دلممیخوادبهحرفمگوشکنیو
سردباهامبرخوردنکنیچونمیشکنم
میدونیکهبشکنمفراموشتمیکنم
درستهمهربونمامایهقلبیدارمازسنگ،،؛)
-مغموم-
یک دل و اینهمه غم؟ وای به من.
هر زمان فالی گرفتم 'غممخور' آمد ولی
این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد !