چیزی که من و آزار میده تضاد حرفاتون با اعمالتونِ وگرنه کجا من با آدم صاف و صادق در افتادم !
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
الان فقط دیگه دلم میخواد ناز کنم یکی نازمو بخره!
وقتی که میتوانی
ناگفته را بخوانی
خورشید را بچینی
نادیده را ببینی
در خویشتن بمیری
تا عرش پر بگیری
دیگر چرا نظاره
دیگر چرا نظاره
دیگر چرا نظاره