبری میکرد ازدواج علی و فاطمه با آن برکات چشمه ای بود که پیوند دو دریا میکرد رازی از اعظم اسماء و صفات خود را با یکایک صفت فاطمه معنا میکرد ذات زهرا به امم نیست کسی مانندش نور زهرا ز رسل حل معما میکرد مصحف او که امامان همه را در بر بود رازهایی است که روح القدس انشاء میکرد فضۀ خادمه اش مرتبۀ مریم داشت قنبر خانۀ او کار مسیحا میکرد در حضورش همه هستی به رکوع آمده اند فخر از سجدۀ او حی تعالی میکرد ز چه عالم نشود مجری فرمودۀ او کآنچه میخواست خدا فاطمه اجرا میکرد اول خاتمۀ هر سفری پیغمبر عزم دیدار حرمخانۀ زهرا میکرد باز میشد درِ جنات خدا بر رویش تا درِ خانه به روی پدرش وا میکرد مرتضی چشم خدا بود خدا را می دید هر زمان بر رخ زهراش تماشا میکرد گر نمیرفت برون حضرت حوا ز بهشت اندر آن تا به ابد سیر چو حورا میکرد بیش از این قدر که از همسری آدم داشت نیست معلوم دگر مرتبه پیدا میکرد لیک از آن روز که جبریل امین در بر عرش مدحت فاطمه تقریر به حوا میکرد گندمی خورده و آمد به جهان چون در دل خواهش مادری حضرت زهرا میکرد ترک اولی اگر این فایده را در بر داشت کاش آدم همه دم ترک ز اولی میکرد توبه اش تا که نیامیخت به نام زهرا بود بی فایده هر چند خدایا میکرد خوشترین لحظۀ ایام "مؤید" آن بود که مدیح علی و فاطمه انشاء میکرد سید_رضا_موید *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
باز پیچیده به یادِ دستِ تو بوی نذری توی ذهن کوچه ها دود اسفندِ عزای مادری راه را نزدیک کرده تا خدا پای کار هیئت یا فاطمه است هرکسی از عشقِ تو بو برده است نوکری شد سهمِ آن که قُرصی از نان برکت آفرینت خورده است با نوای یاحسین ویا حسن چایِ این بزمِ عزا را دَم کنیم قطره ی اشکی که میریزد ز چشم با همان از غصه ی دل کَم کنیم. در غیابت روضه خوان ها آمدند راستی از خانه ی کرمان بگو فاطمیه روضه های خانگی از خودت از چشم پُرباران بگو مردمان ساده ی راهِ توایم با کلافی در دل بازارها حاج قاسم،درد دل آورده ایم سوختیم از آتشِ آزارها نیستی حاجی ولی این را بدان روز را با یادِ تو شب میکنیم هر چه باشد در بساط این روزها ما به یادت نذر زینب میکنیم کشوری زانو بغل کرد از غمت جمعه ی دی سینه سوز و تیره بود چشمِ گُنگِ ما به قابِ این خبر چند روزی از تحیر خیره بود کارِ جامِ شوکران را کرد ورفت بامدادی که تو را از ما گرفت. مکر آن اهریمنانِ کینه توز تیر شد در قلبِ ملت جا گرفت... یک طرف نام تو را بر حجله ای سویِ دیگر رویِ دیواری زدند پادگانها هم به پاسِ خونِ تو ساعت یک،زنگ بیداری زدند...... شاعر: *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
تکبیر ما چیره به هر ناقوس خواهد شد این قطره ها یک روز اقیانوس خواهد شد امروز هر کس پیرو راه سلیمانی است فردا برای دشمنان کابوس خواهد شد نابودی ایران تلاش دشمن است اما بار دگر از سعی خود مایوس خواهد شد ضعفی که دشمن در گمانش هم نخواهد بود چندی دگر در لشکرش ملموس خواهد شد سردار ما پر زد ولی دشمن بداند که خاکستر ققنوس هم ققنوس خواهد شد روزی که گلبانگ اذان ها یاعلی گردد آن روز سهم عده ای افسوس خواهد شد ما زنده ی عشقیم ما از نسل اعجازیم در سایه ی سربند یازهرا سرافرازیم از شهر کرمان آمد و الگوی ایران شد با نفس خود جنگید و آخر مرد میدان شد از بار دنیا شانه خالی کرد و حق را یافت در لابلای لاله زار عشق پنهان شد اخلاص و صبر و عشق را در کوله بارش ریخت تا در مسیری ناب همراه شهیدان شد عمار شد پای ولایت ماند در سختی در یاری اسلام سعی او دو چندان شد وقتی به چادر خاکی مادر توسل کرد منّا شد و در خانه ی تطهیر سلمان شد میثم شد و در شام دم از شاه مردان زد سنگ عقیقش زینت دست سليمان شد بر سینه اش وقتی مدال ذوالفقار آمد در قلب شیعه باز حس افتخار آمد در ناامیدی ها نظر سوی خدا داریم در شام غم، مهر علی مرتضی داریم از سردمهری ها نمی‌ترسیم و دلگرمیم در سینه ها نور حجت هشتم رضا داریم ما داغدار مادری قامت کمان هستیم ما شکوه از تاریخِ بعد از مصطفی داریم بعد نبی تحریف شد رسم مسلمانی ما خاطراتی تلخ از آن ماجرا داریم بغداد و شام و کربلا درد و غم است اما هر غصه ای داریم ما از کوچه ها داریم محسن شهید غربتِ زهرای اطهر شد در داغ آن شش‌ماهه عمری ما عزاداریم سوز دل آن قصه را دیوار می داند عمق مصیبت را فقط مسمار می داند شاعر: حجت الاسلام *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم‌ الله الرحمن الرحیم از میخ، خون جاری شد و دیوار لرزید عرشِ خدا در کوچه‌ها انگار لرزید روزی که ناموسِ خدا، نقشِ زمین شد در اوجِ غربت، مخزنِ اسرار لرزید از ناله‌ی پشتِ درِ یک قد خمیده چشمِ بشر، با حالتی خون‌بار لرزید یک‌بار سیلی خورد زهرا، در ازایش هِی شانه‌های حیدرِ کرار لرزید هم روز گریان بود، هم شب، در مصیبت آن چشم‌های دائما بیدار لرزید دیدند مردم موقعِ غوغای کوچه شیرِ دلیرِ عرصه‌ی پیکار لرزید جریانِ آن قامت‌کمان، واژه به واژه در آسمانِ ابریِ اشعار لرزید *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم ‌الله الرحمن الرحیم به التماس نگاه یتیم‌های خودت به دست‌های کریمانه‌ی دعای خودت بیا دوباره دعا کن ولی برای خودت برای پهلو و بازو و دست و پای خودت فقط برای نرفتن دعا کنی؛ باشد؟ برای بی‌کسی من دعا کنی؛ باشد؟ همین که دیدمت از صبح بهتری امروز به سفره نان خودت را می‌آوری امروز دوباره دست به پهلو نمی‌بری امروز نگو به فکر جدایی ز حیدری امروز که گفته پیر شدی یا جوانیت رفته خدای من نکند مهربانیت رفته تو بار رفتن بستی، علی حلال کند؟! تو بین بستر هستی، علی حلال کند؟! تو بین شعله نشستی، علی حلال کند؟! تو بین کوچه شکستی، علی حلال کند؟! تورا به جان حسینت نگو حلالم کن از این غریب بخر آبرو حلالم کن کمی مراقب خود باش... فکر جانت باش به فکر من نه... کمی فکر کودکانت باش تو باش! با تن زخم و قد کمانت باش بمان و قدرت زانوی پهلوانت باش همان که بست در این خانه دست حیدر را مخواه باز ببیند شکستِ حیدر را خدا نکرده به تابوت مرگ تن دادی؟ که دست بی کسی ام را به دست من دادی اگر به دخترکت چند تا کفن دادی بگو برای حسین از چه پیرهن دادی چرا که بر بدنش پیرهن نمی ماند نه پیرهن که برایش بدن نمی ماند *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
ما چه می فهمیم اندوه در و دیوار را ما چه می فهمیم اشکِ چشم های تار را ما چه می فهمیم وقتی مادری در آتش است پهلویش طاقت ندارد داغیِ مسمار را مانده ام امشب بگویم از غلاف و کوچه ها یا بگویم داستان میخ کج رفتار را پشت در غوغا شده، ای کاش زینب نشنود طعنه های مردکِ بی شرمِ بی مقدار را آتش آورده ست پشت خانه ی وحی خدا با خودش همراه کرده بی حیا، اشرار را کینه هایی را که در دل داشت در پا جمع کرد.. زد ولی انداخت از پا حیدر کرار را ما چه می فهمیم از این داغ وقتی مجتبی دیده با چشم خود این داغ مصیبت بار را شاعر: *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم‌الله الرحمن الرحیم در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است گدای فاطمه بودن برایم بهترین کار است صدایم را، دعایم را، نوای ربنایم را همیشه گریه هایم را فقط مادر خریدار است اگرچه بنده ای پستم، غلام فاطمه هستم گرفته دست او دستم، مرا زهرا هوادار است پر از غم شد سراپایم، مصیبت خوان زهرایم برای معصیت هایم همیشه روضه کفاره است الا یا ایها العالم، عزای بضعه ی خاتم به قلب مرتضی مرهم به چشم منکرش خار است کسی که فاطمه دارد، غم او خاتمه دارد همیشه واهمه دارد کسی که بند اغیار است شروع روضه شد با در، زمانی کوچه حالا در نود روز است یک مادر میان خانه بیمار است شده چون یاسِ پژمرده، مسیر سنگ دل مرده به بار شیشه اش خورده... گواهم خون و مسمار است ادا کن حق این مطلب، برای مادر زینب چنان ناله بزن امشب که گویا آخرین بار است *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
بسم ‌الله الرحمن الرحیم استخوان‌بشکسته را سیلی‌زدن دیگر چرا؟ این چنین رفتار با مادر برِ دختر چرا؟ دست بانویی که عادت بهر احسان کرده بود با غلاف کین شکستن در بر همسر چرا؟ آن که شمشیرش امان از دشمن کافر گرفت گرید اکنون در کنار قبر پیغمبر چرا؟ کاش می‌شد قسمت محسن که لب را وا کند تا بگوید لطمه بر یک غنچه‌ی پرپر چرا؟ آن که درمان تمام دردها نامش بود پیش چشم کودکان افتاده در بستر چرا؟ آن رشیده بانویی که قامت مردانه داشت همچو نخل خشک باشد بر زمین مضطر چرا؟ شب به شب باید برایش فضه آرد پیرهن ای خدا خون می چکد از پهلوی کوثر چرا؟ *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
یک پرستوی مهاجر از قفس با افتخار پر کشید و باز هم ایرانمان شد داغدار یاورِ مستضعفینِ خون جگر از دست رفت بهترین فرماندۂ صلحِ بشر از دست رفت مردی از نسل مسلمان، مثل سلمان مقتدر رهبرِ بومهدی و زکزاکی و شیخُ النّمِر با یتیمان مهربان و گرم و خوش رفتار بود در دلِ میدان «أشدّاءُ عَلی الکفّار» بود با شجاعت بی شکایت سال ها اندیشه کرد با جهادش خون ِ صهیونیسم را در شیشه کرد آن غروری که نشان از آیۂ «والفجر» داشت حافظِ جان ولایت بود و قطعاً اجر داشت یار و عمّارِ «ولی»! هرگز نبود از حزبِ باد پای قران و تمام ِ آرمان ها ایستاد داغِ سنگینی ست امّا پشت غم، خم میشود دشمنش با آدم میشود کور خواندند و دلِ ما غرق در آرامش است چون که دستاوردِ هر ریزش؛ هزاران رویش است با دعایش هست محکم جبهۂ پیکارمان غیرتی بود و أبالفضلی منش سردارمان حفظِ ناموس علی(ع)شد بر دو دستش واگذار ردّ پایش مانده دورِ زینبیه یادگار لاذقیه، حُمص، رقّه وامدارش میشود بوکمال و خان طومان بیقرارش میشود داغِ سنگینی به خود دیده ست! گریه میکند حشدُ شعبی چند روزی هست گریه میکند رفت و من حس میکنم در سینه آهِ قدس را اشک های حسرت آلودِ سپاهِ قدس را لعنت و نفرین بر آن پهبادهایِ بی جهت شد برای او شهادت آخرین مأموریت شد مهیّا محتوایِ مرثیه خوانیِ ما غرق ِ خون شد پیکرِ قاسم-سلیمانیِ ما داشت در دل برحسین بن علی(ع)عشقی عمیق وای از آن دست و از آن انگشترِ سرخِ عقیق روی خاک افتاد و از غم خورد قلبمان ترَک بر نگینش ذکر شد «یا لَیتنا کنّا معَک» خورد ضربه بیهوا؛ مثلِ علمدارِ حسین(ع) رفت تکّه تکّه و «بی سر» به دیدارِ حسین(ع) رفت و دارد بعد از اینها غربتِ محزون تری... فاطمیّه و محرّم هایِ بیت رهبری! *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*