هدایت شده از فرزانهی ِ عزیزم .
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما بسیار یاد ِ شما بودیم ..
فرزانه پزشکی
یکی از آنهایی بود
که امامحسین را خوب میشناخت.
و ما کلمهی (سفینة النجاة) را
به همین واسطه روی آویزها حک کردیم.
که «حُسین، تو بیسوال و جواب،
ما را نجات میدهی..»
#رزق_سفر
Maedeh Graphy
میگفت خاله،
شما خیلی قشنگ میکشین .
من اگه بخوام مثل شما همینجوری بکشم خیییلی قاراشمیش میشه .
بهش خندیدم گفتم خب منم اگه بخوام همینجوری برا خودم بکشم شاید قاراشمیش شه .
صدامو یواش تر کردم ،
گفتم یه رازی رو بهت بگم؟
من تو این کار یه کمک بزرگ دارم .
چشاش درشت تر شد .
ذوق زده گفت : چییی ؟
گفتم چون اینکار برا یه فرد خیلی قدرتمنده، از قدرتش قوت میگیرم و میشه .
خودمم نمیدونم چطور،
ولی میشه .
امامه که به آدما قدرت و قوت میده .
بخاطر اونه اگه قاراش میش نمیشه .
'
من برایتان خیلی بی قراری کردم .
خیلی دلم سوخت .
با همان دل سوخته بالغ بر ۱۰۰ طرح، طراحی شد و منتشر ..
من دلم خیلی برای ملت ِ بی شما آتش گرفت .
برای اینکه هرجای داستانتان را میدیدم، امام رضا دست روش گذاشته بود.
ما شما را نمیشناختیم .
ما شما را اصلا نشناختیم .
این ملت هرچه میفهمید از شما ،
دیر بود برای فهمیدنش .
من برایتان خیلی بی قراری کردم .
خیلی دلم سوخت .
خیلی .
• کار ِ دو سال پیش .