«فلتقع بالحب مع شخصا يرى أن حزنك هو أكبر مصائبه.»
دلبستهی کسی شو که غمگین شدن تو
بزرگترین دلنگرانیاش باشد.
این درد مانند سیاه چاله ای در حال بلعیدن اوست، منشأ ترسی شدید و در عین حال، آرامشی عجیب و خاموش.
گیاهخوار – هان کانگ
کوچهی خیلی باریکی در شاهرود هست که به خاطر پیچوتاب زیادش بهش میگن: کوچهی چهل پیچ. قدیما وقتی میخواستن دو نفر رو آشتی بِدن، میفرستادنشون تو این کوچه، وقتی که به هم میرسیدن رو در رو میشدن و مجبور به نگاه(:
قطعا یه روزی به همه کارای گذشته مون میخندیم، منتها برای بعضی خندهها،بهای زیادی دادیم .
مدهوش..
آن روز كه چشمانِ تو در من نگريست میبايد مُرد و باز میبايد زيست... -احمد شاملو
چند صائب سر به زانو در غم زلفش نهم؟
عاقبت مغز مرا فکر پریشان میخورد
- صائب تبریزی
در و که کامل نبندی
نمیدونی بادِ بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه
این میشه بلاتکلیفی...
تو زندگیت همیشه یا برو بیرون یا بیا تو و بعدش درو محکم ببند.
اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره !