eitaa logo
مَهدآ
155 دنبال‌کننده
243 عکس
142 ویدیو
2 فایل
_بِسمِ‌الله_ نازے که تـو کَردی همِگان قِصـه شُمارند مَن نازِ تو را جان خَـرم ای جان که بیایـے... مَهدا؟! آرامـشِ‌شَب:) کپی‌هم‌که‌حلاله‌رِفیق 3> ارطبات‌: https://daigo.ir/secret/91804793525
مشاهده در ایتا
دانلود
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه غلط های زیادی...😎✨ ‌
هدایت شده از دال سین¦𝔻𝕒𝕝 𝕤𝕚𝕟🇵🇸
پادکست های سیاسی_قرآنی استاد قاسمیان رو که دنبال میکنید؟! کانال رسمی‌شونه .
هدایت شده از KHAMENEI.IR
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، امشب در پیامی تلویزیونی اهمیت راهپیمایی امسال روز جهانی قدس را بیشتر از سال‌های قبل ارزیابی و تأکید کردند: «إن‌شاءالله راهپیمایی امسال، یکی از بهترین، پرشکوه‌ترین و باعزت‌ترین راهپیمایی‌های روز قدس خواهد بود.» ۱۴۰۴/۱/۷ 💻 Farsi.Khamenei.ir
مَهدآ
هرکسی امروز‌ نره راهپیمایی، مسلمون نیست!
نفوذی یک روز مسئولان را نسبت به عدم ابلاغ قانون حجاب قانع می‌کند و یک روز نسبت به برخورد با مطالبه گران حجاب در شام روز قدس، قانع می‌کند. او ایران مقتدر نمی‌خواهد. برخورد با بی بند و باری و ابتذال مظهر اقتدار کشور است همچنان که راهپیمایی روز قدس مظهر اقتدار کشور بود. نفوذی چون نمی‌تواند اقتدار کشور را ببیند، در هر دو مورد مسئولان را به تصمیم غلط می‌رساند اما کور خوانده و کور خوانده و کور خوانده. يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ 🔻ترک فعل در ابلاغ قانون عفاف و حجاب جرم است
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهپیمایی روز قدس کجا بودی؟؟ + عراق😎
سنگین بود؛ خیلی سنگین. روی دوشم اضافی می‌کرد ولی مجبور بودم که به دنبال خودم بِکِشمش نفس نفس میزدم. جنازه را از روی کولم بر زمین گذاشتم، اما نه، جای جنازه روی زمین نبود. باید بر دوش میکشیدمش؛ ... گذاشتمش رو به رویم و خودم جلویش نشستم. منتظر خبر بودم که داخل شوم. قاصد، پرده را کنار زد و گفت اذن ورود دادند. همراهت را بردار و داخل شو. ... بازهم سنگینی می‌کرد در آن راهرو. اما دیگر نه، نمیشد وا بدهم . خوب می‌دانستم که به ملاقات چه کسی میروم . کم کسی‌نبود؛ خدا نباشد، قطعا تمثال اوست! اعلام ورود کردم و جنازه را نشان دادم . شیپور زدند و پرده های الماس نشانشان را کنار زدند. تنها وصله ناجور این همه نور و روشنی، من و این جنازه‌ی سیاه بودیم. سرم را پایین انداختم و به همراه جنازه وارد شدم. روبروی خودم گذاشتمش و زانو زدم. با جلال و شکوهی مثال نازدنی، از منبر خویش پایین آمد و روی جنازه را کنار زد. توان و دل‌ بالا آوردن نگاهم را نداشتم به صورت جنازه اشاره کرد و گفت : "او کیست؟'' گفتم : "منم!" با همان شکوه، گفت : "چه کنم؟ چه از من میخواهی؟'' گفتم: " خودم را بر دوش کشیده‌‌ام. آورده ام این جنازه را تا ببینیدش، 'من'‌اش را بریزید و بکوبید و از نو بسازید. ناب بسازیدش..." گفت : "برو که اورا خراب و آباد کردیم، برو و مواظب این آبادانی باش!" نامش‌را بر زبان آوردم و از جا برخاستم. حالا جنازه با من یکی شده بود. جنازه‌ای که دیگر‌جنازه نبود. برخاستم و رفتم . رفتم تا حفظ کنم این آبادانی را! رفتم تا باز هم دیداری تازه کنم با خویش دیداری تازه کنم با یار! یاعلی گفتم و برخاستم.... نوشته ف.ر