نفهمیدم "رسیدن" حلقه ی مفقوده ی عشق است؛
تو اما از شروعش، رسم دنیا را بلد بودی..
چنان بر روی صورت ریختی مویِ پریشانرا
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده ..
﮼ مَهـــدا ﮼
نوشت: تنها دلیل خنده هام؟؟ اون.
نوشت:
بیشتر از هرچیزی در این دنیا، دلم برای روزهایی که تو را دوست داشتم تنگ میشود.