؛
[ خدایا painter را از دست ِ کودک
سالان ِ ایتایی نجات بده .. ؟ ]
من،
خودم،
جزء ِ همون کودک سالهای ایتایی بودم.
سیزده چهارده سالمم بیشتر نبود.
میدونید میخوام چی بگم؟
میخوام بگم کاش تو استفاده از کلمات
دقت کنیم.
اگر به من پر و بال داده نمیشد.
اگر برا تک تک دستخطایی که میزدم
غش و ضعف نمیکردن،
اگر اگر اگر . . .
به اینجا قطعا نمیرسید .
( جایی که الان هستم جااای خاصی
نیستا ولی به یه ثباتی رسیده . )
این مورد 1 .
مورد ِ 2 .
کاش دعا کنیم همون کودک سالها
از نابلدی و ناشیگری در بیان .
این با یه اجیمجی حله؟ نه .
یه بشکن چطور؟ نه .
زمان میخواد. زمان .
میدونم یه جااایی از وجود ِ اون بچههای نوپا، یه فرد ِ چشم انتظار هست که ببینه بالاخره هنرشون پر و بال میگیره .
مثل ِ من .
من درکشون میکنم .
با هم نامهربون نباشیم .
مورد ِ 3 .
هرجا یکی ازین بچها دیدی،
از خودت بپرس :
" من از کجا شروع کردم؟ "
چطوری بود کارام؟
دستخطم چطور بود؟
بطور ِ مادرزادی که بلد نیستیم هستیم دوستان؟
معقول باشید.
منطقی باشید.
همین .
Maedeh Graphy
مورد ِ 3 . هرجا یکی ازین بچها دیدی، از خودت بپرس : " من از کجا شروع کردم؟ " چطوری بود کارام؟ دستخطم
مورد ِ 4 .
انسان باید بداند همیشه
حالت ِ بهتری هست .
لذا، هیچوقت دست از تلاش،
دست از مطالعه،
دست از تَمرین،
برندارد .
• tonight .
• اتمام ِ پارچهنگاری میدان بهارستان تهران .
• به نام ِ : هیهات منا الذله .