@Boofkur زهرا داداش گلم🤍
+
اگرچه شمعی و از سوختن نپرهیزی
نبینمت که غریبانه اشک می ریزی : )
هنوز غصهی خود را به خنده پنهان کن !
بخند ! گرچه تو با خنده هم غمانگیزی . . .
خزان کجا ، تو کجا تك درخت ِمن ! باید
که برگ ِریخته بر شاخهها بیاویزی
درخت ، فصل ِخزان هم درخت میماند
تو « پیش فصل » بهاری ، نه اینکه پاییزی
تو را خدا به زمین هدیه داده ، چون باران
که آسمان و زمین را به هم بیامیزی !
خدا دلش نمیآمد که از تو جان گیرد
وگرنه از دگران کم نداشتی چیزی ؛
-فاضلنظری
@avocado_0 آووکادو کلهپوك جونم🥑
+
به حُسنِ خلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن انکارِ کار ما نرسد
اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حُسن و ملاحت به یار ما نرسد
بحقّ صحبت دیرین ، که هیچ محرم راز
به یار یك جهت حق گزارِ ما نرسد
هزار نقش برآید ز کلك صُنع و یکی
به دلپذیریِ نقشِ نگار ما نرسد : )
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکّۀ صاحب عیار ما نرسد
دریغ قافلۀ عمر کانچنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد ؛
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش !
که بد به خاطرِ امّیدوار ما نرسد
چنان بزی که اگر خاكِ ره شوی کس را
غبارْ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصۀ او
به سمعِ پادشهِ کامکارِ ما نرسد . . .
-حضرتحافظ
@StarsNeveDie برای فریا خانوم گل گلاب🌸
+
گلرنگ شد در و دشت ، از اشكباری ما
چون غیر خون نبارد ، ابر بهاری ما
با صد هزار دیده ، چشم چمن ندیده
در گلسِتان گیتی ، مرغی به خواری ما
بیخانمان و مسکین ، بدبخت و زار و غمگین
خوب اعتبار دارد ، بیاعتباری ما
این پرده ها اگر شد ، چون سینه پارهدانی
دل پرده پرده خون است ، از پرده داری ما
یكدسته منفعت جو ، با مشتی اهرمن خو
با هم قرار دادند ، بر بیقراری ما
گوشِ سخنشنو نیست ، روی زمین وگرنه
تا آسمان رسیده است ، گلبانگ زاری ما !
بیمهرِ روی آن مه ، شب تا سحر نشد کم
اختر شماریِ دل ، شب زنده داری ما
بس در مقام جانان ، چون بنده جان فشاندیم
در عشق شد مسلّم ، پروردگاری ما
از فرّ فقر دادیم ، فرمان به باد و آتش
اسباب آبرو شد ، این خاكساری ما
در این دیار باری ، ای کاش بود یاری
کز روی غمگساری ، آید به یاریِ ما : )
-فرخییزدی
@NowFwr برای زهرا خانوم گل🪄
+
من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم ؟
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدارِ تو باشم !
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم
هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادیخور و غمخوار تو باشم
گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم
گر خداوند تعالیٰ به گناهیت بگیرد
گو بیامرز که من حامل اوزار تو باشم
مردمان عاشق گفتار من ای قبله خوبان
چون نباشند که من عاشق دیدار تو باشم
من چه شایستۀ آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم
گر چه دانم که به وصلت نرسم ، بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم . .
نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سرِ آنم که وفادار تو باشم : )
-جنابسعدی
برای داداش قشنگوم فا Sadden🌪
+
دین راهگشا بود و تو گمگشتۀ دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی
آهو نگران است ، بزن تیر خطا را
صیادِ دل از کف شده ! تا کی به کمینی ؟
این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی . . .
مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه ،کافیست ببینی
ای عقل ! بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق ! کجایی که ببینند چنینی : )
هم هیزمِ سنگین سریِ دوزخیانی
هم باغِ سبك سایۀ فردوس برینی
ای عشق ! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در سادهترین شکلی و پیچیدهترینی !
-فاضلنظری
javan-musics.comRubail-Azimov-Ayr-.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
سنی آیری منی آیری
فلك یازیب آیری آیری . . .
- mafghud -
مفقود 🇵🇸
سنی آیری منی آیری فلك یازیب آیری آیری . . . - mafghud -
درباره این آهنگ باید بگم که چهار پنج سال پیش اینو گوشش میدادم و دیروز خیلی اتفاقی شنیدمش وقتی تو ماشین بودم از رادیو پخش شد .
و من به معنای واقعی داشت جلوی بابام گریم میگرفت چون تازه برای اولین بار داشتم با تمام وجود درکش میکردم : )))))) 😭
هدایت شده از سنتورنوازِخیابونی ؛
من خود را باختم، تا تو برنده بمانی.
من خودم را سوزاندم، تا فروزان بمانی.
من خودم را کشتم، تا تو زنده بمانی.
و در آخر، من خودم را؛ فراموش کردم تا تو بر یاد بمانی!
واگویههایانسانِعاشق | آذردُخت
هدایت شده از 𝗡𝗢𝗧𝗮𝗕𝗢𝗟𝗙𝗮𝗭𝗟
568K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام اگه از گروه پایین هستی دوست خوب منی 🥰