داشتم از تو یه کوچه ای رد میشدم...
این صحنه خیلی واسم جالب و قشنگ بود!
نگا کنین...
این گیاهِ بی دفاع و ضعیف که ما میتونیم تو یه لحظه لهش کنیم یا بچینیمش...
از وسط دیوار رشد کرده و زندگیشو نگه داشته...
میدونین بچه ها
داشتم به این فک میکردم
این گیاه حتی توان دفاع از خودش رو هم نداره...
ولی مایی که داریم
مایی که میتونیم تلاش کنیم
مایی که خدا داریم
مایی که اهلبیت داریم
مایی که حق انتخاب داریم
چطور نتونیم زندگی مونو اونجوری که خدا و اهلبیت می خوان بچینیم و بسازیم؟!
پس قطعا میشه فقط باید زرنگ باشیم:)!
شابد چیزایی که می خوام بگم به درد بعضیاتون نخوره ولی میتونین به خانواده هاتون منتقلش کنین
امروز که داشتم با تاکسی می اومدم خونه...
راننده تاکسیه کلییی گله و شکایت کرد از اوضاع اقتصادی و کلی بد و بیراه گفت و تهشم گفت خوش به حال خارجیا!
خوش میگذرونن واسه خودشون!