مدهوش..
ذلت ڪشِ هزار خیالیم و چارہ نیست لعنت بہ وضع دورِ زِ دلدار زیستن... -بیدل دهلوے
قبله ام دیوارِ عشق و آیه هایم نامِ توست
خاطرم اندیشه ء تو حاجتم دیدارِ توست
-راحم تبریزی
مرز بین عشق و نفرت خیلی باریکه
یهو میبینی کسی که نمیذاشتی گرد و غبار روش بشینه
داری از تماشا کردنش وقتی تو گل گیر کرده لذت میبری :)
کیمیاگر گفت: «قلب من از رنج میترسد.»
«به او بگو که ترس از رنج بدتر از خود رنج است.»