چون خیلی ها رفتن کربلا
ولی عوض نشدن درحالی که خیلی ها به قول
حاج مهدی رسولی کربلا نرفتن ولی کربلایی اند!
این به شخصه تلنگر بزرگی برای من بود
چه کنم هستی اما نیستی که به سویت آیم،
پیاده پا را وِل کن آقا، گَر تو خواهی سینهخیز میآیم!
هر صبحِ خویش را با یادِ تو به شب سَر کرده ام،
راستش را خواهی آقا، در این دنیا من دِگر وا داده ام!
این را گفته ام آمدنت خیلی دیر شده!؟
شیعه ات بیش از پیش مظلوم است، وقتش نشده!؟
این بیقراری هایم را ببخش آخر دلم تنگ شده..
این عشقِ تو برایِ من سودایی شده!
آنقدر هر صبحِ جمعه چشم به در ها دوخته ام،
که آقا خود دانی جوانت چِقَدَر پیـر شده..
کار من هر صبحِ جمعه ندبه است و انتظار،
ناله هایم بی جواب است، چه اوضاعی شده!
آنقَدَر بغض در این سینه پاره دارم،
که همه اش مالِ تو است، درد و بلات جمع شده:)))