💠مَھدآ⁷²¹💠
یا آقا رو اونقدی که باید دوست ندارین!!
نداریم دیگه آقا (((:
اگه داشتیم که وضع روزگار ما این نبود...
آقا گفتن تو دزدی کردی؟
کفت آره
آقا گفتن اعتراف نکن
اگه اعتراف کنی انگشتاتو قطع میکنم
گفت آقا من دزدی کردم...(((:
💠مَھدآ⁷²¹💠
غلام سیاهه گفت نه آقا من دزدی کردم🙂
دیگه چاره ای نبود
باید بزنه دیگه چیکار کنه آقا
خلاصه انگشتاشو قطع کردن
اونجا بیمارستان و اینا نبود که بره پانسمان کنه
انگشتاش داشت خون میومد و این درد میکشید
گریه میکرد و میرفت
یکی از خوارج اومد(میخواست سوء استفاده کنه)
گفت آهای فلانی کی انگشتاتو زده؟کی اینقد بی رحمه؟
💠مَھدآ⁷²¹💠
یکی از خوارج اومد(میخواست سوء استفاده کنه) گفت آهای فلانی کی انگشتاتو زده؟کی اینقد بی رحمه؟
برگشت گفت آقام زده😊
علی بن ابیطالب زده
یعثوب المؤمنین زده
پناه عالم زده
وصی پیامبر زده
یدالله زده
عین الله زده
اذن الله زده
روح الله زده......
گریه میکردُ میگفت
گردنَمم میزد باکی نبود
داشت مدح امیرالمومنین میگفت در حالی که درد زیادی داشت🙂🙂