کوهِ صَبرم من ولی از غُصه میدانم شَبی
بیگُمان این غم مَرا آخَر ز دنیا میبَرَد...
-مغموم-
اومدم بگم امروز هوا بارونیه و برفیه و دل من عزادار ولی خیلی خوشحالم که تو همچین روزی متولد شدی و
دختر عزیزم..
برات بهترینارو ارزو میکنم.
میدونی دوست دارم جوری ک اسم دخترمو روت گذاشتم..
در اخر تولد مبارک دختر بهار(:🤍
-افرامین(دلارامم)
-مغموم-
پدیدآمدنمغموم! مغمومی در کار نبود فقط کافه حنیفایی بود با مالکیت ضُحا گذشت جند مدتی در کافه ی او س
پدید آمدن آرامش!
با تاخیر یکساله شدن ارامشمون رو تبریک میگم عزیز من.
¹⁵اردیبهشت هوا ابری و اندوهگین حالت گرفته بود که کنارت بودم از ان پس در این مدت به طور پیوسته کنارت نبودم اما هرگاه از تمام دنیا بریده میشدم یا ارامشم از بین میرفت در ذهنم نام تو میدرخشید؛
روزها سپری شد چه خوب و چه بد قلب یکدیگر را شکستیم گاهی بحث و جدل گاهی مهربانی ،
قهر و آشتی و اشک و خنده،
همه ی خوبی ها و بدی ها گذشت و من دلهره ی سال جدید را دارم...
آیا اردیبهشت دیگر تو را خواهم دید؟!
1 ساله شدن ؟نه
12 ماهه شدن ؟نه
365 روزه شدن ؟نه
8،760 ساعته شدن ؟آره😍
مبارک🙂
دوسِتدارم🤍
-پارادوکس