eitaa logo
مدهوش..
316 دنبال‌کننده
88 عکس
24 ویدیو
0 فایل
«وابسته به کلمات و دنیا‌یشان» ؛ صحبتی هست درخدمتم... https://harfeto.timefriend.net/17825025485296 ؛ کپی؟! نه
مشاهده در ایتا
دانلود
این درد مانند سیاه چاله ای در حال بلعیدن اوست، منشأ ترسی شدید و در عین حال، آرامشی عجیب و خاموش. گیاهخوار – هان کانگ
کاش خلوت‌جایی بود میانِ زیست و عدم که هجرت کنیم آن‌جا.
کوچه‌ی خیلی باریکی در شاهرود هست که به خاطر پیچ‌وتاب زیادش بهش می‌گن: کوچه‌ی چهل پیچ. قدیما وقتی می‌خواستن دو نفر رو آشتی بِدن، می‌فرستادن‌شون تو این کوچه، وقتی که به هم می‌رسیدن رو در رو می‌شدن و مجبور به نگاه‌(:
با همه چیز کنار نیاین، شما لایق این هستین که باهاتون درست رفتار بشه.
قطعا یه روزی به همه کارای گذشته مون میخندیم، منتها برای بعضی خنده‌ها،بهای زیادی دادیم .
مدهوش..
آن روز كه چشمانِ تو‌ در من نگريست می‌بايد مُرد و باز می‌بايد زيست... -احمد شاملو
چند صائب سر به زانو در غم زلفش نهم؟ ‏عاقبت مغز مرا فکر پریشان می‌خورد - صائب تبریزی
در و که کامل نبندی نمیدونی بادِ بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه این میشه بلاتکلیفی... تو زندگیت همیشه یا برو بیرون یا بیا تو و بعدش درو محکم ببند. اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره !
دقت کرده‌اید جملات وارونه چگونه است؟ گنج، جنگ می‌شود. درمان، نامرد و قهقهه، هق هق. ولی دزد همان دزد است و درد همان درد است و گرگ همان گرگ. آری نمی‌دانم چرا من ، نم زده است و یار، رأی عوض کرده است. راه گویی هار شده و روز به زور می‌گذرد، آشنا را جز در انشا نمی‌بینی و چه سرد است این درس زندگی، اینجاست که مرگ برایم گرم می‌شود چرا که درد همان درد است.
و هر شب گم شدن در سیاه چالهای پوچ ذهن.
رنجِ دانستن دَمار از جانِ انسان میکشد، خوش بحال بی‌خیالان، جاهلان، خوش باوران :)
آن‌ها مرا نمی‌شناختند؛ فقط با آنچه در وهم و خیالشان واقع بود، تطبیقم می‌دادند. چه بسا که من بیش از آن بودم!
اغراق نمی‌کند ، غمش بلندای آسمان را گریان می‌کند .