#حضرت_معصومه
جود و کرامت از کرمش جاودان شده
هر چه دخیل هست به سویش روان شده
جبریل هم اگر برسد در حریم او
حس میکند که وارد صحن جنان شده
او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است
در پشت آن جمال، جلالی نهان شده
از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است
دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده
خواهر حریف هجر برادر نمیشود
بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده
با احترام آمد و با احترام رفت
هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده
دور و برش فرشته نگهبان معجرش
پس ما فدای زینب بی پاسبان شده
گاهی میان محمل نامحرمان شهر
گاهی میان محمل بی سایبان شده
شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد
شکر خدا برادر تو خیزران نخورد
علی اکبر لطیفیان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
آمدی و بهشت را با خود
به دل اين کوير آوردی
کوثرانه قدم زدی در شهر
خيرهای کثير آوردی
آمدی و مشام هر کوچه
پر شده از شميم احساست
يادگاری مادرت زهراست
عطر نام تو، نفحهی ياست
به لب مردمان غمديده
با حضورت تبسم آوردی
آمدی با فرشتگان از راه
آسمان را سوی قم آوردی
با تو بوی بهشت پيچيده
دم به دم در فضای بيت النور
آسمان آمده به پابوسی
آمده تا حرای بيت النور
حرف رفتن که میزنی ناگاه
دل قم کوچه کوچه میگيرد
يا کريمی که دل به تو بسته
از فراق تو آه میميرد
خاطر آسمانی ات انگار
گاه گاهی غبار غم دارد
بغض های شکستهی ناگاه
چشم هايی که دم به دم دارد ...
شعلهی آه و ...قلب بی تابت
در تب اشتياق میسوزد
باز هم قصهی جدايی ها
جگرت از فراق ميسوزد
چشم هايت دو چشمه کوثر شد
ياد داری وداع آخر را
دل خواهر چگونه تاب آورد
حسرت ديدن برادر را
زينب حضرت رضايی و
چشمهايی پر از شفق داری
ديدن غربت «ولی» سخت است
بانوی بی قرار حق داری
آمدی از مدينه تا ايران
برسانی چنين پيامت را
که تحمل نمی توانی کرد
لحظه ای غربت امامت را
سيرهی ناب فاطمی اين است
راه را بر همه نشان دادی
تو شهيد ولايتی بانو
در هوای امام جان دادی
سيرهی ناب فاطمی اين است
مادرت پا به پای مولايش...
محسنش جای خود، خود مادر
پشت در شد فدای مولايش
بين کوچه کبود شد بازو
ولی اسباب رو سپيدی شد
آه دست شکستهی مادر
بانی نهضت رشيدی شد
سيرهی ناب فاطمی يعنی
در شريعه رشادت عباس
تشنه لب از فرات برگشتن
دست و مشک و ...قیامت عباس
دست هايش قلم شدند آن روز
تا حديث حماسه بنويسد
همهی شعر را اگر شاعر
در دو مصرع خلاصه بنويسد:
هر کسی شد فدای مولايش
نام او در جهان علم گردد
مرقدش در تمامی عالم
قبله و کعبه و حرم گردد
یوسف رحیمی
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را
گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را
هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را
به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را
در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را
شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را
پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را
ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را
علی اکبر لطیفیان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
یوسف چرا به گوشه ی کنعان نمی رسد
این هجر، این عذاب به پایان نمی رسد
خشکم زده، ترک ترکم، تشنه ام، چرا
بارانِ رحمتی به بیابان نمی رسد
راهی شدم ز شهر و دیاری که داشتم
چشم ترم به حضرت باران نمی رسد
آه ای برادرم سر و سامانِ من تویی
این خواهرِ تو به سر و سامان نمی رسد
هم نیست قسمتم برسم محضرت رضا
هم بر لبِ ترک زده ام جان نمی رسد
در بینِ بسترم، نفسم با تو می زند
جانانِ من، به این دلِ ویران نمی رسد؟
قسمت نبود پیش تو باشم عزیز من
کارم دگر به دارو و درمان نمی رسد
آنقدرْ ناخوشم که در این لحظه های تلخ
دستم به سمتِ زلفِ پریشان نمی رسد
گرچه برادرانِ مرا سر بریده اند
آهم به آهِ زینبِ نالان نمی رسد
زینب دلش گرفت و صدا زد، خدای من
یک تن به دادِ این لب عطشان نمی رسد؟
شکرخدا نه نیزه، نه شمشیر خورده ای
نه از کمان حرمله ها تیر خورده ای
رضا باقریان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
دستی دوباره سوی حرم می کشد مرا
شکر خدا دوباره شدم زائر شما
بی بی چقدر نور و صفا دارد این حرم
دل را چه می برد طرف مشهد الرضا
چرخی میان صحن و رواق و قدم قدم
پایین پای می برد این واژه ها مرا
وقتی که قاب چشم ترم شد ضریح تو
مجنون و مست قافیه دم زد ز کربلا
حس می کنم دوباره دلم پر گرفت و رفت
آری زمان اذن دخول است و وهل أتی
از این به بعد واژه به دادم نمی رسد
تا دم زنم ز نای نی و سوز نینوا
بی بی دوباره بال خیالم گشوده شد
آری دوباره سوی حرم می کشد مرا
وحید محمدی
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
آیتى از خداست معصومه
لطف بی انتهاست معصومه
جلوهاى از جمال قرآن را
چهرهاى حق نماست معصومه
عطر باغ محمدى دارد
زاده مصطفى است معصومه
پرتوى از تلألوء زهرا
گوهرى پربهاست معصومه
ماه عفت نقاب آل كسا
دختر مرتضى است معصومه
اخترى در مدار شمس شموس
یعنى اخت الرضاست معصومه
زائران! یک در بهشت اینجاست
تربتش باصفا است معصومه
در توسل به عترت و قرآن
باب حاجات ماست معصومه
از مدینه به قصد خطه طوس
رهروى خسته پاست معصومه
تا زیارت كند برادر خود
فكر و ذكرش دعاست معصومه
روز و شب عاشق بیابان گرد
خواهرى باوفاست معصومه
یا مگر اوست زینب دگرى
كز برادر جدا است معصومه
تا بدانى كه نیمه ره جان داد
بنگر اكنون كجاست معصومه
از وطن دور و از برادر دور
حسرتش غم فزاست معصومه
گر چه نشكسته سینه و پهلویش
در دلش داغهاست معصومه
داغ زهرا و داغ اجدادش
وارث كربلاست معصومه
هر حسینیه بیت اوست حسان
چون كه صاحب عزاست معصومه
استاد حبیب چایچیان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی
گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی
من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی
من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی
توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی
دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی
هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...
تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم
مجید تال
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
#حضرت_معصومه
آیه ی انتظار معصومه
عزت پایدار معصومه
مایه ی افتخار معصومه
همه جا سفره دار معصومه
دختر و خواهر امامت بود
خانه اش معدن کرامت بود
چه قدَر حامیِ ولایت بود
از پدر یادگار معصومه
دستهای گره گشایی داشت
تا سحر ذکر ربنایی داشت
سجده می کرد و های هایی داشت
عبد شب زنده دار معصومه
روضه می خواند با خودش هرشب
اینچنین بود روضه اش بر لب
السلام علیک یا زینب
عاشق بی قرار معصومه
نیمه شب ناقه را سوار شد و
مثل زینب چه باوقار شد و
به بلا هم کمی دچار شد و
غربت بی شمار معصومه
در دلش عکس ماه افتاده
از مدینه به راه افتاده
در پیِ سر پناه افتاده
دل برید از دیار معصومه
بین راه از دلش هوار کشید
ناله از دل بی اختیار کشید
آه، از هجر روی یار کشید
بارها زد هوار معصومه
غربتش داشت بیشتر می شد
لشکر کفر حمله ور می شد
و به زینب شبیه تر می شد
زینب روزگار معصومه
لشکرش روی خاک افتادند
با تن چاک چاک افتادند
بی نشان و پلاک افتادند
شد به غم ها دچار معصومه
چشم هایش هماره دریا شد
شاهد جسم ارباً اربا شد
کربلایی دوباره بر پا شد
اشک بی اختیار معصومه
حاجتش دیدن امامش بود
یارضا یارضا کلامش بود
خنده این روزها حرامش بود
خواهر غمگسار معصومه
حیف حاجت روا نشد خانم
دردهایش دوا نشد خانم
از روی خاک پا نشد خانم
به رضا جان نثار معصومه
بین بستر دلش قرار نداشت
غیر اوضاع سوگوار نداشت
غیر یک نامه یادگار نداشت
هست ابر بهار معصومه
حال که من نیامدم، تو بیا
نصفی از راه آمدم، تو بیا
من زمینگیرتر شدم، تو بیا
قلب او گشته زار معصومه
گرچه در غربتی رضاجانم!
من هم از راه دور گریانم!
پس به فکر غریب عطشانم
روضه ی آشکار معصومه
بدنت زیر و رو نشد هرگز
با سنان روبرو نشد هرگز
نیزه سهم گلو نشد هرگز
هست در احتضار معصومه
رضا باقریان
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
.
.
#غزل_مصیبت
شهادت #حضرت_معصومه سلام اللّه علیها
چقَدَر زار زدی و خبر از یار نشد
تو سفر رفتی و چشمانِتَرَت تار نشد
دردِ هجرانِ علمدار تو را داد آزار
پایِ سر قافلهات راهیِ بازار نشد
همهجا دور وُ بَرِ محملِ تو مَحرم بود
گلی از دور وُ بَریهایِ شما خوار نشد
قصّهیِ خوار شدن جایِ خودش در ویران
خواست زینب بکِشد از کفِپا خار نشد
صورتِ دخترِ ارباب چنان مادر شد
هر کجا خواست کند تکیه به دیوار نشد
پایِ دیوارِ کجی بود نگهبان لج کرد
موجِ اِصرارِ حرم مانعِ این کار نشد
از سرِ کوچه سری پَرت شده در ویران
دیگر آرام نشد ندبهیِ دلدار نشد
#غزل #وفات_حضرت_معصومه
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی ✍
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
.
#غزل_پیوسته
شهادت #حضرت_معصومه سلام اللّه علیها
دیدهام در روضههایت اِضطرار و بیکسی
زندگیات بوده همراهِ غم و دلواپسی
گیر اُفتادی در این صحرا گِرهها وا کُنی
آخرِ روضه به فریادِ گداها میرسی
مَحملت در بینِ مَحرمها قدم برداشته
بُردهای دور از نگاهِ هیزِ هر خار وُ خَسی
دردِ هجران دیدهای امّا ندیدی شعلهای
میروی دنبالِ یار امّا نَه پایِ نیزهای
پیکرِ تو سوخت آیا تازیانه خوردهای؟
باغبانی و ندیدی غنچهیِ پژمردهای
دوری از دلبر برایت سخت بود امّا بگو
کهنهپیراهن به جایِ یادگاری بردهای
وقتِ تشییعِ تنَت گلها هجوم آوردهاند
عمّهجان حتماً به یادِ عمّهات افسردهای
عمّهات دنبالِ دلبر تا خودِ گودال رفت
دستوپا میزد برادر مادری از حال رفت
مادری از حال رفت و خواهری مضطر شده
خیمههایی سوخته گلبرگها پرپر شده
پایِ سر پایِ برهنه پابهپایِ شامیان
آنقَدَر شلّاق خورده بیرمق پیکر شده
پهلوانِ قدکمانِ دشتِ روضه زینب است
قدکمان در روضههایِ غارتِ معجر شده
زائرِ معصومه و ابرِ بهارِ زینبم
از غمِ دوریِ دلدارِ حرم جانبَرلبم
#وفات_حضرت_معصومه
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
.
#غزل_مدح
#حضرت_معصومه سلام اللّه علیها
سجّاده که وا کرد مثلِ مادرش شد
سهمِ همه جامِ دعا و کوثرش شد
سلطانِ عالَم شد هواخواهِ کسی که....
از ریزهخوارانِ حرم یا نوکرش شد
وَاللّهِه هر ناممکنی در زندگیام....
در لحظهای که داشتم من باورش شد
موسیَابنِجعفر میرود قربانِ بیبی
دیدی چگونه در صفت چون مادرش شد
دل داد بر او سائلی درمانده و دید
در آسمان پر میزند بال و پَرش شد
هر کس که میخواهد رضا سازد رضا را
از زائرانِ فاطمه با خواهرش شد
صحن و سرایش خانهیِ زهرایِ اطهر
هر جمکرانی ندبهخوان دور ُو بَرش شد
#غزل #مدح
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی✍
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
یا فاطمه ی معصومه
مظهرحجب و حیافاطمه ی معصومه
گوهر کشور ما فاطمه ی معصومه
مریم آل عبا فاطمه ی معصومه
جان به قربان تو یافاطمه ی معصومه
فاطمه نام تو و زِینِ اَبی بی بی جان
معدن عفت و کوه اَدبی بی بی جان
فَلَهُ الجَنهَ” هرآنکس که تورازارَبِقُم” حرمت خانه ی امید تمام مردم شده حج فقرا مثل امام هشتم ای که احسان وسخا،جود و کرم عادَتَکُم زمزم از حوض حیاط حرمت میجوشد خضر پیراهن خدام تو را می پوشد گرد شمع تو زدن حلقه تمام علما خاک بوسی شما فیض مدام علما بردن نام تو شد ذکر قیام علما زیر پاهای تو خاکند عِظام علما شاَن تو چیست
فَداها” به توگفته معصوم شاَن تو مثل خود فاطمه شد نامعلوم بهترین عبد خدایی و سراپا توحید به مقامت نرسد درک بشر بی تردید ای به دل های پراز غم شده نور امید خشتی از گنبد زرد حرم تو خورشید کردی آباد دل خشک کویرم را تو شهر قم مثل بهشت است برایم باتو هرکه بر روی لبش نام تو دائم دارد نظر لطف به او حضرت کاظم دارد دین ما هست در آن هرچه که لازم دارد تا احادیث صحیحی چوفَواطِم” دارد هرکسی درحرمت ذکر رضاجان برده روی درد و غمش انگار که سوهان خورده کربلا برده مرا شاه خراسان هربار شده ام عازم مشهد به دعایت بسیار کار من نیست به لطف و کرم تو دشوار باید این را بکنم تا به قیامت اقرار `حوض سلطان”شدم ازبسکه نمک گیر توام گفتم از فاطمه تا در پی تفسیر توام بازهم فاطمه و حال خراب و بستر گرچه از دردشب و روزشده چشمش تر زخم بر بازو و برسینه ندارد آخر با نفس هاش نیامد به لبش جان دیگر یاد زهراست اگر گریه ی او جانکاه است عمر هر فاطمه از آل نبی کوتاه است محمد داوری #شعر_مدح_اخت_الرضا #شعر_مدح_بنت_موسی_ابن_جعفر *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*