رنجِ مقدس...
ببین سخته
خیلی سخته
همون موقع هم منی که هنوز اول راهم،
غر میزنم به جون خدا ، جا میزنم ، بداخلاقی میکنم؛ولی بعدا میبینم عه!همین منو رشد داد!
همون موقع متوجه نیستیم خدا چقدر خوشمزه واسمون چیده و چقدر هر اتفاقی خیره؛
"الخیر فی ما وقع"
بعد که آدم خیرشو فهمید،
شرمنده خدا میشه ..
شرمنده میشه اون موقع چطوری با خدا حرف زده ..
ولی خدا میگه عب نداره؛
خدا خیلی قدرت درکِ بالایی داره :)
یبار اینو گفتم واسه یکی،
با عصبانیت برگشت گفت آره الان توی خونهی ما هرروز دعواست،خیرش چیه؟؟
برگشتم گفتم همین که باعث میشه تو یاد بگیری با آدما سازش کنی ..
اینکه باعث میشه تو بیشتر مواظب باشی توی زندگیت ..
اینکه یاد بگیری کنترل خشم کنی .. و..
میبینی؟
نیمهی پر لیوان،همیشه خوشمزهتر از نیمهی خالیشه دیگه.
ذهنٓ ماست که عادت داره موارد منفی یچیزی رو ببینه ..
مثلا همین که با یکی بحثمون میشه،
خصوصیات مثبتش یادمون میره و فقط منفیهاش میاد توی ذهن اون لحظه؛
اگه زرنگ باشی از توی این هم خیرشو میکشی بیرون...
خلاصه که آره رفیق؛
حتی یه دونه برگ از درخت هم بدون اجازهیِ خدای مهربونِ مقتدر،از درخت نمیافته.
من و تو که انقدر عاشقمونه رو چجوری این منبع بینهایت رها کنه؟؟ :)
چجوری اصلا واسمون بد بخواد وقتی توی حدیث قدسی میگه اگه میدونستید چقدر دوسِتون دارم،شرحه شرحه میشدین :))