اما نیرویی او را وا میداشت بگریزد؛ به گوشهای، کنجی، جایی دور از شهر، جایی دور از آدمها.
اگه کسی رو دارید که موقع غذا خوردن، حین مسواک زدن، وقتی کتاب میخونید، وقتی محو یه فیلم شدین، موقع راهرفتن توی خیابون، وقتی هندزفری توی گوشتونه و آهنگ گوش میکنید، زمانی که خونه مرتب میکنید، حین چای نوشیدن، وسط حسابکردنِ خریدا و توی روزمرگیهای زندگی ازتون عکس میگیره؛ شما خوشبختید، بی قید و شرط.
آخه به نظر من دلیل دعوا و جر و بحث اینه که آدم طرف مقابلش رو دوست داره و میخواد مشکلات رو درست کنه. باید یکی واست ارزش داشته باشه که از دستش ناراحت بشی و گیر بدی بهش؛ وگرنه آدم با رهگذری که باب میلش قدم برنمیداره دعوا نمیکنه که!
معشوقه بودن هم مزایای خودش را دارد.
آرایش سرخودی! آنقدر میبوسدت که گونههایت سرخ شود..؛)))
من آدم اعتراف کردن نیستم، همه چیز شناور در قلبم باقی خواهد ماند تا زمانی که تنم هزار تکه شود.