-مغموم-
پدیدآمدنمغموم! مغمومی در کار نبود فقط کافه حنیفایی بود با مالکیت ضُحا گذشت جند مدتی در کافه ی او س
ای کاش میتوانستم..
حداقل اجازه دهم که صدایم را بشنوی(:
ترسم از این است با شنیدن آن لرزش..
آن بغض نهفته و در نهایت با شکستن و آن و اشک ریختن باعث شود،قدم هایت بلرزد،شاید هم دلت به لرزه بیوفتد و مرا مجبور کنی که آرام بگیرم و خودت را مجبور کنی به آرام کردن(:
زبانم قادر به بیان دوری نیست اما به قول خواهم داد که نگذارم عید دیگر، تحول سال دیگر اینگونه آزرده باشی
-پارادوکس
هدایت شده از [ قُفلیــم | Gᴏғʟɪᴍ ]
ب اونایی که برا عید ذوق دارن و خوشحالن، به شدت حسودیم میشه!!
-مغموم-
ای کاش میتوانستم.. حداقل اجازه دهم که صدایم را بشنوی(: ترسم از این است با شنیدن آن لرزش.. آن بغض نهف
-تمام شد.
یک سال دیگر با تمام سردی ها و شکستگی ها و آمدنها و رفتن ها گذشت،اما تمام انچه باقی ماند دل ویران شده ی ما بوده(:
سال خوبی رو ارزو میکنم سالی رو ارزو دارم براتون که عاقبت بخیریتون توش رقم بخوره..؛
گذشت و با خیلیا آشنا شدیم بد دیدیم، بد کردیم و بد شکستیم و بد شکوندیم؛
مهم اینه سال جدید اشتباهارو،شکست ها رو و همچنین کل اتفاقای تلخرو بندازیم جلومون و تجربه بگیریم..(:
یادت باشد خانواده ی مغموم.
عید بهانه ایست براشنیدن صداهای فراموش شده
دیدن انسان های از یاد رفته
به یاد کسانی بودن که امسال گذاشتن رفتن:)
امسال با خیلیا آشنا شدم تو ایتا قشنگ بود همه چی حلال کنین بچه ها همین مخصوصا تو ای
سردِروحِویرانَشیدا:)
۱۴ تا عزیز در گذشته ی امسال در سال جدید خودشان و یادشان هستند.
انسان های زنده نیاز به محبت دارند و مردگان نیاز به فاتحه اما:
ما برای مردگان گل میبریم و فاتحه ی زندگی دیگران را میخوانیم..:)
توی سال جدید
[انسان باشید نه انسان نما]
عیدتون مبارک دوست دار شما مادر خانواده ی مغموم،پارادوکس💛
التماس دعا🤍
-پارادوکس
668_36745758785628.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
اینم بمونه از او!
کنارش خوبه مثل کنار رودخونه نشستن(: