امروز خیلی زیاد خوش گذشت و یکی از قشنگ ترین خاطره ها شد ولی خستگیش تا دو هفته تو بدنم خواهد ماند 💆🏻♀صب ساعت ده و نیم بود زنگ زدم مبینا تا بیاد دم مترو با مترو تا یه جایی و رفتیم و تقریبا یه سه چار کیلومتری راه رفتیم تا به مقصد برسیم چهل و پنج دیقه ای و توی کلیسا مشغول دیدن موزه و کلیسا بودیم و کلی عکس گرفتیم خندیدم گم شدیم که دیدیم ای وای دیر شد مبینا خداحافظی کرد باهام و منم رفتم سمت خونه تو راه خونه از کنار میدون امام رد شدم و خب یه سلامی هم به میدون امام کردم 😂✨